تبليغاتX
اول شخص مفرد
هنر نسخه دوم جهان واقعی نیست از آن نکبت همان یک نسخه کافی است!

 

 

جايزه ادبي والس اولين دوره خود را آذرماه سال 82 و با موضوع داستان كوتاه با داوري مديا كاشيگر، حجت بداغي و عليرضا بهنام و نقد و بررسي هفتاد اثر آغاز كرد و در دومين و سومين دوره برگزاري خود به ژانرهايي  چون نقدادبي و شعر پرداخت و  با بررسي 54 اثر در حوزه نقدادبي و 375 اثر در حوزه شعر منتخبان خود را اعلام و معرفي كرد.  جايزه ادبي والس امسال در چهارمين دوره خود با اعلام فراخواني از سوي دبيرخانه اين جشنواره، از نويسندگان دعوت كرده است تا رمان‌هاي فارسي منتشر نشده خود را در اين دوره از جايزه ادبي‌اش شركت دهند.  

جايزه ادبي والس در اين دوره قصد دارد رمان‌هاي نويسندگان ايراني، افغاني، تاجيكي و ... را كه به زبان فارسي نوشته شده ‌ و تا امروز  به صورت رسمي و غيررسمي به شكل كتاب چه در ايران و چه در خارج از كشور منتشر نشده است را مورد نقد و بررسي قرار دهد و از ميان آنها برگزيدگاني را به جامعه ادبي كشور معرفي كند.

از اين رو به نظر مي‌رسد اين جايزه با دعوت از نويسندگاني كه آثارشان به دلايل مختلف و به انگيزه‌هاي مختف امكان چاپ و معرفي به جامعه ادبي و ادب‌دوستان  را پيدا نكرده است، حركتي ارزشمند و تامل برانگيز است، چرا كه بسيار مي‌بينيم كه افرادي به دلايل گوناگون، به دليل داشتن مشكلاتي از قبيل چاپ و نشر كتاب، پيدا كردن ناشر، توزيع  تا مميزي و صدور مجوز نشر و ... نمي‌توانند آثار خود را آن طور كه بايسته و شايسته است در معرض ديد و نقد جامعه ادبي كشور قرار دهند. به اين جهت برگزاري  جايزه ادبي والس اگر نتواند مشكلات پيش روي اين گروه را از سر راه بردارد، قطعا دريچه‌اي را براي برقراري ارتباط اين افراد با جامعه ادبي كشور  و شناسايي استعداد‌ها و توانايي‌هايي گروهي كه شايد به ناحق، خودشان و اثرشان، ناديده گرفته شده‌اند، بگشايد.

از اين رو نگاه برگزار كنندگان اين جايزه به اين ژانر ادبي ستودني است چرا كه اين گروه اعتبار و هويت اثر ادبي را وابسته به انتشار اثر در قالب كتاب نمي‌دانند و  با برگزاري جايزه‌اي با چنين رويكردي به نوعي اعتراض خود را نسبت به وضعيت نامناسب حاكم بر ادبيات ايران و مشكلاتي كه پيش روي نويسنده و اثرش قرار دارد، اعلام و مطرح كرده‌اند.

در دوره‌هاي قبلي اين جايزه نيز،  به ويژه دومين دوره برگزاري آن، حركت‌هاي جريان‌سازي در عرصه نقدادبي كشور صورت گرفت. در اين دوره از جايزه والس  به جهت كم‌مايه بودن وضعيت نقدادبي در ادبيات كشورمان چه به لحاظ تئوري‌ و نظريه‌‌هاي ادبي و چه به لحاظ جايگاه نقدادبي در ميان نويسندگان و منتقدان ، حركت‌ قابل تاملي از طرف برگزار كنندگان جوان اين جايزه انجام شد و براي اولين بار جايزه‌ايي مستقل براي ژانر نقدادبي در كشور برگزار شد و نقدادبي از حاشيه برگزاري مراسم ادبي به متن آن كشيده شد.  

و اما نقد و بررسي رمان‌هاي منتشر نشده از سوي جايزه ادبي والس در چهارمين دوره برگزاري اين جايزه، كه رمان‌ها و آثار منتشر شده در فضاي اينترنت را نيز شامل مي‌شود علاوه بر شناسايي و معرفي استعدادهاي ادبي كشور،  موجب مي‌شود تا زاويه ديد ديگرگونه‌اي به جريان ادبي الكترونيكي كه در فضاي وبلاگ‌ها و سايت‌هاي ادبي در جريان است، داشته باشيم و  رمان، داستان و ... را در شكلي جداي از فرمت كاغذ و متن  جست و جو كنيم و جنس ادبي وبلاگ و يا وبلاگ نويسي را در توليد محصولات ادبي جدي تر بگيريم.

چرا كه اين قالب ادبي به نوعي موجبات دسترسي راحت و ارزان‌تر را به كتاب و محصولات ادبي- فرهنگي فراهم آورده و به نوعي آزادي عمل بيشتري را در اين مورد به افراد علاقمند به اين حوزه مي‌دهد.

از طرفي برگزاري چنين جايزه ادبي و توجه به آثار منتشر شده در فضاي مجازي علاوه بر اينكه به نوعي نويسندگان به ويژه افرادي را كه آثارشان به دلايلي چون مميزي‌هاي اداره مميزي كتاب يا مشكلاتي از اين قبيل گرفتار عدم صدور مجوز چاپ و ... كرده، مورد حمايت خود قرار مي‌دهد و او را با مخاطب خود پيوند مي‌دهد، بلكه نويسندگاني را كه در كنار  مميزي‌هاي اداره مميزي گرفتار مميزي‌هاي ناشران مي‌شوند را نيز مورد حمايت قرار مي‌دهد. چرا كه بسيار ديده مي‌شود كه ناشران تمايل به پرفروش بودن آثار دارند و اگر بعد از بررسي‌هايشان به اين نتيجه برسند كه اثري كم‌فروش است يا با اقبال كمتري مواجه مي‌شود، رفتاري پيشه مي‌كنند كه نويسنده مي‌بايست فاتحه انتشار اثرش را بخواند و  از چاپ آن منصرف شود.

از اين رو شركت اين گروه از آثار ادبي در جشنواره‌هايي از اين دست علاوه بر اينكه فضاي بيمارگونه حاكم بر ادبيات ايران را مي شكند شايد به نوعي از اولين قدم‌ها براي اصلاح شرايط حاكم بر اين حوزه ادبيات و نقد ادبي كشور باشد. چرا كه نويسنده‌ايي كه شرايط چاپ و نشر اثرش را داشته باشد، حتما ترجيح مي‌دهد اثرش را به روي كاغذ و در قالب كتاب منتشر كند تا خواننده سنتي رمان را كه با بوي كاغذ انسي ديرينه دارد را نيز در جريان تولد اثر با خود همراه و همسير كند.  البته اشاره به  اين نكته ابدا به اين مفهوم نيست كه انتشار الكترونيكي اثر از طريق سايت‌ها و و بلاگ‌ها ارزشي كمتر از چاپ و نشر اين آثار داشته باشد چرا كه اين شيوه نيز امكان برقراري ارتباط نويسنده با مخاطب را به شيوه‌ايي مستقيم و متفاوت برقرار مي‌سازد و به نوعي بي‌واسطه كانال ارتباطي او با دنياي مخاطب مي‌شود، بدون اينكه ترسي از فيلتر‌هاي اداره مميزي يا مميزي‌هاي ناشران داشته باشد.

به هرحال برگزاركنندگان جوان جايزه ادبي والس كه امسال چهارمين دوره از اين جايزه را به منظور فراهم آوردن فضايي براي نقد و بررسي آثار منتشر نشده ادبي به زبان فارسي، برگزار مي‌كنند در طول شش سال فعاليت مداوم خود، در حوزه‌هاي مختلف چون داستان‌كوتاه، نقدادبي و شعر توانسته‌اند جريان‌هاي موازي و متناسبي را پيش ببرند و در راستاي بهبود شرايط و وضعيت حاكم بر  ادبيات در كشورمان گامي به پيش رو بردارند.

    

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 21:3  به قلم آمنه فرخی  | 

 

توماس ام. دیش" نویسنده، شاعر و منتقد آمریکایی در سن 68 سالگی به زندگي‌اش پايان داد.  اين نويسنده كه تا به امروز بالغ بر 20 اثر در فرم‌ها و مكاتب مختلف منتشر شده،  در حالي در آپارتمان شخصي خود در منهتن به زندگي‌اش پايان داد كه به دليل تخريب خانه‌اش در ساحل بارويل نيويورك توسط سيل و طوفان شديدا تحت فشار قرار گرفته بود.

به گزارش روزنامه نيويورك‌تايمز اين نويسنده چندماه قبل از بروز اين واقعه همسرش را به دليل آتش‌سوزي كه كه آپارتمان محل سكونت اتفاق افتاد، از دست داد. به گفته اين روزنامه بروز اتفاقات غم‌انگيز و مصيبت هاي پي‌درپي در روزهاي پاياني زندگي‌اش،اين نويسنده را بسيار غمگين، افسرده و از وضعيت عادي خارج كرده است.

اين نويسنده كه به دليل غز‌ل‌ها، داستان‌هاي تاريخي و مجموعه‌ داستان‌هايش در حوزه كودك و نوجوان در آمريكا و ديگر كشورهاي جهان مشهور است اولين داستان علمي تخيلي‌اش را در نشريه‌اي ادبي منتشر كرد و پس از آن با انتشار رمان «نسل كشي» 1965 به چهره‌ايي شناخته شده در آمريكا تبديل شد. وي در دهه 80 ميلادي ژانر علمي‌-تخيلي را رها كرد و به سراغ ژانر وحشت رفت اما به طور كامل نتوانست از ژانر علمي- تخيلي فاصله بگيرد. او در اين دهه ساختار داستان‌هاي علمي-تخيلي را با داستانهاي ترسناك و دلهره آور تركيب كرد . داستان‌هاي معلم، پزشك و كشيش از جمله اين آثار است.

 از معروف‌ترين رمان‌ها و مجموعه‌ داستاني ديش " آلفرد بزرگ"  1969،  " آليس سياه" 1968، " به سوي مرگ" 1973، گ مردي كه هيچ ايده‌اي نداشت" 1982  " خاطرات همسايگي" 1984، "كشيش" 1994 است كه به زبان‌هاي مختلف ترجمه و منتشر شده است.

اين نويسنده در سال دهه 1980 از تكنيك كلاسيت داستان‌هاي ترسناك در سري داستان‌هايش با عنوان Supernatural Minnesota  مورد استفاده قرار داد و ساختار داستانهاي علمي‌تخيلي را با داستان‌هاي ترسناك و دلهره‌آور تركيب كرد از اين مجموعه مي‌توان به داستان‌هاي معلم، كشيش و پزشك اشاره كرد.

 

«دني ايبس» نويسنده و شاعر ولزي يكي از دو جايزه ادبي 10 هزار دلاري انگليس را دريافت كرد. ايبس جايزه ده هزار دلاري كتاب سال ولز را به خاطر كتاب «حضور» كه درباره زندگي اين نويسنده پس از فوت همسرش است، دريافت كرده است. او در اين كتاب جنبه‌هاي مختلف از زندگي مشترك 50 ساله‌اش را در كنار همسرش و روزهاي بدون او را به تصوير كشيده و نشان داده كه چگونه پس از ازدست دادن همسرش در يك تصادف رانندگي، اميد خود را به زندگي از دست نداده است. دني ايبس 84 ساله كه تا به امروز 16 مجموعه شعر در انگلستان منتشر كرده است؛ به دليل انتشار همين مجموعه  شعرها شهرت جهاني يافته و چندين رمان و زندگي‌نامه‌ چند جلدي او نيز با استقبال خوبي مواجهه شده است.  

ايبس كه در حال حاضر در لندن زندگي مي‌كند در مصاحبه مطبوعاتي كه با روزنامه نيويورك تايمز انجام داده، گفته است: بعد از نوشتن اين كتاب ارتباط قدرتمندي ميان او و مخاطبانش ايجاد شده و نامه‌هاي بسيار از آنها دريافت كرده است كه در طول فعاليت ادبي‌اش در اين سالها بي سابقه بوده است. با وجود اين و با همه رضايتي كه از نوشتن اين كتاب در خود احساس مي‌كنم گه‌گاه دچار اين پريشاني مي‌شوم كه كاش اين كتاب را منتشر نمي‌كردم. هنوز نمي‌دانم كه همسرم از انتشار اين كتاب رضايت دارد و به من افتخار مي‌كند يا نه! چرا كه اين كتاب بيش از هر كس ديگري درباره او نوشته شده است.

ايبس كه متولد استان ولز و ساكن لندن است بعد از سي سال فعاليت در حرفه پزشكي، سرانجام به شكل حرفه‌اي به ادبيات و شعر پرداخته و در اين زمينه آثار متعددي را منتشر كرده است. او به خاطر سالها فعاليت در عرصه ادبي انگلستان در سال 1989 موفق به دريافت درجه دكتراي افتخاري از دانشگاه ولز شده است.

جايزه ادبي استان ولز  يكي از دو جايزه ده‌هزار دلاري در انگليس است كه هر ساله به بهترين كتاب در حوزه ادبيات و نقد ادبي اهدا مي‌شود. 


فردريك پوهل يكي از مطرح‌ترين نويسندگان ژانر علمي تخيلي آمريكا اثر ناتمام آرتور سي كلارك را به پايان رساند و آن را به ناشر سپرد.

«آخرين فرمول» آخرين اثر آرتور سي كلارك نويسنده داستان‌هاي علمي- تخيلي يكي از صميمي‌ترين دوستان پوهل، پس از مرگ اين نويسنده ناتمام باقي مانده بود كه با همكاري ناشر اين اثر «انتشارات هارپركولينز» و فردريك پوهل سرانجام به پايان رسيد.

پوهل در مصاحبه مطبوعاتي‌اش اعلام كرد كه  ارتور قبل از مرگش با او در مورد كتاب‌ها و قرارداد‌هايي كه با ناشرش دارد صحبت كرده و نسبت به ناتمام ماندن آنها ابراز نگراني كرده است. به گفته پوهل سي كلارك از او خواسته كه براي اتمام كتاب به او كمك كند. بنابراين كلارك پيش از مرگش متن دست‌نويس رمان پس از بازخواني در اختيار پوهل قرار داده و گفته است: ديگر نمي‌تواند به روي داستان‌ها متمركز شود و جريان داستان‌ها در ذهن او مسير خود را از دست داده‌اند.

پوهل، نويسنده اثاري چون «دربازه» 1977، «پسري كه مي‌خواست تا ابد زنده‌بماند» 2004، «پايان ديگر زمان» 1996،  « ستاره محصور» 1983، « كشتي بردگان» 1956 اعلام كرد: تمامي نكاتي كه به اين رمان اضافه شده به پيشنهاد خود سي كلارك بوده و پيش از مرگ در اين رابطه با او مشورت كرده است.

آرتور سي كلارك نويسنده مطرح انگليسي و خالق اثار ماندگاري چون «شن‌هاي مريخ»، «2001؛ اديسه‌ي فضايي»، «ميعاد با راما» و «امپراتوري زمين» از دهه‌ 60 به دليل بيماري به روي ويلچر نشست و ازناراحتي تنفسي رنج مي‌برد.

سي‌كلارك چندي پيش به دليل اختلال در سيتم تنفسي‌اش در سن 90 سالگي در سريلانكا چشم از جهان فرو بست.

   بخش هایی از این مطلب در روزنامه همشهری (۱۷ و۲۴ تیر) منتشر شده است


به زودی کارگاه ترجمه اسدالله امرایی در کانون هنری م.آذرفر برگزار می شود.

وضعیت رسیدگی به خبرنگاران اخراجی روزنامه مردم نو   را بخوانید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8:31  به قلم آمنه فرخی  | 

 

  

پوپوليسم از ريشه‌ي«popul» يا «populus» و به معناي «مردم‌باوري» و «عوام‌زدگي» است كه در آن مفهوم خلق يا مردم مقدس و ارزشمند شناخته شده و خواست مردم عين حق در نظر گرفته مي‌شود. نقطه آغازين اين گرايش، پوپوليسم، در جهان در حقيقت مربوط به جنبش‌هاي انقلابي تندرو روسيه در قرن نوزده است. در اين قرن به ويژه در دهه 1860 ميلادي جنبشي انقلابي به نام ناروديك قصد ترويج باورها و انديشه‌هاي پوپوليستي داشت و فضائل اخلاقي دهقانان و عامه مردم را عين حق مي‌دانست اما رفته رفته با نزديك شدن دهه‌هاي پاياني قرن نوزدهم پوپوليسم در فضاي ماركسيستي و ادبيات متعلق به آن، كه زيربنايي تشكيلاتي و منضبط و حزبي داشت به صورت شعاري تحقير آميز براي تحقير هر آنچه در مقابل آنها قرار مي‌گرفت و در معناي وسيع‌تر به معناي عوام‌زدگي مورد استفاده قرار گرفت.

در اين گرايش جلب و همراه‌كردن پشتيباني مردم با دست‌آويز قرار دادن وعده‌هاي كلي، بزرگ و مبهم، تحت مديريت و رهبري هوشمند و با رويكردي ضد امپرياليستي صورت مي‌گيرد و از آنجايي كه در اين سيستم توجه و قداست خاصي متوجه عوام است، اهداف سياسي بنابر اراده و نيروي مردم و سواي فعاليت‌هاي احزاب يا نهادهاي سياسي پيش مي‌رود.

البته بايد توجه داشت كه اين آيين‌ها و سياست‌هاي خاص پوپوليستي در كشورهاي مختلف شكل‌ها و ساختار مختلفي پيدا مي‌كند و در مواردي تا حد بروز ستايش‌هاي بيمارگونه و مخرب از مفهومي به نام توده‌ پيش مي‌رود. نمونه اين جريان در سال‌هاي پس از 1945 ميلادي همزمان با روي‌كار آمدن رويكرد راست‌گرايانه مك‌كارتيسم و همينطور در ساختار چپ‌گراي حزب سوسياليست نورمن تامس در آمريكا قابل بررسي است.

 در اين نگرش اراده جهت دار توده مردم نسبت به عدالتخواهي بسيار چشمگير است و اين اراده در مقايسه با سيستم‌ها و مكانيسم‌هاي مختلف بسيار موفق‌تر و كارآمدتر است.  در حقيقت پوپوليسم واكنش به انديشه‌ها و آرا و روش‌هاي نظام‌هاي سياسي مبتني بر نمايندگي است كه در مقابل احساس وقوع بحران، به تجليل پنهان يا آشكار از كانون آرماني خود مي‌پردازد. با اين وجود به دليل فقدان ارزش‌هاي بنيادي، از عوام بيشتر تاثير مي‌گيرد و در هر محيطي، ويژگي‌هاي همان محيط را مي‌پذيرد و عملا پديده‌اي سراسر گذرا است.

به هر حال با مرور پوپوليسم،  با همه تنوع و ساختارهاي متفاوتي كه در تاريخ اجتماعي معاصر داشته‌ با موج احساسات توده مردم روبروست و به اين واسطه است كه مشروعيت سياسي پيدا مي‌كند. به اين معنا كه  تشكيلات و گروهي در جوامع موفق خواهند بود كه بتوانند با استفاده از موج پوپوليسم در جامعه، توده مردم را به سمت و سويي كه خود مي‌خواهند هدايت كنند.

با اين تفاسير پوپوليسم در هر موقعيت و ساختار جغرافيايي پوپوليسم است و در تاريخ و جغرافياهاي مختلف نيز تنها كاركردهاي متفاوتي از خود نشان مي‌دهد، چرا كه يگانه شعار اين نگرش در هر سرزميني اعتماد به توده در مقابل عمل است.

 

مردم‌داري و مردم باوري پوپوليسم

 

براساس بحث‌هاي نظري در رابطه با نگرش پوپولسيم هميشه دو مسير وجود دارد؛ در يك نگاه پوپوليسم معادل مردم‌باوري است. به اين ترتيب كه از مركز قدرت آزادي‌ها و امتيازهايي به مردم داده مي‌شود و به نوعي مردم در ساختار قدرت به بازي گرفته مي‌شوند. در اين شيوه نخبه‌گرايي و نخبه‌باوري و هر آنچه كه گروهي را از توده مردم متمايز كند مورد توجه قرار نمي‌گيرد و مذموم شناخته مي‌شود.

 در نگاه ديگر پوپوليست به معناي مردم‌داري است كه به اين ترتيب كانون قدرت با دادن اميد واهي به جامعه و تاكيد بر عقايد فراموش شده آنها به بهره‌برداري از جامعه مي‌پردازد. استفاده از اين نگرش در جذب توده و بهره‌برداري از انها براي دسترسي ساده‌تر به اهداف قدرت‌ها آنقدر بارز و مشخص است كه بسياري از نحله‌هاي فكري مثل ناسيوناليسم، ماركسيسم، نازيسم و ... براي رسيدن به اهداف و سياست‌گذاري‌هايشان اين نگرش را مورد توجه قرار داده‌اند و حداقل يكي از پايه‌هاي ‌حكومت خود را بر اساس شعارهاي پوپوليستي انتخاب كرده‌اند.

پوپوليسم به دليل گرايش به شعارهاي مردم‌گرايانه و جذب توجه مردم همواره مورد مخالفت امپرياليست‌ها و ناسيوناليست‌هاست اما همين امر هم مانع از اين نشده كه اين نحله‌هاي فكري نيز از ويژگي‌ها و امتيازات آن در جهت منافع خود بهره نبرند. اين جريان را مي‌توان در سطوح و لايه‌هاي متفاوت در اديان مختلف نيز پي‌گيري كرد. در ادياني مانند اسلام و مسيحيت به ويژه در مواجهه با تندروي‌هاي گروه‌هايي چون طالبان، وهابيت، صهيونيسم يهودي و مسيحي اين جريان به راحتي  قابل مشاهده و بررسي است. اين گروه‌ها غالبا با شعارهاي عوام‌گرايانه خود توده مردم را به سوي خود جلب مي‌كنند و ادعا مي‌كنند كه همواره منادي دين راستين بوده‌اند و براي دسترسي اسان‌تر به اين هدف رسانه‌هاي مختلف چون راديو، تلويزيون، ماهواره و ... را براي طي كردن مرزهاي جغرافيايي در اخيتار مي‌گيرند.


پوپوليسم ايراني
و تقابل آن با دموكراسي

 

در ايران نيز به نظر مي‌رسد جريان‌هاي سياسي خيلي زود به سمت پوپوليسم كشيده مي‌شوند. در بسياري موارد ديده مي‌شود كه افراد يا گروه‌ها با تهيج احساسات مردم و با استفاده از شيوه‌ها و روش‌هاي غيردموكراتيك و با برانگيختن و تحريك كردن احساسات مذهبي ملي مردم، آراء بيشتري را به سمت خود جلب مي‌كنند بدون اينكه انچه را كه لازمه دموكراسي است رعايت كنند. چرا كه لازمه دموكراسي شفافيت و آگاهي مردم است. درحقيقت دموكراسي بر آراي تك تك افراد مبتني است و مردم آگاهانه و با اطلاع كافي امور را پيگيري مي‌كنند، اظهار نظر مي‌كنند و از همه مهم‌تر نخبگان نيز در اين فرآيند جايگاه ويژه‌ي دارند و صاحب‌نظرند. در حالي كه  پوپوليسم با كنار گذاشتن نخبگان و هر آنچه از توده مردم متفاوت است، ديدگاه‌هاي خود را دنبال مي‌كند.

در ايران متاسفانه به دليل وجود دوره‌هاي حكومتي استبدادي در زمان‌هاي مختلف و به دليل اينكه مردم از سطح سواد و دانش اندكي برخوردار بوده‌اند پوپوليسم به سرعت گسترش پيدا كرده است. حتي امروز نيز به با وجود آنكه جامعه شهري در ايران وسعت پيدا كرده و ميزان سواد سطوح مختلف جامعه بيشتر شده است به اين دليل كه جريان دموكراسي همچنان بستر مناسب و شايسته‌ خود را بدست نياورده، گرايش پوپوليستي بر جامعه غالب  است كه به نظر مي‌رسد صدمات جبران‌ناپذيري را به آزادي‌هاي فردي و اجتماعي افراد وارد مي‌كند. در ايران در مقايسه با ديگر كشورها كه تجربه‌هاي پوپوليستي بر آنها حاكم بوده اين گرايش قوت بيشتري داشته چرا كه در كشورهاي ديگر به ويژه كشورهاي اروپايي – هرچند كه نمي‌توان دموكراسي حاكم بر اين كشورها را صدردصد كامل و واقعي دانست- به جهت آزادي احزاب مختلف، تعدد و تنوع آنها و همينطور آزادي مطبوعات و بيان، تصميماتي كه با شعارهاي پوپوليستي گرفته مي‌شود به هرحال تحت تاثير يك عقل جمعي به سامان مي‌رسند.

در حالي كه جامعه‌ايي كه در آن احزاب آنچنان تنوع و تعدد ندارند و مطبوعاتش آنطور كه شايسته و بايسته است اجازه فعاليت ندارند چه جامعه و چه فرد اجازه مانور ندارند و تنها يك راي پيش‌روي خواهند داشت. در اين صورت تفاوت‌ نظر، انديشه، گفتمان و چالش و بحث آنطور كه در دموكراسي وجود دارد قابل دسترسي نيست.

در اين صورت است كه اگر سيستمي به سوي مقصد نادرستي حركت كند و دچار اشتباه شود به اين دليل كه همه مطيع آن سيستم هستند به راه خطا مي‌افتند و احتمال جبران خطا در اين شيوه بسيار اندك است. از اين رو به نظر مي‌رسد، به طور كلي اين گرايش نزد افرادي كه مي‌خواهند براي رسيدن به اهدافشان از احساسات مذهبي توده‌ها استفاده كنند، شيوه‌اي محبوب‌تر و كارآمدتر است.

 

 

این یادداشت در شماره ۱۲ نشریه طبرستان سبز منتشر شده است.


 لباس سبز امام حسین را در خوزه آرکادیوی اول بخوانید.

نشانه شناسی فرهنگی و زبان شناسی رمان بیوتن را در همشهری بخوانید.

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 21:34  به قلم آمنه فرخی  | 

  

آثار داستايوفسكي در ميان آثار ادبي ديگر نويسندگان صاحب‌نام روس به لحاظ وسعت  مفاهيم مختلف و منظرهاي تاريخي، ادبي، روانشناختي و فلسفي همواره مورد توجه بوده است.

داستايوفسكي نويسنده و متفكري است كه در آثارش وجوه مختلف انساني را از خير و شر مورد بررسي و واكاوي قرار مي‌دهد. قهرمانان و شخصيت‌هاي آثار او به لحاظ ماورايي و زميني همواره مورد توجه او بوده‌اند، به نوعي كه خواننده در مقابل رمان‌هاي او با شخصيت‌ها و نمونه‌هايي مواجه مي‌شود كه سرشار از نيروهاي متضاد انساني‌اند. در واقع اين نويسنده روس با وسواسي خاص و تفكر و تأمل در آنچه واقعيت انساني است، شخصيت‌هاي آثارش را خلق كرده است.

 

                                                                                                                 ادامه            

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 12:22  به قلم آمنه فرخی  | 


 

 مارجيت ساندمو نويسنده هشتاد و سه ساله نروژي كه تا به امروز بالغ بر يكصد و پنجاه رومان منتشر كرده است در مصاحبه با اهالي مطبوعات ناگفته‌هايي از دوران نوجواني‌اش را با خوانندگان و دوستدارانش درميان گذاشت.

نويسنده « افسانه‌هاي تاريخي» كه يكي از بزرگترين دغدغه‌ها در آثارش پرداختن به موضوعات تاريخي و مباحث ماوراءالطبيعه است در مصاحبه‌ايي با خبرنگار روزنامه گاردين اعتراف كرد كه در دوران نوجواني به جهت دفاع از خود يك مرد را كه قصد تعرض به او را داشته با ضربات سنگ به روي سرش به قتل رسانده است. او بعد از گذشت 70 سال از اين اتفاق صحنه حادثه را با جزئيات و به دقت براي خبرنگاران توصيف كرد و گفت: پس از اين كه با سنگ ضرباتي به سر مرد زدم او مرد و او را در گودالي خاك كردم تا كسي متوجه جريان نشود.

مارجيت ساندمو كه نوشتن را از چهارمين دهه زندگي‌اش آغاز كرده است تا به امروز آثار بسياري را در حوزه رمان و داستان كوتاه منتشر كرده و به تازگي رمان «مسحور» را به زبان انگليسي به بازار ادبي جهان ارائه كرده است.

اين نويسنده كه همواره در مصاحبه‌هايش از توانايي‌هايي بررسي و تحليل رفتاري آدم‌ها و ارتباط با ارواح و آدم‌كوتوله‌ها حرف مي‌زند در مصاحبه با گاردين گفت: بعضي‌ها فكر مي‌كنند كه من ديوانه‌ام  اما من آدم‌ها را از زاويه‌هاي ديگري مي‌بينم و بررسي مي‌كنم.

اين نويسنده كه قريب به هفتاد سال است جريان اين قتل را حتي از خانواده‌اش پنهان كرده، اعتراف كرد در طول اين سال‌ها زندگي سخت و عذاب‌آوري را دنبال كرده است.

ساندمو كه در حال حاضر در انگليس زندگي مي‌كند  بعد از اعتراف به جريان قتل اعلام كرده كه با اين شرايط راحت‌تر مي‌تواند روي سه طرحي كه در ذهن دارد فكر كند و با تمام شدن تابستان يكي از آنها را براي نوشتن انتخاب و آماده كند. 

اعترافات ساندمو با وجود اينكه اين روزها يكي از داغ‌ترين اخبار رسانه‌ها و روزنامه‌هاي انگليسي زبان شده است،  تا به امروز واكنشي را از طرف پليس اين كشور به همراه نداشته است.

 

 

 

 

 

مارگارت اتوود شاعر و نويسنده فعال كانادايي و برنده جايزه بوكر سال 2000 برنده معتبرترين جايزه بين‌المللي اسپانيا شد. در اين جايزه كه از سوي بنياد شاهزاده استورياس براي ادب‌ دوستان و نويسندگان در سطح جهاني در نظر گرفته شده ،  تا امروز 32 نفر از 24 كشور به عنوان نامزد‌هاي دريافت اين جايزه اعلام  و معرفي شده‌اند.

مارگارت اتوود  نويسنده، شاعر و يكي از فعالين در حوزه زنان نيز به عنوان يكي از چهر‌هاي ماندگار در حوزه‌ ادبيات داستاني در كنار ريچارد فورد آمريكايي، خورخه سمپرون اسپانيايي و هاروكي موراكامي ژاپني به عنوان نامزد‌هاي اين جايزه انتخاب شده‌اند.

آثار اتوود در زمينه رمان، داستان‌كوتاه و شعر و ادبيات كودك و نوجوان و نقد ادبي از جمله آثار مطرحي است كه در سال‌هاي اخير  در 38 كشور و به 25 زبان مختلف ترجمه شده‌اند.

اتوود كه به عنوان شاعر و نويسنده مخالفت‌ها و پيگيري‌هاي زيادي بر ضد سانسور ادبي در كشورش دارد، در سال 2002 نيز به عنوان يكي از نامزدهاي نهايي جايزه نوبل ادبي در بخش شعر در ليست نامزدهاي اين جايزه قرار داشت كه موفق به دريافت آن نشد.

و اما جايزه ادبي استورياس كه اسپانيا با نام جايزه شاهزاده معروف است تا به امروز نويسند‌گان مطرحي چون ادواردو گالئانو از اروگوئه، علي احمد سعيد ( آدونيس) شاعر عرب از فرانسه، آنتوني تابوكي از ايتاليا و اسماعيل غداره از آلبان تعلق پيدا كرده است.

اين جايزه 50 هزار يورويي پيش از اين از طرف بنياد شاهزاده آستورياس به نويسندگاني چون ماريو بارگاس يوسا، دوريس ليسينگ،آرتور ميلر، كارلوس فوئنتس، پل استر و گونترگراس اهدا شده است.

چشم‌گربه1988،  عروس فريبكار1993، گريس ديگر1996، اوريكس و كريك 2003 از جمله اثار مارگريت اتوود هستند كه به فارسي نيز ترجمه شده‌اند. اين نويسنده در سال 1985 با رمان «قصه كلفت» و در سال 2000 با رمان « آدم‌كش كور» جايزه‌هاي آرتور سي كلارك و بوكر را به خود اختصاص داده است.

 

 

  این مطلب در همشهری مورخ ۱۱ تیر منتشر شده است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 13:2  به قلم آمنه فرخی  | 

رد و مدح حسن بصری 

 

مولانا ابوسعید حسن بن ابی‌الحسن یسار بصری امروز به عنوان يكي از چهره‌های شاخص و تأثیرگذار در تاریخ تصوف اسلامی مطرح و شناخته شده است. و از او به عنوان سرآغاز تاريخ عرفان نام مي‌برند.  اگر چه شخصيت و آراء حسن بصري ابعاد و جنبه‌هاي گوناگوني دارد و از او به عنوان يكي از بزرگان عامه و صاحب مكتب تفسيري ياد مي‌كنند اما اين اشكال نيز به او گرفته مي‌شود كه اراء و انديشه‌هاي او با اهل بيت (ع) به ويژه اميرالمومنين (ع) همواره محل رد و تاييد انديشمندان و اساتيد فلسفه و عرفان قرار گرفته و تا به امروز در اين زمينه نظر قطعي و محكمي به دست نيامده است.

در نشست «حسن بصری گنجینه دار علم و عرفان» که چندی پیش در سرای اهل قلم و با حضور استاد اکبر ثبوت. دکتر نصرالله حکمت و دکتر شهرام پازوکی برگزار شد اندیشه های حسن بصری و ارتباطش با اهل بیت (ع) مورد بحث قرار گرفت و دیدگاه ها و آرای صاحب نظران این حوزه در رد و تایید حسن بصری و آثارش طرح و بررسی شد.

                                                                   

                                                                                  ادامه

   


 اشتباه حروف چینی از نظر جریده فهیم کیهان را در سرگرد بخوانید.  

       

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:2  به قلم آمنه فرخی  | 

 

 

 

جرالدين بروكز، رمان‌نويس و روزنامه‌نگار استراليايي دومين جايزه ادبي را از آن خود كرد. اين نويسنده كه در سال 2006 به خاطر رمان «قدم رو» موفق به دريافت جايزه پوليتزر شد، امسال نيز جايزه كتاب سال- بخش ادبي- استراليا را براي كتاب «مردم اهل كتاب» به خود اختصاص داد. او در اين كناب همپوشاني و همياري اديان الهي را در قالب داستاني جذاب و گيرا به تصوير كشيده است.

داستان « مردم اهل كتاب» كه به قلم بروكز به رشته تحرير در آمده درباره اثري تاريخي متعلق به يهوديان است و حوادث آن در زمان جنگ‌هاي سارايوو اتفاق مي‌افتد. در اين اثر كه حوادث آن همزمان با شروع جنگ سارايوو آغاز مي شود، سرگذشت 500 ساله تاريخ  اين منطقه با مرور كتاب مقدسي به نام «هاگادا» بازخواني مي‌شود.

 

جرالدين بروكز جايزه كتاب سال را طي مراسم باشكوهي در شهر ملبورن دريافت كرد. رمان ديگر او با عنوان «مارش» نيز كه در سال 2006، موفق به دريافت جايزه پوليتزر شد،  رويدادها و اتفاقاتي كه در طول جنگ‌هاي داخلي آمريكا اتفاق افتاده را به تصوير كشيده است. بروكز در اين اثر با ديدگاهي انتقادي به جنگ‌هاي داخلي آمريكا مي‌نگرد و زندگي پرفراز و نشيب يك افسر نظامي آمريكايي را در خلال جنگ به همراه خانواده 5 نفره‌اش در شهر ماساچوست به حال خود رها شده‌اند، را به رشته تحرير در مي‌آورد.

اين نويسنده كه متولد سيدني استراليا است و در آنجا زندگي مي‌كنند، تا به امروز به عنوان روزنامه‌نگار در روزنامه‌ها و نشرياتي‌ چون «وال استريت ژورنال» و « سيدني مورنيتگ هرالد» قلم زده است. او يكي از روزنامه‌گاران صاحب‌نامي است كه گزارشات خبري ويژه‌ايي را درباره خاورميانه، آفريقا و بالكان در نشريات و روزنامه‌هاي سراسر جهان نوشته و منتشر كرده است.

 

جرالدين بروكز كه تبعيت استراليي- آمريكايي دارد، همسر « توني هورويتز» نويسنده و روزنامه‌نگار است كه او نيز در سال 1996، يك دهه پيش از همسرش؛ موفق به دريافت جايزه پوليتزر شده است.

در جايزه كتاب سال استراليا از  "دیوید مالوف" - شاعر و نویسنده مطرح استرالیایی - به خاطر یک عمر فعالیت و همچنین "لیود اونیل" به خاطر خدمات ارزنده در عرصه ادبیات تجلیل شد.

 

 

 

 

 

ايندرا سينها، نويسنده مشهور هندي و نامزد جايزه بوكر سال 2006 از دهم ژوئن سال جاري تا امروز، مدت 8 روز است كه به اعتصاب غذاي نامحدود پرداخته تا به اين وسيله توجه جامعه جهاني را به منطقه بوپال و مصيبت‌زدگان فاجعه اين منطقه جلب كند.

 

اين نويسنده به اين وسيله اعتراض خود را از شركت « يونيون كاربيد» كه توليد كننده سم گياهي در هند است اعلام كرده است. اين شركت به دليل پخش اين گاز در مركز شهر بوپال موجب مرگ بيش از 8 هزار نفر از اهالي اين شهر شده و نيم ميليون نفر از اين جمعيت را به عوارض جسمي مبتلا كرده است.

اين نويسنده در يكي از رمان‌هايش با عنوان «مردم حيوانات» به اين مسئله پرداخته است. او در اين اثر به طور همزمان روايت‌هاي مختلفي را از سه شخصيت داستان طرح مي‌كند كه به دليل استشمام گاز سمي در معرض مرگ فوري قرار گرفته‌اند.

 

اين نويسنده كه در حال حاضر در فرانسه زندگي مي‌كند براي مبارزه با شرايط حاكم بر شهر بوپالي، با 9 نفر از مبارزان اين شهر تصميم گرفتند تا با اعتصاب غذا، توجه جهانيان را به اين مساله جلب كنند. اعتصاب كنندگان معتقدند مقامات دولتي نمي‌خواهند اين مسئله را پيگيري كنند زيرا به ادامه معاملات خود با اين شركت بزرگ فكر مي‌كنند.

 

ايندرا سينها نيز بعد از 8 روز با اعلام اين مطلب كه به اعتصاب غذاي خود ادامه مي‌دهد، خواستار رسيدگي دولت هند و انتشار گزارش مذاكرات دولت با اين شركت و رسيدگي به تعهدات آنها در قبال مردمان شهر بوپال شد. اين نويسنده در بيانيه‌اي اعلام كرد: مرگ مسموم‌شدگان در بوپال هنوز ادامه دارد و اين افراد بدون هيچ‌گونه كمك، همياري و عدالت مي‌ميرند چرا كه سياستمداران دهلي هنوز مي‌خواهند با قاتلان مردم معامله‌هاي كلان و سودآور كنند.

 

 

این مطلب در روزنامه همشهری مورخ ۳ تیر منتشر شده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 22:38  به قلم آمنه فرخی  | 

 

  

جلوگيري از انتشار، پخش و لغو امتياز برخي از آثار ادبي يكي از موانع و معضلات پيش‌روي نويسندگان، مترجمان و ناشران به ويژه در سال‌هاي اخير است.  

تاليف و انتشار آثار ادبي- داستاني در كشورمان  غالبا داراي پروسه‌اي طولاني و نفس گير است كه اگر بنا باشد اين چرخه با اشكال‌تراشي‌هاي  مسولين امر، با موانع و مشكلاتي روبرو شود معلوم نيست چه سرنوشتي در انتظار آثار ادبي- هنري‌ كشورمان با همين بضاعت اندك، خواهد بود.  

در سال‌هاي اخيركتاب‌هاي بسياري در حوزه ادبيات داستاني و ... با مشكلاتي چون عدم صدور مجوز قبل از چاپ، سانسور و لغو امتياز مجوز براي چاپ‌ دوم  يا سوم روبرو بوده‌اند. بازبيني‌هاي اداره مميزي و لغو امتياز مجوز بسياري از كتاب‌هاي چاپ‌شده اين روز‌ها موجب اعتراض و نگراني اهل قلم و نويسندگان را فراهم آورده است. لغو امتياز  آثار چاپ‌شده و مشروط شدن چاپ مجدد آنها به حذف‌ بخش‌ يا بخش‌هايي از اين آثار و همينطور كندي روند بررسي آثار در اداره مميزي از جمله معضلاتي است كه اسباب تشويش خاطر  بسياري از نويسندگان و اصحاب قلم را به ويژه در حوزه ادبيات فراهم كرده است.

 

در سال‌هاي اخير عدم صدور مجوز نشر براي برخي از آثار صادق‌هدايت، غلامحسين‌ ساعدي، هوشنگ گلشيري، فروغ فرخزاد، صادق چوبك و ... و لغو امتياز مجوز برخي از آثار ارائه شده توسط نويسندگاني چون سيدعلي صالحي، احسان نراقي، محمود دولت‌آبادي، محمد رحيم اخوت، ابراهيم گلستان، ليلي گلستان، شيوا ارسطويي، منيرو رواني پور و ... نيز موجبات دلسردي و نگراني بسياري از نويسندگان نوقلم رابه همراه داشته است.

 اين سخت‌گيري‌ها از زمان قلمي‌شدن يك اثر تا تصوير‌گري شخصيت‌ها در آثار كودك و نوجوان  و طراحي  روي جلد مولف، مترجم و ناشر را در تنگنا قرار مي‌دهد. ناخودآگاه در چنين شرايطي اين سوال مطرح مي‌شود كه با وجود عدم همراهي‌هاي مسئولين با جريان ادبيات داستاني در كشور، چرا و به چه دليل تحت چنين شرايطي بايد نوشت!

در جامعه‌اي چون جامعه ما با سرانه مطالعه بسيار پايين  و در اقليت بودن ادبيات به ويژه ادبيات جدي، وجود اين گونه اشكال‌تراشي‌ها نه تنها كمكي به رشد و افزايش اين سرانه در كشور نخواهد كرد بلكه اسباب مهجور ماندن آن را نيز فراهم مي‌كند و  همين اقليت مخاطب جدي باقي‌مانده را نيز از پرداختن به اين مقوله دلسرد و نااميد مي‌سازد.

 در طول اين سال‌ها با وجود آنكه بسياري از ناشران، نويسندگان و نهادهاي صنفي مثل اتحاديه ناشران و كانون نويسندگان ايران عدم رضايت خود را از اجراي اين طرح به وزارت ارشاد اسلامي به طور رسمي اعلام كرده‌اند، اما تغييري در روند پيگيري و اجراي اين قوانين تا به امروز مشاهده نشده است.

مسئولين اداره مميزي كتاب وزارت ارشاد به قول خودشان همواره تلاششان بر اين بوده تا شرايطي مناسب و آسان را براي دريافت مجوز پيش از انتشار و مجوز چاپ‌ دوم به بعد در اختيار نويسندگان و ناشران قرار دهند اما همواره در كنار طرح اين مسئله اين شرط نيز مطرح مي‌شود كه نويسندگان مي‌بايست در نظر داشته باشند كه در چه جامعه‌اي زندگي مي‌كنند و چه ارزش‌هايي در جامعه آنها حاكم است و متناسب با اين ارزش‌ها چه بايد بنويسند و چه بايد ترجمه كنند! اين شرايط در حالي براي ناشران و نويسندگان وجود دارد كه طي دوره‌هاي مختلف در سرپرستي و مديريت اداره مميزي شاهد تفاوت‌ها و اختلاف‌ سليقه‌هايي ميان مميزي و ارائه مجوز پيش و بعد از چاپ نسبت به آثار ارائه شده توسط ناشرين و نويسندگان  هستيم.  

 

                                                                                                          ادامه

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 21:22  به قلم آمنه فرخی  |