|
"در شخص من دو شخص هست؛ یکی مفرد که مینویسد و دیگری جمع که میخواند، و در لحظهی خوانش ما سه شخصیم"
|
![]()
آثار داستايوفسكي در ميان آثار ادبي ديگر نويسندگان صاحبنام روس به لحاظ وسعت مفاهيم مختلف و منظرهاي تاريخي، ادبي، روانشناختي و فلسفي همواره مورد توجه بوده است.
داستايوفسكي نويسنده و متفكري است كه در آثارش وجوه مختلف انساني را از خير و شر مورد بررسي و واكاوي قرار ميدهد. قهرمانان و شخصيتهاي آثار او به لحاظ ماورايي و زميني همواره مورد توجه او بودهاند، به نوعي كه خواننده در مقابل رمانهاي او با شخصيتها و نمونههايي مواجه ميشود كه سرشار از نيروهاي متضاد انسانياند. در واقع اين نويسنده روس با وسواسي خاص و تفكر و تأمل در آنچه واقعيت انساني است، شخصيتهاي آثارش را خلق كرده است.
بيست و يكمين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران پنج شنبه گذشته با حضور بيش از 70 كشور خارجي و قريب به 2 هزار ناشر داخلي فعاليت خود را در حالي آغاز كرد كه بنا به گفته مسئولان قرار است در اين دوره از شكلگيري نمايشگاه بينالمللي كتاب، چه در بخش ناشران داخلي و چه در بخش ناشران خارجي شاهد تحولات قابل توجه و حركتهاي روبه جلو از طرف مجريان و دستاندركاران برگزاري نمايشگاه بيست و يكم باشيم!
شايد يكي از بزرگترين اين حركات طي چند سال گذشته را بتوان حذف كتابهاي عربي ناشران عربي از بخش ارزي نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران و قرار دادن اين دسته كتابها در بخش ريالي دانست، كه اسباب آسايش مخاطبين اين حوزه به ويژه طلاب و دانشجويان را براي تهيه و خريداري كتابهاي مورد نيازشان فراهم كرد...
مرتبط: از فرهنگسرا به باغ کتاب
دو مجموعه از داستانهای کوتاه "ایتالو کالوینو" نویسنده ایتالیایی كه آثار ارزشمند و موفقي را در حوزه رمان و داستان كوتاه از خود به جاي گذاشته، به فارسي ترجمه و روانه بازار كتاب شده است. " كلاغ آخر از همه ميرسد" و "قارچ در شهرها" مجموعه داستانهايي است كه با ترجمه رضا قيصريه، اعظم رسولي و مژگان مهرگان توسط نشر كتابخورشيد منتشر شده اند.
در نشستي كه روز سهشنبه (۲۳ بهمن) در شهركتاب مركزي با حضور مترجمين اين آثار و روبرتو توسكانو سفير ايتاليا در ايران برگزار شد، پيرامون شكلگيري فرهنگي ايتالو كالوينو و داستانهايش مباحثي مطرح شد.
كالوينو از جمله نويسندگان بزرگ قرن بيستم است كه آثار موفق بسياري را به جامعه ادبي جهان ارائه كرده است. راه لانهٔ عنکبوت، شوالیه ناموجود، ویکنت شقهشده، مورچه آرژانتینی، افسانههای ایتالیایی، بارون درختنشین، مارکووالدو، کمدیهای کیهانی، تی صفر، کاخ سرنوشتهای متقاطع از جمله آثار اوست كه به فارسي نيز ترجمه شدهاند.
رويكرد ضد فاشيست كالوينو
شكلگيري فرهنگي كالوينو از نگاه رضا قيصريه تحت تاثير دو عامل بسيار مهم و قدرتمند "خانواده" و " جنبش نئورئاليسم" در ايتاليا بوده است. خانواده كالوينو خانوادهاي دانشمند و اهل علم بودند. پدرش گياهشناسي متبحر و مادرش بيولوژيست بود. چنين فضايي موجب شده تا كالوينو به مسائل علمي علاقمند شود، به طوري كه علاقه و توجه او به علم رياضيات را در آثارش به وضوح ميتوان ديد.
بعد از مهاجرت خانواده كالوينو از كوبا به ايتاليا، او تحت تاثير خانوادهاش، روحيات ضدفاشيستي پيدا ميكند و يكي از آنتيفاشيستهاي جدي ايتاليا ميشود. او حتي در سالهاي 41 تا 44 به نهضت مقاومت ميپيوندد و در جنگهاي پارتيزاني نيز شركت ميكند. "لانه عنكبوت" و "خاطرات نبرد" او بازگو كننده و تداعي كننده همين جنگها در ايتاليا است.
قيصريه درباره جنبش نئورئاليسم و تاثير آن در شكلگيري شخصيت فرهنگي كالوينو ميگويد: از نگاه موراويا جنبش نئورئاليسم بيشتر جنبشي ادبي است تا جنبشي سينمايي. بعد از فروپاشي فاشيسم در ايتاليا چهرهاي شاخص نئورئاليسم تنها راه برون رفت از اين وضعيت را ترجمه كتابها و آثار ادبي آمريكا و انگليس ميدانند. به همين دليل به ترجمه اين آثار روي ميآورند. در اين دوران ترجمه بسياري از آثار همينگوي، فاكنر و اندرسن در ايتاليا رواج مييابد. اين جريان تا حدي براي اين نهضت قوي ميشود كه موراويا نيز به ترجمه برخي از اين آثار ميپردازد و مجموعهايي از داستانهاي شرود اندرسن را به ايتاليايي ترجمه ميكند. اين محفل از اين نظر كه ديدگاهها و رويكردهاي ضد فاشيست داشته تاثير بسيار زيادي را در شكلگيري فرهنگي كالوينو داشته است.
سينماي نئورياليسم بعد از فروپاشي فاشيسم بار ديگر متوجه جایگاه و قدرت ادبيات و تواناييهاي آن ميشود. در حقيقت اگر اين سينما از حمايت و پيشتباني ادبي برخوردار نبود، اينگونه با موفقيت مواجهه نميشد. به اعتقاد اين مترجم جنبش نئورئاليسم با سادگي و سادهسازي برخي مفاهيم توانست ارتباط بهتری با مردم برقرار کند. و اما كالوينو در اين زمان خاص خردورزي و واقعيت را با مجاز و تخيل تركيب می کند و پس از گذشتن از دوران سياسيايي كه بر او حاكم است به داستانهايي روي ميآورد كه جنبه تخيل و توهم در آنها زياد است. "بارون درختنشين" يكي از اين آثار است.
حقيقت وهمآلود ؛ عنصر اصلي آثار كالوينو
اعظم رسولي مترجم برخی از داستان های کوتاه كالوينو در باره اين نويسنده ميگويد: كالوينو قصهگويي توانا است كه با استفاده از ابزار كلمه، قدرت تخيل شگفتش را كه مشخصه آشكار آثار اوست به نمايش ميگذارد. او با جزئينگري دقيقي كه دارد تصاويري شفاف و زنده از تجربيات و مشاهدات و شنيدههايش در اختيار مخاطب قرار ميدهد.
او نويسندهاي نوآور و خلاق است كه آثارش از سبكي واحد پيروي نميكنند و در طبقهبنديهاي متفاوت جاي ميگيرند. چراكه او معتقد است، ادبيات بحث درباره واقعيت دنياست و نگرش و نوع برقراري ارتباط با اين دنيا دستخوش تغيير مدام است، پس ناگزير ادبيات نيز از اين تغيير و تحول مصون نميماند.
رسولي با اشاره به درونمايه داستانهاي كالوينو اضافه ميكند: او در قصههايش به مساله از خود
بيگانگي انسان ميپردازد. سردرگمي، كنجكاوي و حيرت انسان در مقابل اسرار و پيچيدگيها از جمله درونمايه آثار اوست. خير و شر در وجود انسانها و تعادلي كه ميان اين دو عنصر وجود دارد، وهمي كه ميتواند واقعيت باشد و واقعيتي كه قالب وهم به خود ميگيرد، طنز تلخي كه آشكار و پنهان در زندگي انسان متجلي ميشود و خشونت حاكم بر روابط انساني از ديگر موضوعات مورد علاقه كالوينو در داستانهايش بوده است.
مژگان مهرگان يكي ديگر از مترجمان آثار كالوينو، در ادامه نشست شرح مختصري از داستانهاي "سرقت در يك قنادي"، "شبهاي اونپا" ، " مورچه آرژانتيني" ، " ماركو والدو و عشقهاي دشوار" ارائه ميدهد.
وي درباره گرايش های كمرنگ شده نئورئاليستي كالوينو در " مورچه آرژانتيني" می گوید: پس از دهه 60 گرايش كالوينو نسبت به نئورئاليسم كمرنگ شد و در مقابل قدرت تخيل و وهم بينظير او در داستانها به خصوص در " مورچه آرژانتيني" به اوج خود رسید.
اين داستان كه خود كتابي مستقل است، شاهد تغيير ديگري در نگاه كالوينو نسبت به واقعيات دنيا هستیم. كالوينو كه تا آن دوران همواره دوستدار طبيعت بود و اين علاقه و آشنايي به كرات در آثارش قابل مشاهده است، در اين اثر براي اولين بار طبيعت را به عنوان عنصري مزاحم به تصوير ميكشد. مزاحمي نامرئي كه هيچ راهي براي مقابله با آن نمييابد. هرچند كه دوباره در انتهاي داستان همين طبيعت در قالبي ديگر آرامش از دست رفته شخصيت داستان را به او باز ميگرداند.
بخش هایی از اين گزارش در روزنامه همشهری منتشر شده است.
بزرگداشت بیژن نجدی یکشنبه ۱۹ اسفند برگزار می شود.
جلسه نقد اولين اثر تاليفي محمود حسينيزاد "سياهي چسبناك شب"عصر دوشنبه (1بهمن) در كانون ادبيات ايران برگزار شد. پيش از اين از اين مترجم؛ برگردان آثار ارزشمندي از ژانژنه، گوركي، آرتور ميلر، دورنمات، برشت و ديگر شخصيتهاي مطرح ادبيات آلمان به ويژه ادبيات جديد آلمان را به زبان فارسي خواندهايم.
"حمايت از هيچ"، "گذران روز"، "مقبره دار و مرگ"، مجموعهداستانهاي كافكا، توماسمان، برشت و توما و چند نمايشنامه ديگر از جمله آثار ترجمه شده اين نويسنده و مترجم ادبي است.
حسيني زاد در مجموعه داستاني"سیاهی چسبناک شب» با كمك راويهاي اولشخص و سومشخص توانسته ذهنيت شخصيتهاي داستاني را به طور موثري به نمايش بگذارد و به اين طريق تلخي و شيريني وقايع و اتفاقات هر داستان را به خوبي به تصوير بكشد. او با اين مجموعه توانسته است تاثيري مستقيم بر ذهن مخاطب خود برجاي گذارد.
جلسه نقد اين مجموعه داستاني به منظور بررسي قوتها و ضعفهاي اين اثر با حضور ، «حسن ميرعابديني» پژوهشگر و منتقد ادبي، "جواد جزيني" نويسنده و منتقد و «محمدرضا گودرزي» منتقد و مديربخش داستان كانون ادبيات ايران و «محمود حسينيزاد» نويسنده كتاب برگزار شد.
................................................................................................................................
واگویه های یک جنین سرکش را بخوانید.
مقامات روسپی پاکباز را به قلم حسین نوروزی بخوانید.
آنكه گفت آري و آنكه گفت نه!
خبر تاسيس مركزي براي ساماندهي ترجمه اين روزها حرف و حديثهاي بسياري به دنبال داشته است. طرح اين موضوع از سويي موجبات نگراني مترجمان به ويژه مترجمين نوقلم را به همراه داشته و از سويي ديگر احتمال تشديد مميزي در امر ترجمه را در حوزه چاپ و نشر كتاب قوت بخشيده است. ارائه اين طرح كه به فاصله كمي پس از مطرح شدن طرح ساماندهي ترجمه معارف اسلامي در خارج از كشور توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي صورت گرفت، سوالات و ابهامات زيادي را براي مترجمين و اهل قلم به همراه داشت و موافقين و مخالفين بسياري را به خود مشغول كرد.
مترجماني كه از اين طرح استقبال كردهاند، راهاندازي اين مركز را براي بهبود وضعيت ترجمه و برطرف شدن مشكلات موجود در اين حوزه مفيد ميدانند و معتقدند اين مركز با ارائه خدمات مناسب و لازم ميتواند خدمت بزرگي را براي تسهيل امر ترجمه و بهبود وضعيت مترجمين در كشور ايجاد كند. البته اين گروه محقق شدن اين امر را مشروط به اين شرط دانستند كه ايجاد اين مركز خود اسباب مانعتراشي در حوزه ترجمه را فراهم نسازد!
موافقان اين طرح، تاسيس مركز ساماندهي ترجمه را در شناساندن ادبيات معاصر و كلاسيك كشورمان به جهانيان موثر و راهگشا ميدانند و مي گويند اين مركز ميتواند همانند مرجعي قدرتمند با هماهنگ كردن برنامهها و تنظيم پروژهها مانعي براي روبهرويي مترجمان با ترجمههاي مكرر از يك اثر باشد.
اسدالله امرايي ايجاد مركز ساماندهي ترجمه را براي بسامان شدن ترجمه آثار ايراني به ساير زبانهاي خارجي، طرحي جالب و موفق ميداند اما، اجراي اين طرح را براي ساماندهي ترجمه آثار خارجي به زبان فارسي غيركاربردي و ناكارآمد ميخواند. وي معتقد است: "در اين زمينه سرمايهگذاري براي معرفي آثار ايراني به كشورهاي ديگر كار بسيار ارزشمندي است. از طرفي مركز ساماندهي ترجمه ميتواند همانند "خانه ترجمه" كه توسط مرحوم ابراهيمي الوندي اداره ميشد، مشغول فعاليت و اطلاعرساني شود، به اين ترتيب كه معرفي آثار خارجي به مترجمان، تهيه فهرست و خلاصه كتابها، بازاريابي و ... را در دستور كار خود قرار دهد. هر چند كه حوزه فعاليت "خانه ترجمه" محدودتر و كوچكتر از حوزه كاري مركز سازماندهي ترجمه است، اما رسيدگي به اين امور اگر در برنامههاي اين مركز باشد به حق قدم موثري در امر ساماندهي ترجمه برداشته شده است."
امرايي معتقد است اگر سروسامان دادن به ترجمه را به معناي اعمال سليقه در نظر بگيريم اين طرح نه تنها كاري را پيش نخواهد برد بلكه خود مشكلي بر مشكلات قبلي خواهد افزود. اين مترجم در ادامه صحبتهايش ميگويد: "قطعا هر دو بخش خصوصي و دولتي در اجراي اين پروژه با مشكلات و موانعي روبرو خواهند بود. بخش خصوصي در اين حوزه حتما مشكلات مالي خواهد داشت و دولت نيز به دليل الزامات سياسي كه پيشرو دارد، قطعا در اجراي اين پروژه به موفقيتي نخواهد رسيد."
و اما مخالفان اين طرح ضرورتي براي تشكيل اين مركز احساس نميكنند. اين گروه معتقدند كه اجراي قانون كپيرايت در ايران خود به تنهايي مشكلات موجود در زمينه ترجمه را مرتفع خواهد كرد و ايجاد اين مركز براي مترجمان تنها به مانعتراشيها در اين زمينه خواهد انجاميد. اين گروه ترجمه آثار فارسي به زبانهاي ديگر را از قدرت مترجمان داخلي خارج ميدانند و معتقدند كه در اين حوزه لازم است مترجميني كه زبان بيگانه به عنوان زبان اول آنها مطرح است و با زبان فارسي نيز به عنوان زبان دوم آشنايي دارند اين كار را بدست بگيرند.
مخالفان تاسيس مركز ساماندهي ترجمه بر اين باورند كه در هيچ كشوري چنين مركزي براي ساماندهي ترجمه وجود ندارد و آثار ادبي، فرهنگي و ... در كشورهاي ديگر خود راه را براي ترجمه شدن به ديگر زبانها باز ميكنند.
مژده دقيقي در اين خصوص سوالي را مطرح ميكند، تاسيس چنين مركزي چه نفعي براي مترجم خواهد داشت؟ تنها كساني كه ميتوانند در اين حوزه براي مترجمين كاري انجام دهند، ناشرين هستند. متاسفانه امروز هر نهادي كه در كشور تشكيل ميشود به جاي رفع مشكلات خود مانعتراشي ميكند و به مشكلات قبلي مترجمين باري اضافه ميكند.
دقيقي ضرورت اخلاقمداري در حوزه ترجمه و مباحث وابسته به آن را ميان مترجمان يادآور ميشود و ميگويد: " صرفنظر از اينكه در برخي موارد مترجمين از حال يكديگر باخبر نيستند، با رعايت اخلاق حرفهاي مي توان مشكلات ترجمههاي تكراري كه امروز دغدغه بسياري از مترجمان است را مرتفع كرد. شايد چاره كار ما به جاي تاسيس مركزي براي سازماندهي ترجمه، تشكيل نهاد يا اتحاديهاي صنفي براي مترجمان باشد كه به وضعيت و مشكلات اين قشر رسيدگي كند، و در عين حال برنامههايي را جهت رشد و به روز شدن توانايي افراد تازه وارد در حوزه ترجمه و ايجاد هماهنگي بيشتر ميان مترجمان برعهده بگيرد."
و اما با مطرح شدن پذيرش كپيرايت در ايران و كارايي آن در بسامان كردن امر ترجمه توسط اين گروه، اين سوال مطرح ميشود كه با توجه به سرانه مطالعه در كشورمان و هزينههاي بالاي كپيرايت، ناشران ايراني تا چه حد توانايي پرداخت اين هزينهها را خواهند داشت؟
ابراهيم خدادوست نويسنده و منتقد در اينباره ميگويد: "با پذيرش اين قانون در حقيقت ادبيات ما در جهان اعتبار دوچندان خواهد يافت. قطعا با پذيرفتن كپيرايت ناشران خارجي با توجه به توانايي مترجمين خوب كشورمان كه تعداد آنها كم نيست، پيشنهادات بسياري در حوزه ترجمه براي اين قشر خواهند داشت كه اين امر خود بسياري از مصائب و دغدغههاي ناشرين و مترجمين را در حوزه ترجمه و نشر مرتفع ميكند. اما با توجه به سبقه مطالعه در كشورمان و رويهاي كه پيش گرفتهايم، ناشران به تنهايي توانايي مقابله با اين مشكل را نخواهند داشت و از پس هزينههاي كپيرايت برنخواهند آمد، از اين رو هيچ ناشري در جهان تمايل به همكاري دوسويه با مترجمين و ناشرين ايراني نخواهد داشت. به اين دليل پيش كشيدن اين راهحل _ به رسميتشناختن قانون كپيرايت _ با توجه به نكات ذكر شده، مشكلي از مشكلات مترجمان را مرتفع نخواهد كرد."
و اما با عبور از گروههاي موافق و مخالف با گروه ديگري روبرويم كه پيش از اين عضويت در مركزي كوچك اما قدرتمند در بخش ترجمه آثار كودك و نوجوان در حوزه ادب و هنر را تجربه كردهاند و از اين تجربه احساس رضايت دارند. در حقيقت اين گروه با عضويت در موسسه فرهنگي "خانه ترجمه" به مدت 6 سال از خدمات، اطلاعرساني، برنامههاي جنبي و فعاليتهاي اين موسسه بهره بردهاند. اين گروه نيز معتقدند تشكيل نهادها و مراكزي از اين دست در غالب NGO ها و مراكز غيردولتي به دست مديران خوشفكر و توانا قطعا در روند رو به رشد ترجمه در كشورمان تاثيرات موثر و ماندگاري را خواهد گذاشت.
كاتارينا ورزي يكي از مترجمان عضو اين موسسه در سالهاي 79 -82 در اين باره ميگويد: " خانه ترجمه، NGO هایی فعال در امر اطلاعرساني به مترجمان در حوزه ترجمه ادبيات كودك و نوجوان بود كه با تهيه كاتالوگ ناشران خارجي و نمايشگاههاي كتاب در كشورهاي ديگر مشكلات خريد، تهيه و دسترسي كتاب را براي بسياري از مترجمان هموار ميكرد.
مترجم مجموعه كتابهاي "عمو آلبرت" _ منتخب شوراي كتاب كودك_ اضافه ميكند: " تاسيس مركزي براي ساماندهي ترجمه با توجه به تجربه قبلي، قطعا كار شايستهاي است با اين شرط كه كار به بخش خصوصي سپرده شود، در اين صورت حتما شاهد اتفاقات مثبتي در اين حوزه خواهيم بود."
و اما داستان ساماندهي ترجمه با گفتوگوي معاون فرهنگي خانه كتاب ايران با نشريه "كتاب هفته" وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به پايان خود نزديك ميشود. علي اوجبي در اين گفتوگو با رد توليگري اين مركز در امر ترجمه ميگويد: شوراي عالي ترجمه و مركز ساماندهي ترجمه در حقيقت نامهاي نهادي واحدند كه وظايف مصوب شده اش توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي به شرح زير است:
- ارزيابي كمي و كيفي فعاليتها و بررسي دائمي بازخورد ترجمه، نشر و توزيع در خارج از كشور
- سياستگذاري و تعيين اولويتها درباره موضوع ترجمه، زبان ترجمه و كشورهاي مقصد
- تلاش براي ترجمه و نشر آثار منتخب و حمايت مالي از موسسات داخلي و خارجي كه به اين مهم اقدام مينمايند.
- تربيت مترجمان صالح و برگزاري دورههاي آموزشي مناسب در اين زمينه
- ارسال منظم پانصد نسخه از هر يك از كتابهاي ترجمه شده به كتابخانههاي معتبر جهان
- برنامهريزي و حمايت از ورود به شبكههاي توزيع محصولات در ساير نقاط جهان با استفاده از فناوريهاي نوين اطلاعاتي در كنار ساير روشها
اين مصوبه در حالي مطرح ميشود كه دكتر اسدي، رئيس شوراي عالي ترجمه بعد از 2 ماه آغاز به كار اين شورا هدف اصلي اين مركز را ساماندهي و ارتقاء سطح ترجمه در كشور ميخواند و مهمترين وظيفه شورا را انجام فعاليتها و اقداماتي براي تسريع اطلاعرساني و ايجاد بنگاهي براي تسهيل روند كار ترجمه از لحاظ فني، مالي، توزيع و برنامهريزي ميداند.
وي در خصوص برنامهها و پروژههاي آماده براي ترجمه به زبانهاي ديگر در اين شورا ميگويد: " خوشبختانه موسسات دولتي، خصوصي، دانشگاهي و تحقيقاتي زيادي در اين زمينه وجود دارد كه هر كدام از آنها بنا به نيازها و سياستهاي كاري خود كار ترجمه اثار و كتب منتخب خود را انجام ميدهند، در حقيقت شوراي ترجمه در حالحاضر مشغول طراحي وبسايت آن لاين در سه فاز معرفي شورا و خدماتش، اطلاعات و دادههاي مورد نياز مترجمان و همينطور كتابخانه ديجيتال است.
اين اظهارنظرها در حالي صورت ميگيرد كه بنا به نظر بسياري از مترجمان و كارشناسان اين حوزه، اجرا و ادامه اين طرح با موفقيت چنداني مواجهه نخواهد بود و سرانجامي جز تعطيلي نخواهد داشت.