تبليغاتX
اول شخص مفرد
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387
بکش، ولی خلاقم کن!*

 

يكي از اتفاقات مهمي كه در تاريخ  ادبيات جهان از سال‌هاي بسيار دور تا امروز به چشم مي‌خورد و كمتر مورد توجه قرار گرفته است تمايل و خواهش هنرمندان و نويسندگان به مصرف مسكرات و مخدر‌ها است. اين خواهش صرف‌نظر از تبعاتي كه براي اين گروه و مخاطبانشان به همراه دارد به دليل اين باور رنگ گرفته كه مصرف اين مواد به نوعي موجب بالابردن توانايي نويسنده يا هنرمند در خلق اثري ماندگار، خاص و منحصر به فرد مي‌شود. اما «چارلز بوكفسكي» نويسنده‌اي كه به گفته خودش « خانه خراب شده بود» معتقد است: «اگر نشئگي و خماري دست از سر ادبيات برمي‌داشت، آن قدر «توماس مان» و «چخوف» داشتيم كه معلوم نيست بايد چه مي‌كرديم.»

مصرف مخدرهايي چون شيره افيون، ترياك، هروئين، ماري‌جوانا، مسكالين و ال.اس.دي براي بسياري از نويسندگان همراه با  جذابيت‌هاي خاص بوده است. مصرف اين مواد از قرن‌ 18 رنگ و روي ديگري پيدا كرد و در سالهاي پاياني قرن نوزدهم و سالهاي آغازين قرن بيستم به اوج خود رسيد. اين گروه از نويسندگان كه تعداد آنها به ده‌ها نفر مي‌رسد معتقد بودند كه  مصرف اين مواد و عالم پر رمز و راز و سرشار از تصويري كه پس از مصرف براي آنها به وجود مي‌آيد سرشار از ادراك و شهودي است كه موجب رواني قلم آنها و در نهايت ماندگاري اثر ا دبي- هنري‌شان خواهد شد.


البته در ميان نويسندگان چه در دوره كلاسيك و چه بعدتر از آن نويسندگان و شاعراني بودند كه بدون دخالت هيچ‌گونه مخدر و افيوني آثاري ماندگار و جاودان خلق كردند. با آغاز قرن نوزدهم و روي كار آمدن رمانتيك‌ها موج بزرگي در اين زمينه ميان نويسندگان و هنرمندان اروپايي و آمريكايي به وجود آمد كه نتيجه آن تمايل بسياري از اين افراد به مصرف مخدرهايي چون هروئين، شيره افيون و ال.اس.دي بود.

«توماس دو كوئينسي» نويسنده صاحب‌نام امريكايي اعتراف‌نامه‌ايي دارد كه در آن به مصرف خوراكي‌اش از افيون اشارتي كرده است. بسياري از شاعران و نويسندگان چون كوئينس از اين دست اعتراف‌نامه‌ها از خود به جاي گذاشته‌اند و يا رماني را با توجه به تجربيات شخصي‌شان از مصرف مخدرها به رشته‌ تحرير در آورده‌اند.  از ميان شاعران رمانتيك ساموئل تيلور كالريج، پرسي شلي، ويليام وردورث، لرد بايرون و جان كيت نيز از جمله افرادي هستند كه مقالات متعددي را پيرامون مخدرها، مصرف آنها و حال‌وهواي مصرف اين مواد قلمي كرده‌اند. اين گروه بهترين آثارشان را تحت تاثير مخدرهايي مثل افيون و لادانوم ( عصاره افيون كه اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم به عنوان يكي از معروف‌ترين آرام‌بخش‌ها و تسكين‌دهنده‌هاي درد مورد استفاده قرار مي‌گرفت) به روي كاغذ آورده‌اند.

از طرفي نويسندگان فرانسوي و آمريكايي چون گوتيه، آرتور رمبو، شارل بودلر، ادگار آلن پو و ... نيز با كلوب حشيش كه به همين منظور پذيراي برخي از نويسندگان به ويژه گروهي كه در ژانر وحشت قلم مي‌زدند، بود در ارتباط بودند. تاثير اين مخدرها را مي‌توان در برخي از داستان‌هاي كوتاه آلن‌پو مشاهده و بررسي كرد.

 ساموئل تيلور كالريج، ترياك

 اين شاعر رمانتيك يكي از معروف‌ترين اشعارش را بعد از مصرف ترياك در سال 1797 سروده است. وي بعد از اينكه از روياهايي زمان نشئگي و خلسه خارج شد، به سرعت شروع به نوشتن «قوبيلاي قاآن» كرد. اين اثر يكي از بهترين آثار اين شاعر است. كالريج در سال 1834 به دليل بيماري و مصرف بيش از حد مخدرات چشم از جهان فرو بست. تيلور كالريج پس از نوشتن اين شعر در دفترچه خاطراتش نوشته بود: « من تمام شده‌ام و ترياك زندگي مرا پيش از اينكه به پايانش نزديك شود، ويران كرده است، به قيمت اينكه هر چند سال يك بار لحظه‌اي براي من خلق كند، شايد اگر ترياك شيره زندگي‌ام را نمي‌مكيد مي‌توانستم هر صبح لحظه‌هاي نابي را تجربه كنم، اما مي‌دانم تمام شده‌ام.» او 25 جولاي در آستانه 61سالگي درگذشت و تنها دو ماه پيش از آن تصميم گرفته بود راهي براي رهايي از چنگال مواد مخدر پيدا كند.

 توماس دو كوئينسي، شيره ترياك

 او در يادداشت‌هاي خود با عنوان «اعترافات» به مصرف خوراكي ترياك اعتراف كرده است. اعترافات او در سال 1821 منتشر شد، تكان دهندگي اين خودنوشت به اندازه‌اي بود كه او يك‌شبه ره صدساله را بپيمابد و به شهرتي جهاني برسد. آفرينش اين اثر و شهرت يك شبه دو كوينسي موجب شد تا تعداد بسيار زيادي از نويسندگان هم عصر او وسوسه شوند راه او را پيش بگيرند هرچند كه كوئينسي خود زندگي‌اش را فاجعه‌وار و دردناك توصيف كرده بود

شارل بودلر، حشيش

 

شارل بودلر يكي از اعضاي كلوب حشيش بود كه در سال‌هاي 1844 تا 1849 با اعضاي اين گروه همچون الكساندر دوما و...  گرد هم مي‌آمدند.  بودلر هميشه تحت تاثير حشيش مي‌نوشت. به اعتقاد او حشيش و ترياك در ميان مخدرها بهترين‌ها براي ساختن فضايي توهم‌زا و پر رمز و راز بودند. شارل بودلر در بيشتر يادداشت‌هايش تاكيد دارد كه دوست داشت بيش از هر چيز نشئه فضيلت و دانايي باشد. او مي‌نويسد: « حالا كه فضيلت دست نيافتني است و نمي‌توان نشئه فضيلت بود، اينها تنها راهي است كه سبب مي‌شود بار هولناك روزگار را روي كول‌هايم حس نكنم» بودلر در لحظه‌هايي از زندگي پرفراز و نشيبش كه در حالت عادي بود، نوشته است: «كاش مي‌شد من هم مست شعر باشم و نه چيز ديگر»

رابرت لوئيس استيونسون، كوكائين

 «سرگذشت عجيب دكتر جكيل و آقاي هايد» كه در سال 1886 نوشته شد در حقيقت در طول 6 روز و تحت تاثير كوكائين توسط اين نويسنده نوشته شد. به گفته همسر وي از توان رابرت خارج بود كه چنين كتابي را كه بالغ بر 60 هزار كلمه دارد در عرض 6 روز و با اين كيفيت به رشته تحرير در آورد. اين مسئله از نظر همسر و نزديكان استيونسون امري باورنكردني بود. اما اين انرژي كاذب خيلي زود به پايان رسيد و لوئيس استيونسون دچار افسردگي شد.

الدوس هاكسلي، ال. اس. دي

 «درهاي ادراك بهشت دوزخ» يكي از آثار معروف آلدوس هاكسلي است كه در سال 1954 به رشته تحرير در آمده است. نويسنده از تجربيات و حال و هوايي كه پس از مصرف مسكالين داشته نقل‌قول‌ها و ماجراهايي را دراين اثر آورده است. او با مصرف اين مخدر علاوه بر اينكه هيجاناتي خاص را تجربه مي‌كرده بلكه به زعم خود ذهن خود را براي نوشتن كتاب‌ها و اثرات جديد پرورش مي داده است.

جك كرواك  بنزدرين و گراس

 جك كرواك يكي از سه‌تايي‌هاي نسلي بودند كه به قول مخالفانشان براي جامعه ادبيات و معترض درست به اندازه « فلج اطفال» خطرناك بودند. او يكي از بزرگان نسل بيت بود كه خيلي زود از دنيا رفت و پشيماني‌اش در سالهاي پاياني عمر هم فايده‌اي نداشت. كرواك كه بازيكن حرفه‌اي فوتبال آمريكايي بود، به همين دليل هم توانست بورسيه‌اي براي تحصيل در دانشگاه كلمبيا به دست بياورد. كرواك هر چند پس از مدت  كوتاهي و در پي مشاجره‌اي با مربي فوتبال خود از تحصيل در دانشگاه كلمبيا دست كشيد، پس از آن با آلن گينزبرگ، لوسين كار، نيل كسيدي و ويليام باروز آشنا شد كه اين دوستي‌ها در نهايت موجب دگرگوني زندگي كرواك شد.

                                                             ادامه این مطلب را در هفته نامه مردم و جامعه بخوانید


* این یادداشت در اولین شماره هفته نامه مردم و جامعه (۲۶دی) منتشر شده است. «رمان های دودگرفته» یادداشتی درباره برترین داستان های بدآموزی جهان (در پرونده ادبيات و دراگ) به قلم اول شخص مفرد را در این نشریه بخوانید تا خلاق شوید.
 

+ آمنه فرخی
پنجشنبه نوزدهم دی 1387
تاریک روشن

 

ابلهان اثری را می خوانند و چیزی از آن نمی فهمند. اشخاص عامی خیال می کنند که آن را کاملا فهمیده اند. صاحبان عقل سلیم گاهی همه آن را نمی فهمند. آنان نکات مبهم و تاریک را تاریک می یابند و نکات روشن را روشن می بینند. و اشخاص پرمدعا اصرار دارند که نکات روشن را تاریک جلوه دهند و نکاتی را که کاملا واضح و قابل فهم است نفهمند. 

 


رساله «هنر در خدمت اخلاق» اثر لابرویر را بیابید و بخوانید.

++ گزارش مریم آموسا از فعالیت های اخیر جمشیدمرادیان (مجمسه ساز) را حتما بخوانید و ببینید.

 

+ آمنه فرخی
پنجشنبه دوازدهم دی 1387
این پست عنوان ندارد...
 

يادم نمي‌آيد  چه كسي، كجا و چه وقت اين مطلب را گفته يا چرا گفته يا من آن را كجا خواندم يا از زبان چه كسي  شنيدم. مهم اين است كه مي‌خواستم اين مطلب را همين امشب با شما در ميان بگذارم... حالا چه فرق مي‌كند چه كسي آن را گفته براتيگان، بوكوفسكي،  سارتر، بورخس يا اول شخص مفرد. لب مطلب اينكه مي خواستم اين مطلب را با توی مخاطب در میان بگذارم که حساب کار دستت بیاید... « مهم نيست چه نوابغ لعنت‌گرفته‌اي هستند اين آقايان؛ مهم اين است كه حوصله مرا سر مي‌برند.» به شدت... تحمل شنیدنشان را ندارم چه برسد به دیدنشان... پس تو که جای خود داری! +

 


+ این یادداشت پس از یک هفته پرزحمت و طاقت فرسا حضور در نشست ها و انجمن های ریز و درشت ادبی و هنری قلمی شد.

++ در مورد مسابقه داستانک نویسی هزاردستان بیشتر بدانید.

 

 

+ آمنه فرخی
شنبه هفتم دی 1387
باندله توماس سياه‌نويسي از نيجريه

 

بايي باندله توماس اگرچه متولد نيجريه است و يك‌سوم عمرش را در اين كشور گذرانده اما به دليل سكونت در لندن امروز به عنوان يكي از موفق‌ترين نويسندگان انگليسي‌زبان در اين كشور شناخته مي‌شود. باندله توماس در سال 1967 متولد شده است. او به يقين يكي از مستعدترين و پركارترين نويسندگان مهاجر در انگليس محسوب مي‌شود كه آثار بي شماري را در ژانرهاي داستان كوتاه، رمان، نمايشنامه، شعر، يادداشت و مقاله ادبي به جامعه ادبي و مطبوعات انگليس ارائه كرده است.

اين نويسنده كه در حال حاضر يكي از اعضاي فعال  گروه تئاتر ملي لندن با نام «كمپاني شكسپير» است همكاري‌هاي بسياري را به عنوان نويسنده و نمايشنامه‌نويس با اين گروه در طول دهه گذشته بر عهده داشته است.درميان آثار توماس مي‌توان به نمايشنامه‌هاي «باران» 1993، «رستاخيز در خشك‌ترين فصل سال» 1994، «دو اسب‌سوار» 1994، مجموعه «مرگ با ما همراه بود»  1995 ، «خيابان» 1999، نمايشنامه «تولدت مبارك آقاي دكا!» ، «هنرپيشه» 2001 و...  اشاره كرد كه بسياري از آنها توسط گروه «كمپاني شكسپير» نيز به اجرا در آمده است.

از اين نويسنده رمان هايي نيز با نام‌هاي « مردي از دوردست‌ها» 1991، «همدردي گوركن » 1991، «خيابان» 1999 و « پسر بورما» 2007 به بازار ادبي عرضه شده كه برخي از آنها توسط خود نويسنده براي اجراي نمايش آماده شده‌اند.

توماس 40 ساله كه تا به امروز آثار بسياري را در حوزه رمان و نمايشنامه‌ به رشته تحرير در آورده جزو يكي از فعالان عرصه روزنامه‌نگاري لندن نيز محسوب مي‌شود كه مقالات و يادداشت‌هاي زيادي از او در صفحات ادبي و فرهنگي روزنامه‌هاي اين شهر منتشر شده است. او جوايز ادبي زيادي چون جايزه ملي بهترين نمايشنامه‌نويس 1989، جايزه فستيوال نمايش لندن 1994، جايزه ادبي «پگي رمزي» 1998، و جايزه معتبر ادبي «اما»ي انگليس در سال 2000 را از آن خود كرده است.

يكي از بهترين رمان‌هاي او با نام «مردي از دوردست‌ها» كه اولين رمان او نيز محسوب مي‌شود روايتي بسيار خواندني دارد. داستان از زبان نوجواني 15 ساله به نام «لاكمف» روايت مي‌شود كه در پانسيون دانش‌آموزي زندگي مي‌كند. او در يكي از روزهاي تعطيل يكشنبه با معلمش  ملاقات مي‌كند و از او نسخه‌اي خطي را به امانت مي گيرد . به اين ترتيب «لاكمف»  با قهرمان اصلي اين رمان «بوزو» كه شخصيتي فوق‌العاده باهوش و سركش است آشنا مي‌شود و راز سربه مهري بر او آشكار و با ماجراهاي هيجان‌انگيزي مواجه مي‌شود. غالب آثار باندله توماس چه در حوزه نمايشنامه و چه رمان با مضاميني چون فساد، قوم‌پرستي، خشونت خانوادگي، سقط جنين، جنايت، مصرف مواد مخدر و ... همراه است. او سياهي‌ها و معضلات موجود در جوامع مدرن را با ريزبيني و دقت زيادي در آثارش مورد بررسي و واكاوي قرار مي‌دهد و خواننده را دچار اين ترديد مي‌كند كه آنچه از نظرش گذشته بخش‌هايي از واقعيت بوده يا همگي زايده تخيلات نويسنده بوده است.

مضامين اصلي داستان‌هاي او غالبا توصيف و شرح احوال مردماني است كه در دوران كودكي و نوجواني در كنار آنها زندگي‌ ‌كرده است. وي تحت تاثير همين حال و هوا مجموعه اشعاري را سروده كه تا به امروز آنها را به دست ناشر نسپرده است. مجموعه اشعار « در انتظار ديگران» 1989، منتخب اشعار « ذات كركس» 1989 و مجموعه « نمايش باران» از جمله آثار او در اين حوزه است كه به جز تعداد بسيار محدودي از آنها كه از طريق يكي از برنامه‌هاي راديو بي‌بي‌سي منتشر شده غالب آنها به صورت رسمي در اختيار عموم خوانندگان و مخاطبان قرار نگرفته است.

به گفته منتقدان و صاحب‌نظران ادبي توماس از جمله نويسندگان مهاجر و انگليسي زبان موفق است كه در طول اقامتش در لندن اثار متعدد و بي‌نظيري را به جامعه ادبي انگليس ارائه كرده است. قلم و شيوه نوشتاري اين نويسنده در حوزه‌هاي مختلف شعر، داستان، نمايشنامه، رمان و همينطور مقالات و يادداشت‌هاي ادبي در مطبوعات انگليس  همواره مورد تحسين و تشويق منتقدان و مخاطبان ادبي بوده است.


دیدگاه مترجم و منتقدان ادبی  پیرامون مجموعه داستانی «چه کسی در دریا مین کاشت؟»  اثر ایتالو کالوینو را اینجا  بخوانید.

 ایده ها در زمان و ذهن ها جاری هستند...

+ آمنه فرخی