تبليغاتX
اول شخص مفرد
سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
از يادداشت‌هاي يك دوشيزه قجري(7) / بخت

 

نديمه گيس بافته را نوازشي داد و گره بند را كشيد. موي سياه به روي شانه‌هاي دوشيزه تاب برداشت و بندموها به لب‌هاي نديمه.

دوشيزه آينه  به دست به چشم ها سرمه كشيد و نديمه دستمالي از شكوفه‌هاي ياس از يقه پيراهنش به زير سراند و خالي سياه درست زير لب پاييني‌اش گذاشت.

همهمه در باغ بلند شد...  از پشت در صدا آمد: «شازده رسید»  

 

+ آمنه فرخی
شنبه بیست و سوم آذر 1387
سادگی زیرکانه اندرو کوآن

اندرو كوآن از جمله نويسندگاني است كه با  جسارت و شجاعتي  زياد اولين اثر داستاني‌اش را با ناباوري تمام به دست ناشر سپرد و خود را در معرض نقد منتقدان ادبي قرار داد و اسباب شهرت را براي خود محيا كرد. «خوك» اولين تجربه داستان نويسي  اين نويسنده كه صفحات آن به 100 نمي‌رسد  موجب شد تا سه سال پس از انتشارش بالغ بر 5 جايزه ادبي داخلي و خارجي به اندرو كوآن اين نويسنده جوان و نوقلم انگليسي تعلق بگيرد.

اندرو كوآن در سال 1960 در كورباي متولد شده و  تحصيلاتش را در دانشگاه آنجليكاي شرقي به پايان رسانده است. نخستين رمان وي با عنوان «خوك» در سال 1994 منتشر شد. او اين رمان را  در نااميدي محض به دست ناشر سپرد. اما پس از انتشار رمان، با ناباوري تمام اين كتاب مورد توجه منتقدان و مخاطبان ادبي قرار گرفت تا حدي كه جايزه ادبي « بتي تراسك» را از آن خود كرد و موجب شد تا اين نويسنده توسط روزنامه «ساندي تايمز» به عنوان يكي از نويسندگان جوان انگليس معرفي شود و جايزه جوان ترين نويسنده ادبي را از آن خود كند.

شايد بتوان اندرو كوآن را نويسنده‌اي خوشبخت خواند چرا كه وي با اولين رمانش كه كه تعداد صفحات آن به صد نمي‌رسيد توانست منتقدان و مخاطبان بسياري را با خود همراه كند و علاوه بر جوايز ذكر شده جايزه كتاب سال «كنسول هنري اسكاتلند» و لوح ارزشمند انجمن « راث هادن» انگليس را به خاطر اين اثر از آن خود كند.

«زمين اشتراكي» دومين رمان اين نويسنده در سال 1996 منتشر شد. دو سال بعد 2000 وي سومين رمانش را با عنوان « سخت پوست» منتشر كرد و در آن داستان زندگي مردي مبارز را به تصوير كشيد كه براي شناسايي و پيدا كردن علت مرگ دو پسر و همسرش در تقلا و كشمكش است.

وي آخرين رمانش را با عنوان « آنچه من مي دانم» در سال 2005 منتشر كرده و تا به امروز اثر ديگري از وي منتشر نشده است.

اين نويسنده كه بواسطه اولين اثرش در ميان منتقدان ادبي خوش درخشيده است، در اثارش به لحاظ زبان‌شناسي و زبان شناختي و همينطور بازي‌هاي زباني ردپايي ديده نمي‌شود. داستان‌هاي او  به لحاظ تصوير سازي و پرداخت نيز عاري از خطرجويي‌ها و جذابيت‌هاي تصويري است. و هيچ گونه صحنه فانتزي، تخيلي و سورئالي در آنها به چشم نمي‌خورد. شخصيت‌هاي آثار او عموما قهرمان و اسطوره يا شخصيت‌هاي ماورايي نيستند. در حقيقت اين خاصيت لحن و نوشته اوست كه با سادگي و صميميت زيادي كه در خود دارد مخاطب را به راحتي با خود همراه مي‌كند و اين سوال را مطرح مي‌كند كه با توجه به جلوه‌ها و تكنيك‌هاي بسيار زيادي كه براي نوشتن آثار ادبي در دنيا وجود دارد، چطور چنين روايت ساده‌اي از موضوعات توانسته تا اين حد مورد پسند عموم مردم و منتقدان ادبي قرار بگيرد.

شيوه نوشتن كوآن بسيار ساده است. عموما روايت‌ها در اثارش توسط اول شخص مفرد صورت مي‌گيرد و ويژگي‌هاي آثار ناتوراليستي بر داستان‌هاي وي حاكم است. تعادل و نابساماني به نوعي نقطه اوج و فرود داستاني و همينطور دقت در جزئيات داستان و ايجاد هماهنگي مناسب ميان عناصر داستاني از جمله مهمترين اركاني است كه اين نويسنده در ارائه آثارش به آن‌ها بسيار اهميت مي‌دهد و با وسواسي خاص آنها را اجرا مي‌كند.

او در آخرين رمانش با عنوان « آنچه من مي‌دانم» كه در سال 2005 به رشته تحرير در آورده است، داستان زندگي شخصيتي را با نام « ويل بروان» به تصوير مي‌كشد. «بروان» نويسنده است و بارها به دليل داستان‌ها و رمان‌هايش مورد ستايش و تقدير جامعه ادبي كشورش قرار گرفته است در حاليكه او ساده‌ترين شيوه را براي ارائه آثارش در نظر گرفته و آثار او خالي از هرگونه تكنيك است.

آندره كوآن به نوعي با ارائه اين رمان كاملا زيركانه و هوشيارانه به كندو كاو و بررسي وضعيت ادبيات داستاني، نقد و جامعه ادبي پرداخته و به نوعي داستاني از زندگي خودش را در معرض ديد همگان قرار داده است.


چشمان تو صدف است... بر آن گوش می خوابانم وقتی که خوابیده ای ....  ( سجاد گودرزی)

  

+ آمنه فرخی
سه شنبه نوزدهم آذر 1387
روایت هلن سیمپسون از زن مدرن

هلن سيمپسون نويسنده، شاعر و روزنامه‌نگار انگليسي اگر چه سال‌هاست در زمينه ادبيات داستاني، نمايشي و اشعار حماسي در رسانه‌هاي مختلف قلم مي‌زند اما در طول اين سال‌ها هرگز سوژه اصلي فعاليتش، نوشتن از زنان و نوشتن براي زنان را فراموش نكرد  و همواره چه در آثار ادبي و چه آثار غيرادبي‌اش به‌طور خاص به مشكلات و دغدغه‌هاي اين گروه پرداخته است.

هلن سيمپسون كه او را بيشتر به خاطر داستان‌هاي كوتاه و اشعار حماسي‌‌اش مي‌شناسند، در بريستول انگليس به دنيا آمد و در لندن پرورش يافت. او تحصيلات مقدماتي را در مدرسه‌اي در لندن و تحصيلات آكادميك را در دانشگاه آكسفورد گذراند و پايان‌نامه‌اش را در رشته ادبيات نمايشي با عنوان «بازگشت نمايش‌هاي كمدي» به اين دانشگاه ارائه كرد. او بعد از فارغ‌التحصيلي به‌مدت 5 سال به‌طور مستمر و حرفه‌اي عضو هيات نويسندگان روزنامه صبح انگليس، مجلات ادبي و انتشارات كوكري در لندن بود. نخستين مجموعه‌ داستان‌هاي كوتاه وي در سال 1990 جايزه ادبي جوان‌ترين نويسنده انگليس را از آن خود كرد و پس از آن موفق به دريافت جايزه ادبي «سامرست موام» شد.

وي در سال 1993 نيز به‌عنوان يكي از 20 نويسنده برتر انگليس در حوزه ادبيات داستاني توسط نشريه ادبي «گراناتا» انتخاب شد و به خاطر فعاليت مستمر و مداوم در سرويس‌هاي ادبي روزنامه‌ها، مجلات و انتشار آثار ادبي‌اش مورد تقدير و تشكر قرار گرفت. دومين مجموعه داستان‌هاي كوتاه او با نام «جورج عزيز» در سال 1995 منتشر شد و پس از آن سيمپسون به‌طور حرفه‌اي و جدي وارد عرصه نويسندگي شد. پس از اين ،  او در سال 2000 كتاب «مستقيم به سمت زندگي» را منتشر كرد. اين مجموعه‌ شامل داستان‌هايي مستقل درباره زندگي زنان در دنياي مدرن، زنان مدرن و وظيفه مادري آنان در عصر حاضر بود.

او با انتشار اين مجموعه در سال 2001 نظر بسياري از منتقدان و مخاطبان ادبي را به‌خود جلب كرد و موفق به دريافت جايزه معتبر ادبي «هاثورندن» شد. آخرين آثار اين نويسنده كه در حال حاضر در لندن زندگي مي‌كند با نام‌هاي «قانون اساسي» و «صندلي راننده» در سال‌هاي 2005 و 2007 به بازار ادبي جهان معرفي شده و مورد استقبال عموم قرار گرفته است.مطالعه هر يك از رمان‌ها يا داستان‌هاي كوتاه سيمپسون جذابيت فوق‌العاده‌اي دارد. توانايي قلم او در ارائه و پرداخت فضاها و به تصوير كشيدن كشمكش‌هاي داستاني به قدري حساب‌شده و قدرتمند است كه بسياري از منتقدان ادبي بارها از اين ويژگي آثار او در مقالاتشان ياد كرده‌اند. زبان اين نويسنده در آثارش بسيار غني و مجلل است.

به گفته منتقدان هلن سيمپسون به لحاظ زباني در آثارش ابتكارهاي بسيار بجا و مناسبي داشته است. او گاهي از واژه‌ها و تركيب‌هايي در آثارش استفاده مي‌كند كه خواننده كمتر مي‌تواند آنها را در لغت‌نامه پيدا كند. وي در نخستين مجموعه داستاني‌اش به‌خوبي و به‌طرزي ماهرانه توانسته است خواننده را از فضاي مدرن انگليس جدا كند و به روستايي دورافتاده در گوشه‌اي از انگلستان قرن 17 ببرد. يكي از موضوعات و تم‌هايي كه او در اين مجموعه داستاني بسيار مورد توجه قرار داده است كشمكش‌ها و درگيري‌هايي است كه بعد از ازدواج ميان زوج‌هاي جوان و شيوه اداره زندگي بروز مي‌كند.

در مجموعه دوم داستان‌هاي كوتاهش سيمپسون موضوع بارداري، زايمان و كودك را محور اصلي داستان‌هايش قرار مي‌دهد. ظاهرا مسئله زنان و مشكلات آنان در جوامع صنعتي و مدرن يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي اين نويسنده انگليسي به شمار مي‌رود. سيمپسون در آثارش بيشتر با بهره‌گيري از شخصيت زن دمدمي‌مزاج دنياي مدرن و همين‌طور مشكلات زندگي‌ مشترك، بارداري و مشغله‌هاي اجتماعي زنان را بررسي كرده و مورد واكاوي قرار مي‌دهد.


رادیو اینترنتی ادبیات ایران را اینجا  بشنوید!

  

+ آمنه فرخی
شنبه شانزدهم آذر 1387
آندرا لوی و سیاهان لندن

آندرآ لوي، نويسنده انگليسي زبان اهل جامائيكا، اگر چه از بدو تولد در لندن زندگي مي‌كند اما هنوز باورها و اعتقادات سرزمين پدري‌اش (جامائيكا) را كه نسل به نسل براي او باقي‌مانده در تمامي آثارش با خود حفظ كرده و آنها را به نسل جديد سرزمينش و سياهان جهان هديه مي‌كند.

خانواده آندرآ لوي در سال 1948 از جامائيكا به لندن مهاجرت كردند و آندرآ،  8 سال بعد در اين شهر به دنيا آمد. در طول سال‌هاي اوليه زندگي در لندن آندرآ تنها كودك سياه‌پوست مدرسه‌اي كوچك اما انگليسي زبان بود كه در شمالي‌ترين نقطه شهر قرار داشت. همين مسئله موجب شد تا لوي به‌عنوان سياه‌پوستي كه دوست سفيد پوست زيادي ندارد، نگاه ويژه‌اي به معضلات، مشكلات و تنهايي پيش‌روي سياهان به‌ويژه مردمان سياه سرزمينش داشته باشد.

اين نويسنده در موفق‌ترين رمانش «جزيره كوچك» داستان زندگي يك نسل قبل‌تر يعني زندگي پدران و مادراني را بيان مي‌كند كه براي زندگي بهتر به لندن مهاجرت كرده‌اند. او زندگي اين افراد را در برابر حوادث، رخدادها و قضاوت‌هاي مردمان لندن ‌ ارزيابي و بررسي  مي‌كند و مردمان اين دو سرزمين – جامائيكا و لندن- را به لحاظ فرهنگي و طبقه اجتماعي مورد واكاوي قرار مي‌دهد.

از آندر‌‌آ لوي تا به امروز 4 رمان منتشر شده است. نخستين رمان وي با عنوان «نور در خانه برنين» در حقيقت اتوبيوگرافي و شرح‌حالي درباره خودش است كه در سال 1994 به رشته تحرير در آمده. در اين داستان او ماجراي خانواده‌اي را نقل مي‌كند كه در دهه 1960 از جامائيكا به لندن مهاجرت كرده‌اند.

 او در دومين رمانش «هرگز اينجا را ترك نكن» 1996 داستان زندگي دو خواهر را به تصوير مي‌كشد كه به لحاظ شخصيتي و فرهنگي در دو سطح كاملا متفاوت و متضاد قرار دارند .
 «ميوه ليمو» نيز سومين رمان لوي است كه در سال 1999 نوشته شده و حواشي زندگي يك زوج جوان سياه‌پوست را در لندن مورد بررسي و واكاوي قرار مي‌دهد.

«جزيره كوچك» - آخرين اثر آندرآ لوي - در سال 2004منتشر شده است. لوي به واسطه قابليت‌هاي ادبي و پرداخت قوي‌اش در اين كتاب، در سال 2004‌ دو جايزه معتبر ادبي (جايزه ادبي اورنج و جايزه ادبي ويت‌برد)را دريافت كرده است.

او در اين رمان، تعاملات و زندگي مشترك يك زوج جوان سياه‌پوست در لندن را به تصوير مي‌كشد. اين رمان همچنين در سال 2005 جايزه ادبي «ولث» لندن را از آن خود كرده است.آندرآ لوي كه تا به امروز دوره‌هاي مختلفي از جايزه ادبي «ساگا» را در بخش ادبيات داستاني داوري كرده و جوايز ادبي‌اي چون «آرت كنسول»1998، «اورنج» 2004، «نويسنده سال انگليس»2005 و... را در كارنامه‌ ادبي‌اش دارد، در حال حاضر همراه خانواده‌اش در شمال لندن زندگي مي‌كند و علاوه بر نوشتن، يكي از طراحان و گرافيست‌هاي سرشناس اين شهر نيز به شمار مي‌رود.

وي اگر چه نوشتن را از نخستين سال‌هاي جواني آغاز كرده اما نخستين رمانش را در سن 38 سالگي روانه بازار ادبي ‌كرد. او اگر چه پيش‌تر دست‌نوشته‌ها و داستان‌هاي بسياري را درباره زندگي سياهان در انگليس نوشته و گرد‌آوردي كرده اما تا به امروز هيچ‌يك از آنها را در معرض ديد و خوانش عموم قرار نداده است.

اين نويسنده همواره لندن را به‌عنوان مكان مورد علاقه‌اش براي رمان‌هايش انتخاب مي‌كند و اختلالات و نابساماني‌هايي را كه سياهان در مسير زندگي و پيشرفت در اين شهر دارند  به چالش مي‌كشد.

لوي علاوه بر جوايز ادبي متعددي كه در طول اين سال‌ها دريافت كرده است، سال گذشته( 2007) جايزه پرخواننده‌ترين كتاب سال انگليس را به خاطر رمان «جزيره كوچك» با 50 هزار نسخه تيراژ، از آن خود كرده است.

                                                                                                              همشهری ۱۶آذر 

 

+ آمنه فرخی
شنبه نهم آذر 1387
ویلیام بوید دروگر جوایز ادبی
 

ويليام بويد از جمله نويسندگان انگليسي زباني است كه با انتشار هر يك از آثارش در حوزه رمان و ادبيات داستاني جايزه‌اي ادبي و معتبر را از آن خود كرده است.

اولين رمان‌ وي با عنوان «مرد خوب در آفريقا» 1981 در حالي پس از اولين انتشار، جايزه‌هاي متعدد ادبي را به‌خود اختصاص داد كه بويد در آستانه سي سالگي قرار داشت و مشغول گذراندن واحدهاي درسي‌اش در دانشگاه آكسفورد بود.

ويليام بويد، رمان‌نويس و نمايشنامه نويس اسكاتلندي در سال 1952 در غنا به دنيا آمد. او بخشي از دوران كودكي‌اش را به همراه خانواده و معلم خصوصي‌اش در اين كشور گذراند و از نزديك شاهد تلخي‌ها و نابساماني‌هاي جنگ «بيافران» در اين كشور بود. او بارها اعلام كرده است كه اين جنگ و حواشي آن تاثيرات بسياري را بر او به‌عنوان يك نويسنده داشته است.

دومين و سومين آثار وي «جنگ بستني» 1982 و «ساحل برازاويل» نيز به‌ترتيب جوايز ادبي جان ليولين و خاطرات سياه را در بخش داستان و جايزه ادبي مك وايت‌ دريافت كرده است. بويد كه به‌عنوان نمايشنامه‌نويس نيز از جمله نويسندگان مطرح و صاحب نام انگليسي زبان محسوب مي‌شود آثار زيادي را چون « خوب و بد بازي» 1983، «دختر هلندي» 1985، «جمجمه» 1987 و... را در كارنامه ادبي‌‌اش دارد كه بيشتر آنها در قالب تله‌تئاتر از تلويزيون انگليس تهيه و پخش شده است.

از آخرين آثار اين نويسنده طي 5-4 سال گذشته مي‌توان به مجموعه داستان‌هاي كوتاه وي با عنوان «رؤياي عاشقانه» 2008‌ و«بي‌قرار» 2006 برنده جايزه ادبي كاستا، مجموعه غيرداستاني «بامبو» 2005 و مجموعه داستان‌هاي كوتاه «شيدايي» در سال 2004 اشاره كرد. ويليام بويد بيشترين شهرتش را در عرصه ادبيات به‌دليل نگاه كنايه آميزش به زندگي انسان‌ها به‌ويژه در قرن بيستم دارد، تفسيرهاي ايهام‌برانگيز و طعنه‌آلود او از رخدادها و اتفاقات اين قرن نه تنها در آثار ادبي و داستاني او مشهود است بلكه در ديگر آثار هنري وي به‌ويژه آثار بصري او مثل فيلم، تئاتر و حتي مجموعه‌اي از عكس‌هايش قابل مشاهده و بررسي است.

بويد كه از هم‌ دوره‌اي‌هاي مارتين آميس رمان‌نويس؛ ژوليان پاتريك بارنس، منتقد ادبي و لان مك‌وان، نويسنده انگليسي به شمار مي‌رود آثار بسياري را چون مجموعه‌ داستاني «رؤياهاي مل‌موث» 2007، «بي‌قرار» 2006، «گوركن» 1998، «بعدازظهر آبي» 1993، «ستاره و خورشيد» 1984 و... را در كارنامه ادبي‌اش دارد كه بسياري از آنها برنده جوايز متعددي چون جايزه ادبي ريچارد و جودي انگليس 2007، جايزه ادبي كوستا 2006، جايزه ادبي بين‌المللي دوبلين 2004، جايزه كتاب ادبي لوس‌آنجلس تايمز 1995، جايزه ادبي مك‌وايت 1991 و... شده‌اند.

وي از معدود نويسندگاني محسوب مي‌شود كه در طول حياتش براي دومين بار موفق به دريافت جايزه كوستا شده است. اين جايزه كه تا سال 2004 با نام «جايزه ويت‌برد» در ميان اهل قلم شهرت داشت پس از اين سال به جايزه ادبي «كوستا» تغيير نام داده است.

پيش از اين بويد به خاطر رمان «مرد خوب در آفريقا» موفق به دريافت اين جايزه در سال 1981 شده بود. بويد در رمان «بي‌قرار» كه ‌ با عنوان ديگري چون «زندگي در آماده‌باش» و «خستگي‌ناپذير» به زبان‌ فرانسه منتشر شده داستان زني جاسوس را روايت مي‌كند كه سال‌هاي بسيار با هويتي دروغين و غيرواقعي زندگي مي‌كرده و هيچ‌يك از اعضاي خانواده‌اش حتي نزديك‌ترين فرد به او- دخترش- از اين جريان مطلع نبوده است.

اين زن در طول داستان به دلايلي مجبور به معرفي شخصيت واقعي خود به نزديكانش مي‌شود. شخصيت اصلي اين رمان «سالي گيلمارتن» متولد روسيه و جاسوس انگليسي‌‌ها در طول جنگ جهاني دوم است. اين زن در رمان «بي‌قرار» پس از ماجراهاي بسيار براي دستيابي به هدفش تنها دختر و نوه‌اش را نيز با خود همراه و هم‌مسير مي‌كند.

                                                                                                               همشهری  ۹ آذر

 

+ آمنه فرخی