تبليغاتX
اول شخص مفرد
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386
شعر درماني

«شعر در حقيقت واكنش عميق و روحي انسان به خلسه‌ها و لحظه‌هاي پرشوري است كه گه‌گاه دچار آن مي‌شويم. شعر طريقي است كه بوسيله آن انسان در باورپذير كردن دنياي اسرار آميز درون و اطراف خود مي‌كوشد. شعر آواز است، حسرت است، گريه است و گاهي يكي از اين هاست و گاهي تمامي اين احساسات را شامل مي‌شود. »

«شعر موجب بروز خصايص انساني در افراد مي‌شود چرا كه شيرة تجربيات و حالات خوش و ناخوش افراد مختلف را به ديگران منتقل مي‌كند. وزن و عبارات شعر خاصيتي دارد كه هيچ چيز ديگري را نمي‌توان جايگزين آن كرد. »

«در حقيقت شعر تنها ابزاري است كه به كمك آن مي‌توان ديگران را به خلوت و تنهايي خود راه داد. ساختار احساسي،عقلاني و جسماني شعر به گونه‌اي است كه با آن مي‌شود قلب انسان‌ها را لمس كرد و از احساسات آنها با خبر شد، در حقيقت خواندن شعر به معناي دوباره تجربه كردن اين تجربيات توسط فردي است كه آنها را مي‌خواند. شعر در حقيقت، دريچه‌اي است ميان دو نفر يا افراد زياديكه به هر جهت در اتاقي مبهم و كم‌نور زندگي مي‌كنند.»

ادامه مطلب

+ آمنه فرخی
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386
تاثير رقص در كاهش فشارهاي‌ رواني

رقصيدن در حقيقت زبان مخفي و پنهان روح است. در تمام فرهنگ‌ها و در سراسر دنيا رقص وجود دارد. در تمدن‌هاي بومي، رقص، مذهب، موسيقي و متدهاي طبي ويژه مردم همان قوم وجود دارد كه متاسفانه در تمدن‌ها و جوامع امروزي كمتر مشاهده مي‌شود. در اين اجتماعات مردم در هر سن و سالي، از رقصيدن براي بيان احساسات قوي و دروني‌شان استفاده مي‌كنند.  براي بيان داستان‌هايي كه دردل دارند، براي درمان بيماري‌هايشان، براي حفظ پيوندها و روابط اجتماعي‌شان يا وقتي كه رويدادي را جشن مي‌گيرند؛ مي‌رقصند. اما امروزه روانشناسان و روان‌كاوان از حركت‌درماني (رقص‌درماني) به مثابه طب مكمل براي درمان بيماري‌هاي روحي رواني، كاهش استرس و اضطراب، تقويت مهارت‌هاي ذهني - حركتي، افزايش سطح انرژي در بدن و ... بهره مي‌گيرند.
رقص درماني براي اولين بار توسط ماريا چاس 1896-1970 به دنيا معرفي شد. او در سال 1930 استديوي رقصي را در واشنگتن تاسيس كرد. وي افراد معروفي كه بيشترين مهارت رقصيدن را داشتند، به همكاري دعوت كرد.

ادامه مطلب

+ آمنه فرخی
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386
هملت سودازده

شكسپير و هم‌عصرانش در مورد فرايند فيزيولوژيكي بدن و ارتباط ذهن و روح در حيطه اخلاط چهارگانه بدن بلغم، سودا، صفرا و خون تعابير و انديشه‌هاي بسيار داشتند و نظريات علما و صاحب‌نظران پيش از خود و هم‌عصرانشان را در بسياري از آثارشان بكار مي‌بستند. روان‌رنجوري، شيدايي، بي‌ارادگي و وسواسي كه در هملت به عنوان محوري‌ترين شخصيت نمايشنامه معروف شكسپير «هملت» سراغ داريم، همگي حاكي از شخصيت سوداوي- ماليخوليايي وي است. برخي از صاحب‌نظران معتقدند كه عدم توازن و بي‌تناسبي اخلاط در هملت، باعث برانگيخته‌شدن جنون و ديوانگي وي بوده است.
سلطه‌گري طب و تئوري‌هاي پزشكي و كاربرد آن در عهد اليزابت تاثير بسياري بر نويسندگان آن عصر به‌ويژه شكسپير داشته است. تاثيرگذارترين آنها، مجموعه‌اي از آثار دانشمند يوناني بقراط بوده كه توسط جالينوس گردآوري شده بود. افزون بر اين دو «راهنماي طب يوناني»، كه جالينوس در طول دوران خدمت خود به سپاه رم در سمت جراح گلادياتورها تاليف و گردآوري كرده بود باعث شد تا شكسپير پافشاري بيشتري براي آشنايي و استفاده از اين انديشه‌ها در آثارش داشته باشد.
بطور خلاصه جالينوس مواد را جمع بين خاك، آتش، آب و هوا مي‌دانست و براي هر كدام فاكتور ويژه‌اي قائل بود: گرمي در برابر سردي؛ تري در مقابل خشكي. بر همين اساس براي انسان نيز تركيبي منحصر به فرد از شخصي به شخص ديگر قائل شد و اساس آن را بر اخلاط چهارگانه سودا، بلغم، صفرا و خون قرار داد، نظير همان فاكتورهاي چهارگانة تشكيل دهنده مواد.

ادامه مطلب

+ آمنه فرخی
چهارشنبه بیستم تیر 1386
هنردرماني

اگرچه پيشينة هنر درماني به دهة 50 ميلادي يعني تقريباً 23 قرن قبل باز‌مي‌گردد، اما، ردپاي هنردرماني به شيوه امروزي كه روش‌هاي مختلف هنردرماني و تحليل رواني را شامل مي‌شود، از دو قرن پيش قابل بررسي است. در سال 1942 دانشمندي به‌نام ريد Read، استفاده از هنر به عنوان يك علم پايه‌اي در آموزش و پرورش را مورد تاكيد قرار داد. وي معتقد بود «هنر بايد پايه و اساس آموزش و پرورش را تشكيل دهد» همچنين: «در هر كاري كه ما انجام‌ مي‌دهيم، هنر براي ارضاء احساسات ما وجود دارد.» با اين وجود، دنيا هنوز به اهميت كاربرد هنر در روان‌درماني، پي نبرده بود، تا اينكه در سال 1981 اين رشته علمي به عنوان يك روش درمان، رسماً پذيرفته شد و در بسياري از بيمارستانها، كلينيك‌ها و مراكز آموزشي مطرح و به‌كارگرفته شد. در سال 1989، ادواردزEdwards ، با توصيف وضع هنر و ديوانگي در قرون هيجده و نوزده ميلادي، نشان داد كه چگونه انديشه‌ها و تصورات ديگر حوزه‌ها از جمله سنت‌هاي مذهبي و انسان‌شناسي زمينة محكم و استادانه‌اي براي هنردرماني ايجاد مي‌كند. وي با بررسي تاريخ هنر و تاريخ روان‌پزشكي نتيجه‌مي‌گيرد كه ريشه‌هاي اين روش در نئوكلاسيسم قرن هيجده نهفته است. در آن زمان بشر با روئت تصاوير ترسيمي به وضع روحي هم‌نوع خود پي‌مي‌برده است.

ادامه مطلب

+ آمنه فرخی
چهارشنبه بیستم تیر 1386
ريشه‌هاي باستاني رنگ‌درماني

نور خورشيد شامل طيف وسيعي از نورهاي مرئي (قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي، بنفش و طيفي از رنگ قرمز)  اشعة مادون قرمز و اشعه ماوراء بنفش ـ كه قابل رويت نيستند ـ مي‌باشد. اين طيف وسيع نورها عموماً براي درمان بيماري‌ها و دردهاي فيزيكي و رواني مورد استفاده قرار مي‌گيرند. رنگ‌درماني به شيوه‌هاي زير صورت مي‌گيرد: نمابش طيف‌هاي رنگي، استعمال روغن‌هاي رنگي اشباع‌شده به هنگام ماساژ بدن، تصور و تجسم‌كردن تصاوير و رنگ‌ها و حتي مصرف مواد اوليه رنگي در غذاها.

رنگ‌ها نقش بسيار مهمي در سلامتي و تندرستي ما دارند.در مصر باستان در معبد بعلبك بيماران دراتاق‌هايي مخصوص تحت درمان قرار مي‌گرفتند. ويژگي‌ اين اتاق‌ها در تفكيك كردن و تجزيه كردن پرتوهاي خورشيد به طيف‌هاي رنگي بود. در شهر قديمي بابل Hanging Gardens   مردم به سياحت و تفريح مي‌پرداختند. و علت آن بهره‌مندي از خاصيت شفابخشي رنگ‌ها در گياهان خوش‌رنگ و خوش‌بوي موجود در شهر بود. در هندوستان نيز طبيبان آيورودا كه از قديمي‌ترين روش‌ها، براي درمان بيماران خود استفاده مي‌كردند، معتقد بودند تعدادي از رنگ‌ها با هر يك از هفت چاكراي بدن در ارتباط‌اند كه هر يك از اين چاكراها، مركز انرژي و نماينده يك عضو و يك جنبه از روح انسان است. امروزه، همين شيوه براي درمان بسياري از مشكلات فيزيكي و رواني به‌كار مي‌رود.

اين قضيه مختص به اواخر قرن 17 نيست. بلكه در عصر مدرن نيز ، فيلسوف و رياضي‌دان معروف انگليسي، نيوتن آزمايشاتي را بر روي نور و منشور انجام داد، و به اين نتيجه رسيد كه نور در حقيقت تركيبي از طيف‌ها با رنگ‌هاي مختلف است.

ادامه مطلب

+ آمنه فرخی
دوشنبه هجدهم تیر 1386
فشار درماني

رفلكسولوژي تكنيكي است كه با فشار دادن نقاط خاصي از كف پا (و در بعضي موارد كف دست) باعث افزايش ريلكسي و تسكين بسياري از دردها مي‌شود. متخصصين اين تكنيك معتقدند كه كف پا مانند نقشه‌اي است كه نقاط و محل‌هاي مختلفي دارد و هر كدام از اين نقاط كد مربوط به خود را دارد، و هر يك نمايشگر يكي از اندام‌ و غدد داخلي بدن انسان است. فشار دادن هر كدام از اين نقاص خاص (با انگشت شصت و سبابه) سبب تقويت عملكرد آن دستگاه و  همينطور باعث حفظ سلامتي آن مي‌شود.

شيوة كار و چگونگي عملكرد رفلكسولوژي هنوز در هاله‌اي از ابهام قرار داد، اما اسناد بسياري توسط پژوهشگران مختلف از دوره عتيق از هند، چين و مصر در خصوص اين تكنيك و نقاط رفلكسي دست و پا ضبط و ثبت شده‌است. اين پژوهشگران رفلكسولوژي را يكي از بهترين راه‌ها براي كسب و حفظ سلامتي دانسته‌اند.

رفلكسولوژي به شكل امروزي آن، اواخر سال ۱۹۰۰ توسط پزشكي آمريكايي به نام ويليام. اچ. فيت‌جرالد William.H.Fizgerald به جامعه پزشكي معرفي شد. فيت‌جرالد، فشارهاي ملايم و منظم نقاط دست و پا را يكي از دلايل كسب سلامتي و ارتقاي كيفيت عملكرد اندام‌هاي دروني معرفي كرد.

ادامه مطلب

+ آمنه فرخی
یکشنبه هفدهم تیر 1386
كايروپركتيك

اواخر قرن ۱۹، دانيل د.يالمر Daniel D. Palmer ، به دنبال تشخيص و درمان اختلالات موجود در ستون مهره‌ها، مفصل‌ها و ماهيچه‌ها با استفاده از مهارت دست‌، كايروپركتيك را به عنوان شيوه‌اي براي حفظ و نگهداري سيستم مركزي اعصاب و اندام‌هاي مرتبط با آن، معرفي كرد. وي اعلام كرد زماني كه سيستم عمومي بدن همساز و هماهنگ با هم عمل كند، بدن قادر خواهد بود تا اختلالات احتمالي موجود خود را درمان كند. به عنوان مثال مي‌توان از نتايج موفق اين متد در درمان ناراحتي‌هاي پشت، سردرد و آسيب‌هاي ناشي از ورزش اشاره كرد. فن ماساژ ستون فقرات يكي از قديمي‌ترين شاخه‌هاي طب مكمل در غرب است. در حال حاضر ۶۰ هزار متخصص در سرتاسر دنيا با استفاده از اين متد مشغول درمان بيماران خود هستند.

كايروپركتيك از دو واژة Cheiro كه در زبان يوناني به معناي دست و Praktikos به معناي انجام عملي با كمك دست يا " با مهارت دست" گرفته شده است. مهارت ماساژ دادن (يا جابجا كردن) ستون فقرات، از زمان بقراط، ۵ سال قبل از ميلاد، وجود داشته و با تغييراتي در آمريكا گسترش يافته و هم‌اكنون در تمام دنيا شناخته شده است.

كايروپركتيك در سال ۱۸۹۵ توسط يك كانادايي به نام دانيل د. پالمر گسترش پيدا كرد، او تئوري‌هاي خود را بر روي ستون فقرات سرايدار موسسه‌اش كه بر اثر سانحه‌اي پشت و گردنش آسيب ديده بود و به مدت ۱۷ سال ناشنوا بود، اجرا كرد. اين تجربه باعث شد تا ناشنوايي سرايدار درمان شود.

ادامه مطلب

+ آمنه فرخی
شنبه شانزدهم تیر 1386
اثرات جانبي طب مكمل و جايگزين

 

امروزه از طب مكمل و آلترنيتيو ـ به طور فزاينده‌اي ـ براي تشخيص و درمان بيماري‌هاي حساسيتي استفاده مي‌شود و مطالعات بسياري در اين زمنيه وجود دارد كه فوايد و خواص اين شيوه‌هاي درماني را گزارش مي‌كند. اين مقاله در حقيقت با مرور اين دو شيوه قصد دارد تا خطرات احتمالي اين دو شيوه از درمان‌هاي طبي را بررسي كند. توانايي و خاصيت نهفته در بسياري از شيوه‌هاي درماني گياهي ممكن است موجب تبديل شدن آلرژي‌ها و حساسيت‌ها به آماس‌هاي پوستي شود و به ندرت علائم ايمونوگلوبين IgE-medicated در آنها بروز مي‌كند.

جراحت‌هاي احتمالي كه بعد از طب سوزني در بدن ايجاد مي‌شود ممكن است موجب آسيب رساندن به ريه، قلب، بروز HIV و  آسيب‌هاي نخاعي شود. هپاتيت و عفونت باكتريال غشاي دروني قلب نيز از جمله عفونت‌هايي است كه بعد از طب سوزني، احتمالشان اگرچه كم،‌ اما وجود دارد. 

ادامه مطلب 

+ آمنه فرخی