
جان آپدايك نويسنده آمريكايي يكي از موثرترين و شاخصترين چهرههاي ادبيات معاصر جهان در شيلينگتون پنسيلوانيا و در سال 1932 به دنيا آمد. در دانشگاههاي آكسفورد و هاروارد در رشتههاي هنرهاي زيبا و طراحي تحصيل كرد و آن زمان كه در آستانه سيسالگي قرارگرفت و به دنبال شغلي مناسب بود به عنوان نويسنده در مجله ادبي نيويوركر شروع به نوشتن كرد. اگر چه آپدايك نويسندگي براي نشريات و مجلات ادبي دهه پنجاه ميلادي را خيلي زود كنار گذاشت و خانهنشين شد اما در همين سالها بزرگترين تصميم زندگيش را گرفت و نوشتن را به عنوان حرفهايي تماموقت برگزيد. تلاش و پشتكار او در نوشتن و خلق آثار ادبي در ژانرهاي مختلف ادبي چون رمان، نمايشنامه، داستان كوتاه، شعر، نقد، كتاب كودك و ... موجب شد تا نام وي بارها در ليست نهايي برندگان جايزه پوليتزر قرار بگيرد و دو بار اين جايزه را در سالهاي 1982 و 1991 از آن خود كند و بالغ بر سي جايزه ادبي معتبر بينالمللي چون جايزه كتاب سال امريكا، جايزه ادبي اوهنري، جايزه ادبي منتقدان آمريكا و ... را در كارنامه ادبياش به ثبت برساند.
اگر چه آپدايك در جهان به نويسندهاي همهفن حريف معروف است اما عمده شهرتش را مديون خلق آثار ادبياش است. از اين نويسنده آمريكايي تا پيش از مرگش بالغ بر پنجاه عنوان كتاب در قالب رمان، داستان، شعر، شرححال و ... منتشر شده كه معروفترين آنها سري رمانهاي «خرگوش» است.
نوجواني و شورخواندن
جان آپدايك 18 مارس 1932 از پدر و مادري تحصيلكرده متولد شد. دوران كودكي را در كنار پدر بزرگ و مادر بزرگش در مزرعهايي نزديك به پلاويل در چندكيلومتري شيلينگتون گذراند شهري كه از ديدگاه او يكي از زيباترين شهرهاي دنيا با چشماندازهاي فراموش نشدني محسوب ميشد.
او تنها فرزند خانواده بود و همين امر موجب ميشد تا توجه تكتك اعضاي خانواده معطوف به او باشد. نوجواني آپدايك تحت تاثير گرايشات پدر و مادرش به مطالعه آثار ادبي، كتاب مقدس، روزنامهها و مرور كتابهاي مختلفي مثل رمانهاي پليسي، داستانهاي علمي-تخيلي از نويسندگاني مثل آگاتا كريستي، الري كوئين و استنلي گاردنر گذشت.
او در كنار مطالعه اين رمانها به خواندن داستانهاي طنز و كتابهاي كميك استريپ علاقه ويژه داشت بعدها همين اشتياق او به كميكاستريپها موجب شد تا به هنگام ورود به دانشگاه رشته طراحي را براي ادامه تحصيل انتخاب كند. علاقه آپدايك در اين دوران به مطالعه هدفمند آثار نويسندگاني مثل تريز، بنچلي و پيوايت موجب شد تا آثار او رنگ و بويي از طنز را به همراه داشته باشند.
به هرحال نوجواني آپدايك در حالي در مزرعه پدربزرگ سپري شد كه او عصرهايش را لميده بر كاناپه قديمي خانه پدربزرگ به مطالعه ميگذراند و آجيلهاي خوشمزه مادربزرگ را چاشني ساعتها مطالعه آثار مختلف ادبي و غير ادبي ميكرد.
جواني و شور نوشتن
آپدايك در دومين دهه از زندگيش نوشتن را با سرودن شعر و ترانه، مقاله و متون غيرادبي آغاز كرد. او اشعار و ترانههايش را گهگاه به نشريات و بنگاههاي خبري ميفروخت و از اين راه درآمدي بدست ميآورد كه در مقايسه با مخارج آن روز مناسب حالش نبود.
اما مطالعه ادبيات داستاني و علاقه به آثار شاخص برخي از نويسندگان صاحبنام توجه آپدايك را به نوشتن داستان و دنياي اسرارآميز آن جلب كرد.
آپدايك با ترس و لرز قلم بدست گرفت تا داستاننويسي را به عنوان اصليترين دلمشغولياش دنبال كند. او در سالهاي جواني بارها اعتراف كرد كه ميداند در اين مسير ممكن است شكست بخورد و نبايد خيلي زود منظر موفقيت باشد چرا كه بارها تلخي شكست را درباره آثار منتشر نشده مادرش حس كرده بود. از اين رو آپدايك در فرصتي چند ساله كه به خود ميدهد با خود عهد ميبندد كه اگر در فرصت سهچهار سال نتوانست اثري را منتشر كند از دنياي نوشتن فاصله بگيرد. اما وقتي فرصتش به سر آمد آپدايك نهتنها تعداد زيادي از اثارش را تا آن روز منتشر كرده بود بلكه مخاطبان بسياري را مجذوب و شيفته خود كرده بود.
پس از اقبال بيسابقه اپدايك در ميان خوانندگان و برترياش نسبت به ديگر نويسندگان معاصر وي، موجب شد تا آثار ديگر آپدايك چون مقالات، يادداشت ها و نقدهاي ادبي وي نيز كه در نشريات مختلف به ويژه نيويوركر قلمي ميشد مورد توجه قرار بگيرد و آپدايك در مدت كوتاهي به يكي از چهرههاي شاخص در حوزه نقد و مقالهنويسي نيز تبديل شود.

آپدايك و خرگوشهايش
علاقه آپدايك به خلق شخصيتهاي فانتزي در آثارش موجب شد تا بعد از رمان «خرگوش بدو» و استقبال بينظير از اين اثر، مجموعه 4گانه خرگوش به قلم وي منتشر شود. 4گانهاي كه جان اپدايك شهرتش را به نوشتن آن مديون است.«خرگوش بدو» ، «خرگوش برگرد» ، «خرگوش پولدار است» و« خرگوش در آرامش» كه در سالهاي مختلف زندگي آپدايك به رشته تحرير در آمدند از جمله شاخصترين آثار اين نويسنده محسوب ميشوند كه دو بار جايزه معتبر و ارزشمند پوليتزر را نصيب وي كردند.
شخصيت مركزي اين مجموعه 4گانه شخصيتي به نام «هري انگسترام» است كه با ماجراهايي كه در اين مجموعه داستاني پشت سر ميگذارد دورنمايههايي چون بورژوازي، خيانت، عشق، جنگ، فساد، زوال و .... را در كشور آمريكا به نقد و چالش ميكشد.
«قنطورس» 1963، « جفت» 1968، «با من ازدواج كن» 1977، «گرترود و كلاديوس»2000، «دهكده» 2004 و «تروريست» نيز از جمله معروفترين و پرفروشترين رمانها آپدايك است كه تا پيش از مرگش منتشر شدهاند.
«تروريست» آخرين اثر جان آپدايك كه سالجاري منتشر و روانه بازار ادبي جهان شد يكي دو هفته پس از انتشارش آنچنان با استقبال كمنظيري همراه بود كه اظهارنظر بسياري از كارشناسان و منتقدان ادبي را با خود به همراه داشت.
انتخاب سوژه تروريسم در دنياي امروز كه اين مسئله دلمشغولي بزرگ بسياري از كشورهاست و پرداخت مناسب آن موجب شد تا اين اثر به عنوان يكي از پرفروشترين كتابها در كشورهاي آمريكايي و اروپايي مطرح شود. آپدايك در آخرين مصاحبهاش درباره اين كتاب ميگويد. مقوله تروريسم دلمشغولي اصلي همه ماست كه تبديل به يك تهديد شده است ، تهديدي كه هر لحظه بر زندگي مان سايه انداخته است . صفحات روزنامه ها پر است از خبرهاي ريز و درشتي كه به اين ماجراها اختصاص دارد بنابراين ترديدي نكردم و بدون پنهانكاري ميگويم كه سوژه اصلي رمانم را از ا خبار روزنامهها و واقعيت وام گرفتهام.
آپدايك و سياست
آپدايك مهمترين نويسنده معاصر آمريكا، پيش از مرگش در روز 27 ژانويه 2009، در جريان انتخابات رياست جمهوري آمريكا حمايت و پشتيباني خود را از نامزدي «باراك اوباما» رسما طي يك سخنراني اعلام كرد.او در حالي «اوباما» را به عنوان نامزد برتر و موردقبول خود اعلام كرد كه هر دو نامزد انتخابات رياست جمهوري آمريكا از آپدايك به عنوان نويسنده محبوب خود ياد كرده بودند و آثار او را از جمله بهترين و شايستهترين اثار ادبي آمريكا معرفي كردهبودند.
آپدايك در سخنرانيهايش بارها اعلام كرد كه اوباما قطعا ميتواند كشور خرابي مثل آمريكا را نجات دهد و او هرگز نميتواند مرد ديگري را در جايگاه او و مناسب حال آمريكا ببيند. او در ماههاي پاياني عمرش مواضع تندي را در مقابل سياستهاي آمريكا پيش گرفت كه موجب حيرت بسياري از منتقدان شد.
آپدايك همچنين درباره صفات مثبتي كه «مك كين» درباره آثار و رمانهايش گفته بود به رسانههاي غربي اعلام كرد كه به نظر من مككين در عمرش اصلا كتابي نخوانده است. چرا كه افراد كتابخوان و خوانندگان واقعي ادبيات عموما افرادي صبور و پرحوصله هستند و اين مسئله از نكاتي است كه در شخصيت «مك كين» ديده نميشود.
اين مطلب در روزنامه همشهري12 ارديبهشت منتشر شد