تبليغاتX
اول شخص مفرد
شنبه دوم تیر 1386
مميزي شيرازه نويسندگي را شكست/ ادامه

 

اين در حالي است كه قوانين نظارتي بر نشر و پخش كتاب، توسط  شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيده‌است، و مي‌بايست متناسب با آن در اين زمينه اقداماتي صورت گيرد، اما در طول مديريت‌هاي مختلف اعمال نظرات و  ايده‌هاي شخصي و دخالت سليقه برخي مديران در اين زمينه نه تنها اسباب برطرف شدن مشكلات در اين زمينه را فراهم نكرده است بلكه عرصه چاپ و نشر  براي ناشران و نويسندگان روز به روز تنگ‌تر و محدودتر شده است.  

براساس آيين‌نامه موجود، هر كتابي قبل از چاپ خود احتياج به دريافت مجوز دارد. در پروسه بررسي هاي اداره مميزي؛ برخي از كتاب‌ها موفق به دريافت اين مجوز خواهند شد و برخي آثار اعم از ادبي و غيرادبي،  بدون مجوز و سرگردان باقي‌ خواهند ماند. مسئله مهم اين است كه بر اساس اين آيين نامه آثاري كه موفق به دريافت مجوز مي‌شوند مي‌توانند از آن مجوز براي چاپ‌هاي بعدي كتاب نيز استفاده كنند و به اصطلاح همان مجوز براي تجديد چاپ اثر معتبر شمرده مي‌شود. اما در سال‌هاي اخير به طور جد شاهد اين مسئله بوديم كه دامنه مميزي و سانسور كتاب در كشورمان كوچك و كوچك‌تر شده و مجوز چاپ اول ضمانتي براي چاپ‌هاي بعدي يك اثر را براي ناشر يا نويسنده به همراه نمي‌اورد.

 

جلوگيري از انتشار و پخش چاپ سوم رمان‌‌ حسين‌مرتضائيان آبكنار؛ «عقرب روي پله‌هاي راه‌آهن انديشمك» و «سالمرگي» نوشته علي‌اصغر الهي؛ كه هر دو اثر از جمله بهترين‌هاي رمان‌نويسي ادبيات معاصر محسوب مي‌شوند؛ در اين زمينه يكي از تازه‌ ترين  نمونه‌ها در ماه‌هاي اخير است.

  لغو امتياز چاپ سوم اثري كه برنده جوايز ادبي چون مهرگان و گلشيري بوده است، در اين شرايط معقول به نظر نمي‌رسد. كتابي كه حتي به عنوان يكي از نامزد‌هاي جايزه ادبيات دفاع مقدس، چند روزي موجبات خوشحالي و خوش‌بيني اهل قلم را نسبت به رويكرد متوليان فرهنگي كشور نسبت به ادبيات جنگ به همراه داشت، ولي متاسفانه بعد از گذشت چند روز از ارائه فهرست نامزدهاي اين جايزه ، از اين فهرست كنار گذاشته شد.

 اين جريانات در شرايطي اتفاق مي‌افتند كه پيش از اين مسولين وزارت ارشاد اعلام كرده‌بودند كه با هر گونه فعاليتي كه در حوزه فرهنگ و هنر كه با ارز‌ش‌هاي انقلاب و نظام در تعارض باشد برخورد مي‌شود حتي اگر آن فعاليت داراي مجوز باشد، مجوز آن باطل مي‌شود. با اين تفاسير اين سوال مطرح مي‌شود كه در صورت وجود قوانين خاص و تصويب شده در زمينه مميزي كتاب در كشور، با وجود صادر شدن مجوز براي چاپ اول و دوم اين آثار، لغو امتياز سومين چاپ از اين دو رمان به جز اعمال سليقه برخي از مسئولين و پافشاري آنها بر اجراي آن و هرج و مرج در تنظيم آنچه كه مي‌بايست به اصطلاح معيار مميزي قرار بگيرد، چه معنا و مفهومي مي‌تواند داشته باشد.  

هرچند در اين زمينه خوش‌بيني‌هايي وجود دارد كه به هرحال ادبيات در اين سرزمين جايگاه واقعي خود را پيدا خواهد كرد و اين فشارها و محدوديت ها لطمه‌اي به بدنه آن نخواهد زد، اما اين مسئله نيز قابل توجه است كه با توجه به وضعيت چاپ‌ و نشر در كشورمان و سرانه مطالعه و ميزان استقبالي كه از كتاب و كتاب‌خواني در كشور مي‌شود،آيا همين امر  موجب دامن زدن  و كاهش سرانه مطالعه در كشور نخواهد شد و اسباب بي‌رمق شدن پيكره ادبيات و فرهنگ در سرزمين‌مان را فراهم نخواهد كرد!

 متاسفانه با ادامه اين روند، مسئله‌اي كه در عرصه ادبي كشور اما در حاشيه آن پررنگ مي‌شود، سفارش نويسي به ويژه در حوزه ادبيات جنگ و خودسانسوري در ميان نويسندگان به ويژه نويسندگان  جوان است. جرياني كه بسياري از نويسندگان صاحب‌نام و مطرح كشورمان در مواجه با آن مقاومت كرده‌ و از خودسانسوري پرهيز نموده‌اند. آبكنار در مصاحبه با روزنامه‌ کارگزاران در اين باره مي‌گويد، « چيزي كه در تمام اين سال‌ها همواره در مقابل آن مقاومت كرده‌ا‌م خودسانسوري است. موقع نوشتن نه به مخاطب فكر كرده‌ام نه به چاپ اثر. برخلاف نظر وزير ارشاد من فكر مي‌كنم نويسندگان حداقل در اين عرصه بايد با خودشان صادق باشند. خصوصي‌ترين و شخصي‌ترين عرصه ما نوشتن است. اينجا جايي است كه نويسنده بايد به خودش وفادار باشد. اگر بنا باشد در خلوت فردي ‌مان هم خودمان را سانسور كنيم چه چيزي از ما باقي مي‌ماند؟»

 به هرحال سانسور كتاب در سال‌هاي اخير با اين رويه با اعتراض بسياري از ادب‌دوستان و نويسندگان كشور همراه بوده است، چرا كه ادامه يافتن اين رويه زندگي بسياري از نويسندگان مستقل و حرفه‌اي كشور را با مشكلات و موانعي مواجه كرده و آنها را از انتشار و چاپ آثارشان با اين شرايط منصرف كرده است. از اين رو به نظر مي‌رسد مراقبت همه‌جانبه و سياست‌هاي مورد تاكيد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراقبت از توليد آثار فرهنگي در تمامي‌ حوزها تنها نتيجه‌اش تا به امروز كم‌رنگ شدن فعاليت‌هاي گروهي از نويسندگان و مترجمان صاحب‌نام در كشور و كناره‌گيري آنها از انتشار و تجديد چاپ آثارشان است و الا با ادامه روندي كه اين وزارت‌خانه پيش روي خود دارد تنها موجبات رونق يافتن برخي از آثار مميزي شده، دم دستي، عشقي، سطحي و كم‌مايه از نظر فن و هنر نويسندگي را فراهم مي‌كند، آنها را كمياب و ناياب مي‌كند و موجب مي‌شود نسخه‌هاي متعددي از اين آثار به صورت‌هاي مختلف از اينترنتي تا زيراكسي و ... در اختيار مردم قرار بگيرد. به اين ترتيب با اين روند  اين نهاد علاوه بر اينكه از اهداف و سياست‌هاي خود دور مي‌شود ضربه جبران ناپذيري به پيكره ادبيات سرزمينمان وارد مي‌سازد.

 

 

 این یادداشت در دهمین شماره نشریه طبرستان سبز منتشر شده است. (اول تیر)

 

 

+ آمنه فرخی