تبليغاتX
اول شخص مفرد
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
چرا پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات چنگي به دل نمي‌زند؟

 

اگر در اين سه‌چهار روز گذرتان به نمايشگاه مطبوعات افتاده باشد، قطعا به فراخور و وسعت ديدتان چرايي‌هاي بسيار براي اين سوال پيدا كرده‌ايد كه چرا اين نمايشگاه آن طور كه بايد در ارائه خدمات به مخاطبان خود موفق نيست و  همانند نمايشگاه‌هايي كه پيش از اين (مقصود قبل از جداسازي نمايشگاه مطبوعات از نمايشگاه كتاب است) برگزار شده آن طور كه بايد چنگي به دل نمي‌زند.

اگر چه حضور يك‌جاي خبرگزاري‌ها و نشريات داخلي و خارجي در يك سالن نسبت به سالن‌هاي متعدد نمايشگاه چهاردهم و نمايشگاه‌هاي پيش از آن  كه خودي را از غيرخودي جدا كرده بودند يكي از امتياز‌هاي  نمايشگاه پانزدهم به شمار مي‌رود، اما اشكالات و ضعف‌هاي زيادي در شيوه برپايي و  چيدمان و ترتيب قرار گرفتن نشريات تخصصي و غيرتخصصي، برپايي نشست‌ها و برنامه‌هاي جانبي، حضور ميهمانان، ارائه خدمات و سرويس‌‌دهي لازم از قبيل تلفن، اينترنت وايرلس، موادغذايي و ... وجود داشته و دارد.

 در پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات چيدمان و ترتيب قرار گرفتن غرفه‌ها، روزنامه ها و نشريات آن طور كه بايد با نظم و اصول خاصي صورت نگرفته است. در نگاه اول عليرغم اين مطلب كه اعلام شده است نشريات بر اساس حروف الفبا تقسيم‌ و غرفه‌بندي‌شده‌اند، خواهيد ديد كه آن طور كه بايد  اين مسئله مورد توجه قرار نگرفته و اين طور به نظر مي‌آيد كه مطبوعات دولتي به ويژه نورچشمي‌ها (كيهان، فارس، ايران و ...) در تخصيص جايگاه غرفه‌ها بيشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند . به عنوان مثال براي هر بيننده و شنونده عاقل و بالغي واضح است كه نام دو روزنامه كارگزاران و كيهان كه  هر دو با حرف «كاف» شروع مي‌شوند و اگر بنا به رعايت ترتيب و الفبا بود مي‌بايست كارگزاران و كيهان در يك راستا و چه بسا كارگزاران پيش‌تر از كيهان در جدول تقسيم‌بندي‌ها قرار بگيرد. اما آن طور كه در تقسيم‌بندي‌ها شاهديم نه تنها رعايت حروف الفبا در اين چيدمان ( در تمامي بخش‌هاي ادبي، هنري، اجتماعي و ...) صورت نگرفته ، بلكه مشخص نيست بر اساس چه نگاهي روزنامه‌هايي چون كارگزاران، اعتمادملي، اعتماد و ... در كنج راهرو‌ايي در گوشه‌ايي از سالن  جاي گرفته‌اند و روزنامه كيهان چون نگين درخشان در بهترين جايگاه شبستان مستقر شده است.

 دومين نكته اختصاص فضاي نامناسب و پرت به مطبوعات تخصصي است كه موجب شده محل قرار گرفتن اين دست از مطبوعات به تبعيدگاهي براي آنان بدل شود كه هزارتوهاي آن گه گاه و از روي ناچاري گمشده‌اي را كه در انتخاب مسير دچار خطا شده و به بيراهه رفته به آنجا مي‌كشاند.

 راهروهاي تو در توي اين بخش از نمايشگاه و عدم اطلاع رساني مناسب و ارائه تابلوها و راهنمايي‌ لازم براي رسيدن  به نشريات تخصصي از جمله مشكلاتي است كه   مخاطبان اندك نشريات تخصصي را سردرگم، خسته و بي‌حوصله مي‌كند. شايد بهتر بود مسئولين و مديران تنظيم و تقسيم غرفه‌ها به فراخور جايگاه و اهميت نشريات تخصصي در جامعه مطبوعاتي فضايي مناسب‌ و شايسته اين گروه در اختيار آنان قرار مي‌دادند و به طريقي برنامه‌ريزي مي‌كردند تا اين گروه از نشريات به نوعي در معرض ديد مخاطبان قرار گيرند تا گروه‌هاي مخلتفي از مردم بتوانند به اين نشريات دسترسي داشته باشند و حداقل با نام و موضوع آنها آشنا شوند.

سومين نكته كه شايد يكي از مهمترين ضعف‌هاي پانزدهمين نمايشگاه مطبوعات باشد  عدم برگزاري برنامه‌ها و نشست‌هاي انتقادي، سخنراني‌ها، كلاس‌هاي آموزشي، جلسات ديد و بازديد اساتيد روزنامه‌نگاري و رسانه با دانشجويان و خبرنگاران  و ...  به صورت مناسب است . برگزاي اين دست مراسم است كه موجب جذب مخاطب بيشتر به نمايشگاه و بالا بردن سطح معلومات و دانش آنها و حرفه‌ايي تر شدن برگزاري اين نمايشگاه  مي‌شود.

 در اين دوره از نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات معلوم نيست به چه دليل – عدم برنامه‌ريزي دقيق مسولان؛ سبك انگاشتن اين دست برنامه‌ها و ضرورت برگزاري آنها در چنين نمايشگاه‌هايي؛ كمبود فضا كه بعيدترين دليل به نظر مي‌آيد و ... – اين امر مهم نه تنها مورد توجه قرار نگرفته بلكه روند برگزاري نمايشگاه نشان مي‌دهد كه اين مسئله  آگاهانه‌ ناديده گرفته شده و به حاشيه رفته است.

مگر نه اين است كه مخاطب به هر حال روزنامه و نشريه و هر قسم جريده را به محض اراده از كيوسك‌ها و يا دفاتر اين جرايد تهيه خواهد كرد، پس ضرورت برپايي چنين نمايشگاه‌هايي با اين حساب و با اين شيوه مديريتي رسما منتفي مي‌شود. چرا كه اگر بنا باشد همين اقليت مخاطب روزنامه‌خوان به نمايشگاه‌ بيايد و تنها در صدد تهيه روزنامه يا نشريه دلخواهش باشد كه وقتش را از دست داده و احتمالا به واسطه سردي و سوز سالن نمايشگاه  دكتر لازم مي‌شود.

 سردي سالن نمايشگاه از يك طرف، سردي عدم حضور مخاطب -كه شايد دليل عمده‌اش عدم اطلاع‌رساني دقيق و متناسب باشد -را بايد به جاي خالي مخاطبان شهرستاني اضافه كرد كه بسياري از آنها شرايط و امكانات سفر چندين باره در طول سال را براي شركت و حضور به صورت جداگانه در نمايشگاه مطبوعات و كتاب  ندارند.  در نظر بگيريد كه شرايط و امكانات هم داشته باشند با برگزاري چنين نمايشگاهي مي‌بايست به چه انگيزه‌ايي شوق حضور در آن را پيدا كنند و به كدام يك از ويژگي‌ها و حسن‌هاي اين نمايشگاه و بركاتش دلخوش باشند.

 به هر حال با مرور اين مشكلات كه تنها بخشي از مشكلات و مصائب پانزدهمين نمايشگاه مطبوعات است بايد گفت كه اين شيوه برگزاري نمايشگاه مطبوعات با اين ديدگاه نه تنها موجب حل مشكلات و معضلات پيش‌روي اصحاب رسانه و قلم را فراهم نمي‌سازد بلكه خود  همانند آواري بر ساير مصائب جامعه مطبوعاتي كشورمان هوار مي‌شود.

 


«تاملات دودی یا همان وصف العیش نصف العیش» را به قلم یاسر هدایتی بخوانید تا بلکم رستگار شوید!

 

+ آمنه فرخی
شنبه بیست و پنجم آبان 1387
معرفی نویسنده (2)/اواریستو نویسنده‌ای محقق
 

  

 برناردين  اواريستو يكي از معدود نويسندگان انگليسي است كه  قلمي بسيار توانا در نوشتن و سرودن منظومه‌ها و حماسه‌‌هاي اسطوره‌اي در ميان صاحب‌قلمان معاصر انگليس دارد. او يكي از نويسندگاني است كه براي نوشتن هر يك از رمان‌هايش ماه‌ها به تحقيق و بررسي مي‌پردازد و سفرهاي زيادي را به سرانجام مي‌رساند تا دست به قلم ببرد.برناردين اواريستو در سال 1960 در لندن از پدري نيجريه‌ايي و مادري انگليسي متولد شده است.

 او فعاليت‌هاي فرهنگي- هنري‌اش را با بازيگري تئاتر در لندن آغاز كرده و پس از آن به نويسندگي روي آورده است. اواريستو نويسندگي را با نوشتن نمايشنامه‌هايي براي شبكه‌هاي مختلف راديو لندن آغاز كرده و پس از آن به دنياي رمان‌نويسي قدم گذاشته است. از او دو رمان تحسين‌برانگيز «لارا» 1997 و « فرزند امپراطور» 2001 تا به امروز منتشر شده كه تحسين بسياري از منتقدان و مخاطبانش را برانگيخته است. اين دو رمان در حقيقت داستاني حماسي- تاريخي با پيشينه‌اي چندصد ساله دارند.

اواريستو كه به خاطر  رمان «لارا» جايزه بهترين رمان انگليس در سال 1999 را به خاطر پرداختن به جنبه‌هاي اسطوره‌اي- حماسي و قوميت‌هاي مختلف در اين رمان بدست آورده، در اين اثر داستاني را پيش مي‌كشد كه  ردپايي از حماسه‌هاي اروپايي و آداب و سنن اقوام انگليسي، نيجريه‌ايي، يهودي، برزيلي، اسپانيايي و ... به چشم مي‌خورد كه  عموما سبقه‌اي 150 ساله دارند. او در داستان ديگرش با عنوان « فرزند امپراطور» كه رماني تراژيك-كميك است داستان زندگي دختري سوداني به نام زليخا را به تصوير مي‌كشد كه 1800 سال قبل در روم زندگي مي‌كرده و مورد علاقه امپراطور روم نيز بوده است.

«روح جهانگرد» سومين رمان اين نويسنده و شاعر انگليسي درون‌مايه‌اي گوتيك دارد و داستان سفر زوج جوان نه‌چندان سازگاري را نشان مي‌دهد كه براي جهان‌گردي در كشورهاي اروپايي سفر مي‌كنند و در طول مسير با ارواحي ملاقات مي‌كنند كه به نوعي  سرنوشت آنها را با تاريخ و اسطوره‌هاي اروپايي پيوند مي‌زند.

برناردين اواريستو از جمله نويسندگاني است كه علاقه بسياري به مطالعه، تحقيق و تفحص دارد. او در سال 1997 مسئوليت برگزاري توري را به منظور بازديد نويسندگان از كشورهاي اروپايي به مدت 6 هفته بر عهده داشت. او به همراه بسياري از نويسندگاه معاصر و نويسندگان نوقلم انگليس از مناطقي چون پرتغال، بلژيك، برلين، درياي بالتيك، روسيه و ... ديدن كرد و كارگاه‌هاي آموزشي مختلفي را با همكاري ديگر نويسندگان در طول اين سفر برگزار كرده است.

اين نويسنده كه جوايز مختلفي چون جايزه مجمع ادبيان انگليسي‌زبان  2000 را براي رمان «فرزند امپراطور»، جايزه ملي nesta را به عنوان نويسنده برگزيده سال 2003، جايزه مجمع سلطنتي ادبيات انگليس 2004، جايزه مجمع سلطنتي هنر انگليس را  به عنوان برترين نويسنده سال 2006 و ... را دريافت كرده  تا به امروز موفق به دريافت جايزه‌اي جهاني نشده است. اما آثارش به واسطه طرح مسائل، داستان‌ها و افسانه‌هاي مليت‌هاي مختلف و فرهنگ سرزمين‌هاي مختلف مخاطبان بسيار زيادي در داخل و خارج از انگلستان دارد.

اواريستو كه در حال حاضر در لندن زندگي مي‌كند و به عنوان يكي از نمايشنامه‌نويسان راديويي  صاحب‌نام و مطرح است تا به امروز نمايشنامه‌هاي راديويي بسياري را به ويژه از سال 2003 تا 2006 از شبكه‌هاي راديويي بي‌بي‌سي و راديو لندن به مخاطبانش ارائه كرده است. نمايشنامه‌هاي «مادام فلاي» و « خواننده اپرا» از جمله معروفت‌ترين و شناخته شده ترين نمايشنامه‌هاي اين نويسنده انگليسي- نيجريه‌ايي است.

اين نويسنده كه تا به امروز داوري جشنواره‌ها و جوايز ادبي چون جايزه ادبي انجمن شاعران 2004، جايزه شعر ملي  انگليس 2006 و جايزه ادبي  «نورترن راك» 2007 را در كارنامه ادبي‌اش دارد، آخرين رمانش را با نام «ريشه‌هاي سفيد» در سال جاري (2008) به همت انتشارات پنگوئن روانه بازار كتاب كرده است. او در اين رمان داستان برده‌‌داري اروپائيان را در طول 4 نسل مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين رمان نيز به رسم ديگر رمان‌هاي اواريستو قالبي تراژيك-كمدي دارد و شخصيت اصلي آن بر عهده برده‌ايي سفيد پوست است.

برناردين اواريستو در سال جاري اعلام كرده كه قصد دارد  بار ديگر رمان «لارا» را با همكاري نشر پنگوئين و با ويرايشي جديد در سال 2009 دوباره منتشر كند.

 

+ آمنه فرخی
شنبه بیست و پنجم آبان 1387
چوبک؛ امپرالیست یا ضدامپرالیست!

  

 ناتوراليسم از جمله مكاتبي است كه نسبت به ساير مكاتب ادبي چهارچوب‌ها ومرزبندي‌هاي مشخص‌تري دارد. از اين رو با توجه به قطعيت و اصول حاكم بر اين مكتب از جمله مكاتبي ناميده مي‌شود كه كمتر پيش آمده نامش به اشتباه بر اثري ادبي-هنري قرار گرفته باشد. ناتوراليسم در حقيقت همان  رئاليسم افراطي است. اين واژه از فلسفه گرفته شده و پس از عبور از هنر نقاشي وارد ادبيات شده  و به نوعي مفاهيم ماده‌گرايي را در بر مي‌گيرد.

ناتوراليسم در آلمان، آمريكا، فرانسه در حوزه‌هاي مختلف ادبي- هنري ديده مي‌شود، در انگليس به دلايل مختلف كه يكي از مهمترين آنها مسائل مذهبي است اين مكتب پيش از آن كه مجال شكوفايي داشته باشد توسط روحانيون و كشيشان سركوب مي‌شود. در ايران نيز اين مكتب  به صورت ناتوراليسم ايراني مطرح مي‌شود.علم‌گرايي كه از ويژگي‌ اصلي ناتوراليست‌ها بود در آن سالها به اين دليل كه هنور در ايران مطرح نبود و به نوعي دغدغه نويسندگان ايراني نيز محسوب نمي‌شد، موجب شد تا اين مكتب در ايران با تغييراتي همراه شود و ويژگي‌هاي ديگر ناتوراليسم چون جبر، پستي و پلشتي و ... قوت بيشتري در آثار نويسندگان پيرو اين مكتب داشته باشد. نويسندگاني  كه قطعا يكي از موفق‌ترين‌شان در اين مكتب  صادق چوبك است.

از اين رو در نشستي كه به همت سراي اهل قلم و با حضور رضا نجفي و دكتر كامران پارسي‌نژاد در محل اين مركز برگزار شد، پيرامون اين مكتب و ويژگي آثار صادق چوبك مباحثي با حاضرين جلسه مطرح شد. خلاصه‌اي از اين نشست را بخوانيد.

 رضا نجفي منتقد و مدرس نقد ادبي با اشاره به دوره انقلاب صنعتي و پيشرفت‌هاي سريع علم و صنعت در اين دوره و تاثير آن بر جهان ادبيات گفت: پيدايش انقلاب صنعتي و بروز تغييرات سريع در اين دوره مردم را به شدت تحت تاثير خود قرار داد و آنها را شيفته خود كرد. در اين دوره مردم معتقد بودند كه صنعت و تكنولوژي تمامي مشكلات آنها را حل خواهد كرد و خوشبختي به آنها روي مي‌آورد. اين علم باوري چنان گسترش پيدا كرد كه در ادبيات هم گروهي سعي كردند به همين سبك و سياق علمي بنويسند. در اين زمان يافته‌هاي داروين درباره ژنتيك به روي اين مكتب تاثير بسياري داشت، مباحثي كه امروز جزؤ موضوعات دقيق مطرح نيست. از اين رو مسئله جبر به شكل سه‌گانه‌اش جبر پدر و مادر، جبر محيط و جبر لحظه بر اين نويسند‌گان حاكم شد. بنابراين ناتوراليست‌ها آمدند همان اصول رئاليسم را پيش گرفتند و علاوه بر آن پيش‌فرض‌هايي علمي را نيز ملاك عمل خود قرار دادند.

نويسنده كتاب «درآمدي بر رمان معاصر غرب»، گرايشات غيرديني، انحطاط جنسي و الكليسم را از مضامين مورد توجه در اين مكتب دانست و گفت: اين مكتب در فرانسه خيلي زود مورد مخالفت كليسا و كشيش‌‌ها قرار گرفت چون ناتوراليست‌ها مي‌خواستند علمي بنويسند و از اين رو اشاراتي به يافته‌هاي داروين داشتند و از طرفي كليساها مدام در مقابل اين مسئله جبهه مي‌گرفتند و مانع از انجام كارشان مي‌شدند. در جامعه انگليس نيز به دليل محافظه‌كاري و سنتي بودن جامعه اصلا ناتوراليست اجازه ورود و عرض اندام پيدا نكرد و در آلمان نيز اين مكتب تنها در حوزه نمايشنامه‌نويسي موفق شد نمونه‌هايي را از خود  چون هاپتمن برجاي بگذارد.  در ايران نيز به جهت دغدغه‌هاي حاكم بر فضاي جامعه كه جداي از مسائل علم‌مداري و علم گرايي بود ناتوراليسم شكلي ديگر پيدا كرد. در اين حالت نگاه منفي به ذات بشر، غيرمذهبي بودن، پستي و فرومايگي انسان مورد توجه نويسندگان قرار گرفت. كه در اين ميان صادق چوبك يكي از قوي ترين و ماندگار ترين نويسندگان اين مكتب در ايران محسوب مي‌شود كه به جز رمان «تنگسير»ش تمامي آثارش جزو اين مكتب قابل بررسي اند.

 دكتر كامران پارسي نژاد دومين سخنران  اين نشست نيز بعد از ارائه سرگذشتي كوتاه از زندگي و آثار صادق چوبك و تاثيرات مكتب ناتوراليست بر او، درباره داستان «انتري كه لوطيش مرده بود» يادآور شد: اين داستان از نقطه اوج شروع مي‌شود و محور آن  انتري است كه شاهد مرگ لوطيش است. توجه به حيوانات در كارهاي چوبك چه در اين داستان و چه آثار ديگرش چون «عدل» و «قفس» از اين روست كه او تحت تاثير ناتوراليست‌ها مي‌خواهد اين ديدگاه را مطرح كند كه انسان‌ها بعضي‌مواقع جايگاهي پست‌تر از حيوانات دارند و هيچ روزنه‌اميدي پيش رويشان در زندگي وجود ندارد تا رنگ خوشبختي را ببينند.

وي با اشاره به مضمون سياسي داستان « انتري كه لوطيش مرده بود» ادامه داد: اين داستان كاملا تحت تاثير ديكتاتوري پهلوي و استعمارگري انگليس نوشته شده است. در حقيقت در اين داستان بعد از مرگ لوطي، انتر با زنجيري به گردن تنها مي‌ماند و پس از اينكه خودش را از زنجير رها مي‌كند و آزادي را تجربه مي‌كند به اين نتيجه مي‌رسد كه بدون لوطي سرانجامي خوشي در انتظارش نخواهد بود. پس او از لوطي متنفر است. مثل تنفري كه از ديكتاتوري و استعمارگري در چوبك و مردم وجود داشت.

اما چوبك در اين داستان با توجه به بازگشت انتر و اين تصوير كه نشان مي‌دهد او بدون لوطي نمي‌تواند زندگي كند به شكلي كاملا سياه و تاريك به اين نتيجه مي‌رسد كه مردمي كه دوره‌اي تحت سلطه ديكتاتوري پهلوي و يا استعمار انگليس زندگي كرده‌اند نمي‌توانند آزاد زندگي كنند.

نويسنده كتاب «ساختار و عناصر داستان» ادامه مي‌دهد: نگاه  سياه و منفور چوبك و زبان و لحن گزنده او در آثارش و همينطور نااميدي كه در غالب داستان‌هايش موج مي‌زند به هيچ وجه مورد توجه مخاطب قرار نمي‌گيرد. مخاطب به نوعي پس از خواندن يكي دو مورد از داستان‌هايي از اين دست آنها را پس مي زند. مقصود از مخاطب فردي است كه عادي باشد و دچار بيماري روحي نباشد. البته در اين باره نمي‌خواهيم جبهه‌بندي كنيم اما بايد بپذيريم كه فردي كه انقدر وقايع را سياه و تلخ مي‌بيند و هيچ روزنه‌اي از اميد در آثارش وجود ندارد، چه نويسنده باشد چه خواننده، حتما مشكلاتي دارد. از اين روست كه مخاطب در خوانش آثار او او احساس خستگي مي‌كند.

وي در ادامه صحبت‌هايش با اشاره به اين مطلب كه داستان‌هاي ناتوراليستي در مجموع چندان جذابيتي براي جذب مخاطب ندارند گفت: اين گونه داستان‌ها با رويكردي كه چوبك داشته عموما به نوعي ادبيات استعمار ناميده مي‌شود كه محل توجه كشورهاي استعمارگر است. و آنها از اين نوع كارها به نفع فعاليت‌هايشان ا ستفاده مي‌كنند. البته مقصودم اين نيست كه  چوبك آگاهانه در اين مسير قدم برداشته او هرگز نمي‌خواسته در راستاي امپراليست پيش رود او در حقيقت ضد امپراليست بوده است.

بخش‌هایی از این گزارش در همشهری مورخ ۲۵آبان منتشر شده است.

 

+ آمنه فرخی
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387
دروغ های هرودوت، پدر تاریخ جهان

 

كتاب «تاريخ هرودوت» يكي از مهم‌ترين كتاب‌هاي تاريخي جهان به شمار مي‌آيد كه بيش از 50 سال از زمان ترجمه آن به زبان فارسي مي‌گذرد.  در اين كتاب هرودوت علاوه بر اينكه شيوه‌زندگي، رسوم و امور سياسي ملل قديمه را مورد بررسي قرار داده، اطلاعاتي را نيز پيرامون تاريخ و جغرافياي اين ملل از جمله تاريخ‌ و جغرافياي ايران در اختيار مخاطب خود قرار داده است. شرح تاريخ‌ و جغرافياي ايران و بررسي امور مربوط به نخستين شاهان هخامنشي يكي از مفصل‌ترين بخش‌هاي اين اثر است كه به نوعي يكي از بزرگترين شاهكارهاي مكتوب عالم محسوب مي‌شود.

كتاب «تاريخ هرودوت» كه به‌عنوان شاهكار مكتوب از آن نام‌مي‌برند معايبي دارد كه اگر چه كليت آن را زير سؤال نمي‌برد ولي بخش‌هايي از آن، به‌ويژه فصل‌هايي كه در آنها پيرامون تاريخ و جغرافياي ايران و پادشاهان هخامنشي، مباحثي مطرح شده را اغراق آميز، مبهم و يك‌سويه مي‌نماياند.ندانستن زبان ملل قديمه، عدم‌دسترسي به اطلاعات و معلومات در مورد تاريخ و جغرافياي آنها و همين‌طور غرور و حس ملت‌پرستي هرودوت و برتر دانستن يونانيان نسبت به ملل ديگر و اغراق‌آميزي و ديدگاه يك‌سويه نويسنده به تاريخ اين ملل، از جمله مواردي است كه موجب وارد آمدن لطمه به اين اثر بزرگ شده است.

اغراق‌ و عدم‌تناسب شواهد و مستندات مورد استفاده در ارائه تاريخ ملل قديمه و جنگ‌هاي ميان ايران و يونان كه در زمان پادشاهي داريوش اول و خشايارشا‌  اتفاق افتاده به‌حدي آشكار و غيرقابل پذيرش بوده كه بارها اين مسئله توسط تاريخ‌نويسان و محققان ايراني چون ميرزاحسن‌خان پيرنيا، احمد كسروي و... مورد اعتراض و انتقاد قرار گفته است. اما به اين دليل كه اين انتقادها همواره در سايه حس وطن‌دوستي و احساسات ميهن‌پرستانه مطرح مي‌شده، آن طور كه بايد و شايد مورد توجه مورخان و محققان داخلي و خارجي قرار نگرفته است  تا اينكه كتاب «نقد تواريخ هرودوت» به قلم اسپنسر دي‌اسكالا محقق و تاريخ‌دان صاحب‌نام آمريكايي منتشر شد و توانست ابهاماتي را كه در تاريخ‌نگاري هرودوت «پدر تاريخ جهان» وجود دارد مرتفع كند و موج تازه‌اي را در اين زمينه به‌وجود آورد.

اسپنسر، محقق و استاد كرسي تاريخ دانشگاه هاروارد در اثرش «نقد تواريخ هرودوت» ديدگاه‌هاي منتقدان و صاحب‌نظران ايراني را با ذكر شواهد و مستنداتي مورد تائيد قرار مي‌دهد و مي‌گويد: گفته‌هاي هرودوت درباره خشايارشا و داريوش اول و پاره‌اي مباحث مربوط به جنگ‌هاي ميان ايران و يونان دروغ محض بوده و كاملا جانبدارانه نگارش شده است.«نقد تواريخ هرودوت» كه به تازگي به همت دكتر محمد بقايي (ماكان) و به همت نشر يادآوران به فارسي برگردانده و منتشر شده، شامل 9 فصل است كه مولف آن در هر فصل با وسواسي خاص به شرح آنچه در تاريخ و جغرافياي ملل قديمه به واقع اتفاق افتاده است، مي‌پردازد. هر فصل اين كتاب با نام يكي از ميوز‌ها از جمله كليو (ميوز تاريخ)، اوترپ (ميوز ني‌نوازي)، ملپومنه (ميوز تراژدي)، كاليوپ (ميوز شعر حماسي) و... نام‌گذاري شده است.

اسپنسر در «نقد تواريخ هرودوت» پس از ذكر خلاصه‌اي از فصل‌هاي مورد اشاره در اثر هرودوت، آن بخش را مورد نقد و بررسي قرار مي‌دهد. دكتر بقايي نيز در مواردي آنجا كه با موضوعي مغاير با حقيقت روبه‌رو شده است براساس مدارك و مستندات موثق در پانويس‌ها به شرح و توضيح مورد پرداخته است.«نقد تواريخ هرودوت» در طول پنجاه سالي كه از ترجمه كتاب «تواريخ هرودوت» مي‌گذرد به يقين اولين كتابي است كه به‌طور مستقل در شرح، نقد و بررسي اين اثر بدون جانبداري و كاملا مستقل به رشته تحرير در آمده و نسبت به ديگر تاريخ‌نگاري‌هاي مورخان ايراني و خارجي اين مزيت را دارد كه نويسنده آن يكي از اساتيد برجسته تاريخ يونان و ايران در دانشگاه هاروارد است كه هيچ وابستگي به دو كشور ايران و يونان ندارد و كاملا بي‌طرفانه ارزيابي‌هايي را در مورد جنگ‌هاي ايران و يونان  در معرض ديد مخاطب قرار داده كه همگي آنها پس از خوانش كتاب، مورد تاييد خواننده قرار خواهد گرفت.

«نقد تواريخ هرودوت» را نشر يادآوران، سال 1387، با قيمت 3200 تومان به بازار كتاب ارائه كرده است.

 

+ آمنه فرخی
شنبه هجدهم آبان 1387
معرفی نویسنده (1)/ توبیاس هیل راوی هیجان و دلهره

 

«توبياس هيل» اگر چه براي خوانندگان فارسي زبان نام چندان آشنايي نيست اما او نويسنده‌اي است كه نامش دست‌كم سه بار در سال‌هاي 1997 - 2001 و 2008 به‌عنوان يكي از صاحبان قلم كه مستعد دريافت جوايز ادبي معتبر در محافل و نشست‌هاي ادبي جهان است، انتخاب و معرفي شده است.

 هيل كه در حال حاضر در لندن زندگي مي‌كند اولين جايزه معتبر ادبي‌اش، جايزه قلم نقره‌اي مك‌ميلان را در سال‌1997 براي مجموعه داستان «پوسته» از آن خود كرده است. اين جايزه از جمله جوايز ادبي معتبري است كه از سال 1921 در لندن به رمان‌نويسان، شاعران و نويسندگان مقالات ادبي در سراسر جهان اهدا شده است.

توبياس هيل علاوه بر مجموعه داستان «پوسته» تا به امروز رمان‌هايي چون «قطار زيرزميني» 1999،  «سنگ‌هاي عاشق»2001«رمزنويس»2003 را منتشر كرده و رمان «مخفي» را نيز به دست ناشر سپرده است كه پيش‌بيني مي‌شود در سال 2009 به بازار رمان‌ها و كتاب‌هاي ادبي عرضه شود. 

«سنگ‌هاي‌عاشق» هيل ازجمله معروف‌ترين آثار وي در كشورهاي انگليسي زبان به‌شمار مي‌رود كه به 7 زبان زنده دنيا در 11 كشور جهان ترجمه و منتشر شده است. با اقتباس از اين رمان، فيلمي داستاني نيز توسط كمپاني «گراند فيلم» در انگليس ساخته شده است. پس از اين رمان،  «رمزنويس» هيل به‌عنوان يكي از پرفروش‌ترين و پرمخاطب‌ترين رمان‌هاي وي در مطبوعات انگليس انتخاب و معرفي شده است.

اين نويسنده جوان كه نوشتن را از عرصه مطبوعات و روزنامه‌نگاري كشورش آغاز كرده پيش از اين ازجمله نويسندگان مطرح روزنامه‌هاي «ساندي تلگراف» و «ريچموند ريويو» بوده كه در فاصله‌اي كوتاه فعاليت‌هاي ادبي‌اش را از اين حوزه به عرصه رمان‌نويسي تغيير داده است. او هنوز برنامه‌ خود را در كنار نويسندگي به‌عنوان مجري‌‌- كارشناس بخش معرفي كتاب راديو 4 بي‌بي‌سي حفظ كرده است.

توبياس هيل تا امروز علاوه بر دريافت جايزه ادبي قلم نقره‌اي بنياد مك‌ميلان،  جوايزي چون جايزه ادبي ارك گرگوري وجايزه ادبي سنت‌جيمز را نيز از آن خود كرده و در سال جاري نيز به‌عنوان يكي از نامزدهاي دريافت جايزه ادبي تي.اس‌.اليوت در زمينه شعر در ليست اين جايزه قرار گرفته است.

هيل در آخرين رمانش «مخفي» كه سال آينده وارد بازار ادبي مي‌شود،  داستاني اسرار آلود و پر هيجان را در شهري به نام ساپارتا ارائه مي‌دهد كه طرحي بسيار جذاب و گيرا دارد. او در اين رمان در حقيقت قصه افرادي را طرح مي‌كند كه در دوري بسته گرفتار شده‌اند و هيچ راه‌نجاتي براي آنها وجود ندارد  و همواره بعد از عبور از مصائب و راه‌هاي گوناگون دوباره به نقطه اول باز مي‌گردند. هيل،‌دليل نگارش اين رمان را كه فضايي دلهره‌آور دارد،  تنها تكرار و بازآفريني خاطرات و صحنه‌هاي ترسناكي كه در دوران نوجواني‌اش با مرور داستان‌ها و خاطرات تاريخي و دلهره‌آور براي او و دوستانش ايجاد مي‌شد،  عنوان كرده است.

يكي از بارزترين ويژگي‌ آثار اين نويسنده كه در چند رمان نام‌برده نيز قابل بررسي  است، علاقه افراطي هيل به استفاده از رنگ‌ها،  صحنه‌ها و اتفاقات احساسي و هيجان آور است كه بخشي از آن به سال‌هاي زندگي او در ژاپن و آشنايي با فرهنگ شرقي اين منطقه باز مي‌گردد.

 
+ آمنه فرخی
شنبه هجدهم آبان 1387
گزارشی از اولین سالگرد درگذشت مرحوم قیصر امین پور

برگزاری اولین مراسم يادبود سالروز درگذشت مرحوم قيصر امين‌پور در سراي اهل قلم از جمله مراسمي بود كه در كنار ده‌ها مراسم بزرگداشت اين شاعر پرآوازه در انجمن شاعران ايران، باشگاه ايرانيان دبي، دانشگاه جواهر لعل نهرو در دهلي‌نو، لاذقيه سوريه و شهرهاي مختلف كشورمان برگزار شد.

در اين نشست كه بدون حضور خانواده و مسئولان كشوري و با حضور جمع كوچكي از دوستداران امين‌پور در خانه كتاب برگزار شد، محمدرضا تقي‌دخت از دوستان و همراهان مرحوم امين‌پور در سال‌هاي اخير گفت: بعد از رفتن قيصر همه آمديم تا با جنازه او عكس يادگاري بگيريم و خودمان را به در و ديوار جماعتي بكوبيم كه هر كدام يك «من» دارد هزار برابر ديگري.

ما گرفتار خويشيم و قيصر اين طور نبود. او مردي بود كه در برابر خودش ايستاد. و ما پس از مرگش در خوش‌باوري و خويش‌باوري رحم‌آور خود به غلط گمان كرديم كه داغ مرگ قيصر امين‌پور چون ديگر مردگان با اين گفته‌ها و خاطره‌ها تسكين مي‌يابد، اما ما فراموش كرده‌ايم كه نام همه مردگان، قيصر نيست. نه مرگ قيصر مرگ آساني است و نه زيستن‌اش ميان مايه. ما هم مرگ‌ او را آسان گرفتيم و هم با ميان‌مايگي خويش به سوگ مرگ او نشسته‌‌ايم.

تقي‌دخت اضافه كرد: فضيلت، دريافتني و حفظ كردني است. منظور اين است كه نه تنها دريافتن فضيلت مهم است بلكه نگهداري از آن نيز بسيار اهميت فراوان دارد. فضيلت را شايد بشود مانند پاره‌هاي حكمت آموخت، اما به‌هم‌پيوستن اين پاره‌هاي حكمت و نگهداشتن آنها كاري بس دشوار است. گاهي كه من درباره قيصر فكر مي‌كنم به اين نتيجه مي‌رسم كه شايد تا دوره‌اي از فعاليت‌هاي او بتوان افرادي را يافت كه مانند او و با همان قوت‌ها و ضعف‌ها شعر بگويند.

اما سؤال مطرح مي‌شود و آن اين است كه چطور شد كه در ميان اين گروه او به چهره‌اي محبوب و مشهور در ميان همه اقشار و دسته‌هاي جامعه تبديل شد و مورد احترام همگان قرار گرفت؟ به‌نظر مي‌رسد او آن پاره‌هاي حكمت و فضيلتي را كه دريافته بود به هم پيوند داده و با خود نگاه داشته بود. او در نسل اول حوزه انديشه و هنر تا جايي كه با آنها آشنا هستيم سرآمدترين شاعران و افراد در انجمن بود. آيا او نمي‌توانست مثل ديگر افراد به شب شعر بپردازد و در كنگره‌هاي مختلف شركت كند. او همه اينها را درك كرده بود اما فضيلت اخلاقي، فضيلت ادبي، فضيلت هنري، فضيلت برخورد با افراد، فضيلت عزلت و گوشه‌گيري را پاره‌ پاره دريافته بود و در جهت حفظ و نگهداري آنها مي‌كوشيد.

اين محقق، ضرورت بررسي زندگي افرادي چون مرحوم امين‌پور را در جامعه فرهنگي لازم دانست و گفت: اين مهم است كه زندگي امين‌پور را بررسي كنيم و ببينيم كه او چه راهي را طي كرده و كدام مسير را انتخاب كرده است كه تا اين حد محترم شده و در شمار انسان‌هاي محترم از او ياد مي‌شود. بايد نكته‌هاي زندگي او را استخراج كرد. هر فردي بايد گوشه‌هاي زندگي او را بررسي كند و سعي كند تا به مجموعه‌اي از خصايص اخلاقي ايشان برسد و از فضيلت‌هاي اخلاقي او بياموزد.

سيد اكبر ميرجعفري

سيد اكبر ميرجعفري شاعر، محقق و طراح بخشي از كتاب‌هاي آموزشي زبان و ادبيات فارسي آموزش و پرورش نيز يكي ديگر از سخنرانان حاضر در اين مراسم بود كه مباحثي را پيرامون ساده‌نويسي و همه‌فهمي اشعار مرحوم امين‌پور و جايگاه شعر او در كتاب‌هاي درسي كودكان و نوجوانان سرزمين‌مان مطرح كرد.

ميرجعفري معتقد است: در كتاب‌هاي درسي ادبيات از شعراي معاصر اشعار زيادي آمده است و شايد يكي از كساني كه تعداد اشعارش نسبت به بقيه بيشتر است مرحوم قيصر امين‌پور باشد. نكته جالبي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه تا به امروز كمتر معلم يا شاگردي را ديده‌ام كه با شعر‌هاي او و فهم آنها مشكل داشته باشد. شايد تنها كسي كه شعرهايش در كتاب‌هاي درسي به اين وسعت تريبون عمومي پيدا كرده و كمتر مشكل‌زا بوده شعرهاي مرحوم امين‌پور باشد.

اين محقق حوزه ادبي ادامه داد: آنچه مسلم است اين است كه امين‌پور ادعاي آوردن تئوري جديد در شعر را نداشته. حداقل امر اين است كه او به مباحث تئوريك آن طور كه بايد نپرداخته و ادعاي شاعر مولف را نيز هرگز نداشته است. به‌نظرم مي‌رسد مهم‌ترين ويژگي شعر امين‌پور كه موجب مي‌شود تا او مخاطب عام به اين وسعت داشته باشد اين است كه او قادر بود تئوري‌ها و تجربيات گذشته را به زبان امروز بيان كند و اين يكي از بزرگترين توفيقات يك شاعر در روزگار ما است.

ميرجعفري با اشاره به مبحث فضيلت و صحبت‌هاي تقي‌دخت پيرامون اين موضوع اضافه كرد: البته درست است كه در جمع‌هايي كه ارادت خاص به شخصيت مرحوم امين‌پور داشتند و همواره از نزديك در مجاورت ايشان بوده‌اند اين نكته مطرح باشد كه محبوبيت ايشان و آنچه باعث توفيق شخصيت ايشان در ميان عموم مردم شده فضيلت‌هاي اخلاقي وي بوده است اما اين مسئله تنها در ميان دوستان و نزديكان او كه با وي در رفت‌وآمد بودند قابل بررسي است و براي عموم مردم و مخاطبان عام امين‌پور كه در جريان خصوصيات و ويژگي‌هاي اخلاقي وي نبودند در حقيقت سادگي شعر و قطعات اوست كه موجب شهرت و محبوبيت او در ميان عموم مردم جامعه در سراسر كشور شده است.

حميدرضا شكارسري

ديگر سخنران اين نشست حميدرضا شكارسري، منتقد شعر امروز نيز در اين مراسم به بررسي تاثير انقلاب اسلامي و دفاع مقدس بر شعر معاصر ايران و چهره‌هايي چون قيصر امين‌پور و جريان‌‌هاي حاكم بر شعر آن سال‌ها و سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي پرداخت و سال‌هاي فعاليت امين‌پور را در حوزه شعر به دو دوره وقوع انقلاب تا انتهاي جنگ تحميلي و دوره پايان جنگ تا عصر حاضر تقسيم كرد.

وي در اين باره گفت: طبيعي است كه به لحاظ زماني و كميت، آثار مرحوم امين‌پور در مرحله دوم شاخص‌تر و قابل تامل‌تر است. اما هنوز مي‌شنويم كه او را به‌عنوان شاعر انقلاب و دفاع مقدس نيز مي‌نامند. چرا كه جريان انقلاب يكي از بزرگترين جرياناتي است كه روي شاعران آن زمان به‌ويژه قيصر امين‌پور مؤثر افتاده است. يكي از ويژگي‌هاي اين دوره احياي قواعد و قوانين كلاسيك در شعر بود كه شايد به‌دليل ماهيت بنيادگرايانه انقلاب مورد توجه دوباره قرار گرفت.

در اين زمان شعر به‌عنوان ابزاري براي جذب مخاطب در نظر گرفته شد و شاعر گه‌گاه به ضرورت بافت زماني نسبت به مسئوليت‌هاي ادبي خودش بي‌تفاوت ماند و فرم‌هاي ساده را براي كارش انتخاب نمود. اين‌گونه شد كه گروهي شعرشان با گفتمان‌هاي شعر انقلاب همراه شد. گفتمان ديني بر شعر حاكم شد، گفتمان من جمعي به جاي من فردي و.... در حقيقت در اين ميان توجه به شعر اجتماعي و سياسي و ظرفيت‌هايي كه شعر براي اين بيان‌ها دارد مورد توجه قرار گرفت. از اين‌رو اكثر تصاويري كه در اشعار قيصر امين‌پور يا شعر انقلاب در دوره اول آثارش مي‌توان ديد همان عناصر و المان‌هاي مذهبي و ديني است.

اين منتقد درباره شعر دهه‌هاي 30 و 40 كشورمان گفت: گفتمان‌هايي كه در دهه 30 بر شعر ايران حاكم و فراگير شده بود و در دهه 40 خود را تئوريك ساخت با وقوع انقلاب اسلامي مجبور به عقب‌نشيني شد. اين عقب نشيني اصول زيبايي‌شناسي شعر كلاسيك مثل تقارن در شعر يا كاربردي كردن شعر را به جاي اينكه آن را به شكل مدرن مورد استفاده قرار دهيم مورد توجه قرار گرفت و قيصر امين پور به‌دليل آنكه به‌عنوان چهره‌اي شاخص در جريان شعر انقلاب و دوران جنگ تاثير‌گذار بوده به‌عنوان شاعر انقلاب معرفي و ماندگار شد.

نويسنده كتاب «حماسه كلمات» درباره دومين دوره شاعري امين‌پور اضافه كرد: اما امين‌پور در دوره دوم شاعري خود و بعد از جنگ به‌تدريج از جريان‌ها و فضايي كه در دوره اول شاعري‌اش داشته فاصله مي‌گيرد. نسبت به برخي از گفتمان‌هايي كه خودش و دوستانش در سال‌هاي اوليه انقلاب اسلامي داشته‌اند دور مي‌شود. از من جمعي فاصله مي‌گيرد و به من فردي نزديك مي‌شود. او از جمله كساني است كه به سرعت از من جمعي فاصله مي‌گيرد و به من فردي و جزئي‌نگري در شعرش روي‌ مي‌آورد.

 به اعتقاد اين نويسنده يكي از دلايلي كه موجب مي‌شود تا گروهي پس از جنگ بگويند كه قيصر امين‌پور به ارزش‌هايش پشت كرده است همين مسئله است. چرا كه او ديگر شعر كاربردي و معناگرا را به‌صورت اوليه و در زمان جنگ مورد توجه قرار نمي‌دهد. شعر او ديگر متأثر از دستگاه فكري‌اش است. او به جاي اينكه شعارها و آرمان‌هايي را روي كاغذ بياورد اشعاري دروني‌تر و شخصي‌تر مي‌سرايد. همه اينها نشان مي‌دهد كه امين‌پور به جاي ابراز آشكار افكارش به شيوه‌اي كاملا درون‌گرايانه و پنهان روي آورده است.

البته در مواردي هم هست كه او اصلا با آنچه پيش از اين در دوره اول شاعري‌اش بوده فاصله نمي‌گيرد. به‌عنوان مثال او از گفتمان حكومت اصول سنتي شعر بر شعر هرگز جدا نمي‌شود و فاصله نمي‌گيرد.

از ديدگاه اين منتقد گفتمان ديگري كه قيصر به آن معتقد است گفتمان صراحت است و به همين دليل است كه مخاطب عام از شعر او دلزده نمي‌شود و با شعر او ارتباط مناسب برقرار مي‌كند. بنابراين شعر امين‌پور به‌عنوان يك موهبت بزرگ براي جامعه ماست. جامعه‌اي كه شعر نو آن از دهه 40 تا انقلاب به‌ترتيبي عمل مي‌كند كه نه تنها مخاطب عام بلكه مخاطب خاص را نيز با خود همراه نمي‌كند. وي اضافه مي‌كند: امين پور با شعرش مي‌گويد كه شما مي‌توانيد در قالب نو گفتمان صراحت را مطرح كنيد و از اين روست كه شعرش به‌عنوان حلقه قدرتمندي ميان مخاطب عام و شعر مدرن روزگار قابل ارزيابي است.

 این گزارش شنبه مورخ ۱۸ آبان در همشهری منتشر شده است.

 

+ آمنه فرخی
سه شنبه چهاردهم آبان 1387
صادق چوبك و ناتوراليسم ايراني

 

 صادق چوبك

يكشنبه 12 آبان نشست مكاتب‌ادبي سراي اهل قلم  با حضور رضا نجفی و دکتر کامران پارسی نژاد برگزار شد. موضوع اين برنامه  ناتوراليسم بود  و بررسي آثار صادق چوبك به ويژه داستان «انتري كه لوطيش مرده بود». خلاصه‌ايي از اين مراسم را به زودي در همشهري خواهيد خواند، اما در اين نشست نكته‌هايي مطرح شد  كه به دليل فضاي كم صفحه و البته در مواردي به دليل موضوعات مورد بحث  قابل ارائه در گزارش نبود. از اين رو بخش‌هايي از اين مطالب را به صورت خلاصه و تيتر وار در اول شخص مفرد بخوانيد:

  

  • پيدايش ناتوراليسم از لحاظ اجتماعي در دوره سرمايه‌داري اتفاق مي‌افتد. در اين زمان كارگرها وضعيت فلاكت‌باري دارند و ناتوراليست‌ها اين جماعت  و وضعيت معيشتي آنها را به تلخ‌ترين و سياه‌ترين زبان به رشته تحرير درمي‌آورند.

 

  • علاوه بر الكليسم، جبرگرايي و پستي و پلشتي انسان، غرايز جنسي و انحطاط جنسي در مكتب ناتوراليسم به شدت پررنگ است. ناتوراليست‌ها معتقد بودند كه  انسان موجودي  به ظاهر متمدن است كه در باطن بر اساس غريزه عمل مي‌كند.

 

  • نكته جالب در مواجهه با مكتب ناتوراليسم اين است كه آثار ارائه شده در اين مكتب در دوره‌اي به دليل توجه و رويكردش به مسائل جنسي ممنوع شد و در دوره‌اي به دليل علاقه بسيار زياد مخاطبان به پورنوخواني مورد توجه و محبوبيت قرار گرفت.

 

  • ناتوراليست‌ها به اين دليل كه مي‌خواستند جنبه‌هاي پليد زندگي مردم و واقعيت‌ها را نشان دهند موجب شدند تا زبان كوچه و بازار به ادبيات راه پيدا كند. از اين رو بسياري از افراد ناتوراليسم آثارشان در اقليم خاصي مي‌گنجد. در حال حاضر بسياري از زبانشناسان با كمك همين منابع ناتوراليستي تحقيقاتشان را به سرانجام مي‌رسانند. پس ناتوراليست‌ها به نوعي موجبات گسترش ظرفيت‌هاي نثر ادبي را فراهم كرده‌اند.

 

  • يكي از مهم‌ترين مسائلي كه درباره ناتوراليسم مطرح است اين است كه برخي منتقدان كاملا بي‌پروا ناتوراليسم را با همه ويژگي‌هايش مثبت مي‌دانند و معتقدند كه ادبيات نبايد قيد و بند داشته باشد. بنابراين از نگاه اين گروه ناتوراليسم توانسته است مضاميني را كه در برخي جوامع طرد شده‌اند وارد ادبيات كند و اين فوق‌العاده است كه نويسنده در اين مكتب ضرورتي براي خودسانسوري ندارد و حتي سد سانسور را نيز به نوعي مي‌شكند.

 

  • همانطور كه رئاليست‌ها مسئله تخيل را مورد تحقير قرار مي‌دادند. ناتوراليست‌ها كه رئاليست‌هاي افراطي بودند اين مسئله را تا جايي پيش بردند كه حتي خود ادبيات را نيز به سخره گرفتند.

 

  • چوبك اول بار با «يكي بود يكي نبود» جمالزاده با ادبيات آشنا مي‌شود. بعدتر تحت تاثير صادق هدايت مي‌نويسد. و با انتشار اولين اثرش «خيمه‌شب‌بازي» به سرعت مشهور مي‌شود. و از آن سريعتر مورد تهاجم مردم قرار مي‌گيرد چرا كه او حرمت شكني كرده و مسائلي را در كتابش مطرح مي‌كند كه تا آن روز در جامعه مطرح نشده بود.

 

  • بسياري از منتقدان معتقدند چوبك تنها دنباله‌رو هدايت بوده است. و برخي آثارش شباهت بسيار زيادي به آثار هدايت دارد. به عنوان مثال «انتري كه لوطيش مرده بود» شباهت زيادي با «سگ ولگرد» هدايت دارد. با اين تفاوت كه در داستان چوبك مخاطب فورا درگير مسائل سياسي‌ايي كه نويسنده مطرح كرده مي‌شود و در «سگ ولگرد» همراه شخصيت اصلي داستان، سگ،  پيش مي‌رود.

      در اين زمينه بخوانيد: ناتوراليسم؛ آغاز ادبيات انقلابي غرب /  مكتب‌هاي ادبي، ناتوراليسم

 

+ آمنه فرخی
جمعه دهم آبان 1387
ساراماگو و وقفه ایی در مرگ /فرهنگ 16

 

  

خوزه ساراماگو نويسنده 80 ساله و  صاحب‌نام پرتغالي آخرين اثرش را با نام «وقفه‌ايي در كار مرگ» در ماه جاري روانه بازار كرده است.

اين اثر به جهت ديدگاه تازه و فلسفي ساراماگو به زندگي و مرگ مورد توجه خوانندگان و منتقدان ادبي به ويژه در كشورهاي امريكايي و انگليسي زبان قرار گرفته است. توجه مخاطبان ادبيات به اين اثر در ماه جاري به حدي بوده كه اين اثر دو هفته پس از انتشار ترجمه انگليسي‌اش توسط مارگريت كاستا در بازارهاي كتاب كمياب شده است.

ساراماگو  كه جايزه نوبل ادبي 1998 را در كارنامه ادبي خود دارد در اين رمان بازي جالبي را پيش مي‌گيرد. او در اين داستان مرگ را با وقفه‌اي طولاني مواجه مي‌كند و به نوعي عمري جاودان به شخصيت‌هاي داستانش مي‌بخشد.

اختلال در كار مرگ و ايجاد وقفه در كار او بازتاب‌ها و بازخوردهاي جالب و متناقضي را ميان دولتمردان، شخصيت‌هاي مذهبي، كارمندان كفن و دفن و مردم رمان او به همراه دارد.  ساراماگو در حقيقت با طرح اين داستان مفاهيم و نگاه تازه‌ايي را به مسئله مرگ و زندگي دارد و خواننده را در اين مسير به خوبي و با جذابيتي وصف‌ناپذير با خود همراه مي‌كند.

 او در اين رمان از زاويه ديگري مرگ را مورد بررسي قرار مي‌دهد و توجه مخاطب را به اين نكته جلب مي‌كند كه اگر مرگ نبود، چه اختلالات و گرفتاري‌هايي براي بشر به وجود مي‌آمد و زندگي معناي واقعي خود را از دست مي‌داد.

ساراماگو در اين كتاب در حقيقت با ايجاد اختلال در كار مرگ نشان مي‌دهد كه چگونه در روند زندگي انسان‌ها، فعاليت‌ها، شغل و كسب و كارشان اختلال و نابساماني ايجاد مي‌شود. اين كتاب كه در سال 2005 توسط اين نويسنده به زبان پرتغالي منتشر شده، امسال به همت انتشارات هاركوت و  مترجم آن مارگريت كاستا به زبان انگليسي برگردانده شده است.

                                                                 ****

 مايكل كانلي نويسنده آمريكايي  پس از انتشار رمان «قضاوت بي‌شرمانه» اش يكي از سوژه‌هاي خبري روزنامه‌هاي اين كشور شده است. كانلي كه به عنوان يكي از مشهورترين رمان‌نويسان ژانر پليسي و داستان‌هاي دنباله‌دار در اين كشور مطرح است، اين بار با انتشار رمان «قضاوت بي‌شرمانه» توجه بسياري از خوانندگان، مخاطبان و منتقدان ادبي را به خود جلب كرده است.

كانلي كه جنايي‌نويسي را همزمان با كار خبري در سرويس حوادث روزنامه لس‌آنجلس تايمز آغاز كرده، علاقه زيادي به نوشتن داستان‌ها و رمان‌هاي دنباله‌دار دارد. كارآگاه « هري بوش» يكي از شخصيت‌هاي محبوب او در داستان‌هايش است كه در خلق صحنه‌ها و تصويرهاي پليسي- جنايي اين نويسنده را همراهي مي‌كند.

اين نويسنده كه از غالب آثارش چون « ماه ممنوع»، «كارخون» و ...  براي تهيه فيلم سينمايي و داستاني  استفاده شده، جايزه بهترين و معتبرترين جايزه  رمان‌هاي جنايي- پليسي را به خاطر رمان «انعكاس سياه»  از آن خود كرده است.

«قضاوت بي‌شرمانه» كانلي كه از سري داستان‌هاي دنباله دار كارآگاه هري بوش است، نوزدهمين رمان جنايي- پليسي‌ اين نويسنده محسوب مي‌شود. در اين رمان هري بوش كارآگاه هميشگي آثار اين نويسنده به بررسي پرونده قتل يكي از معروف‌ترين قاضيان لس‌آنجلس مي‌پردازد كه همسر و نزديك‌ترين دوست خود را در جنايتي وحشتناك از دست داده است.

از اين نويسنده 53 ساله تا به امروز داستان‌هاي دنباله‌داري چون « بلوند سرسخت»، « آخرين گرگ»، «پرواز فرشته»، «شهر استخوان‌ها»، «تنگنا» و ...  از مجموعه كارآگاه هري بوش ارائه و منتشر شده است. از كانلي همچنين رمان‌ها  و داستان‌هايي مثل «شاعر» 1996، « كار خون» 1998، «قاضي ايالت‌ لينكلن‌ » 2005، «قضاوت بي‌شرمانه» 2008 روانه بازارهاي ادبي جهان شده است. «نبض جنايت»  تنها اثر غير ادبي اين نويسنده است كه به بررسي ‌جنايت‌ها و انگيزه‌هاي جانيان در قالب مقالات متعدد پرداخته است.

                                                                                                همشهري۸آبان

 

+ آمنه فرخی