

پائلو كوئيلو نويسنده صاحبنام برزيلي آخرين اثرش با نام «برندهي تنها» را به مخاطبان خود ارائه كرده است. او اين بار در اثر جديدش برخلاف ديگر داستانها و رمانهايش ماجرايي پليسيجنايي را دنبال ميكند كه فضايي كاملا گيرا و هيجانانگيز دارد.
داستان «برندهي تنها» كوئيلو در حقيقت جريان قتلها و جنايتهاي برنامهريزي شده يك ميليونر روسي ساكن فرانسه است كه محل اجراي جنايتش را فستيوال فيلم فرانسه انتخاب كرده است. به گفته كوئيلو، او خشونت و سختي به كار برده شده در اين رمان پليسي را با هدف توصيف دقيق و حسابشده دنياي عجيب "شهرت" با دقت فراوان در اين رمان پياده كرده و قصد داشته به واسطه اين رمان به مخاطبانش هشدار دهد كه فستيوالهايي از قبيل فستيوال كن كه در سراسر جهان برگزار ميشود عرصه بسيار عظيمي از ارتباطات، فعاليتهاي اقصادي و تجاري و بازاري براي جستوجو و كسب قدرت و شهرت جهاني هستند.
پائلو كوئيلو كه با انتشار اين اثر فروش كتابهايش در ميان 160 كشور جهان از مرز 100 ميليون نسخه گذشته است، چندي پيش در جشنواره فيلم كن طي اعلاميهايي كه توسط «واين اشتاين» در اين مراسم خوانده شد اعلام كرد كه مخالفتي با ساخته شدن فيلمي از معروفترين اثرش «كيمياگر» به كارگرداني «لارنس فيشبرن» ندارد و اميدوار است اين پروژه با موفقيت و كيفيت عالي به مراحل پاياني خود برسد.
كوئيلو چند ماه قبل در مصاحبهاي كه با روزنامه نيويورك تايمز انجام داد خوشحالي خود را از عملي شدن اين پروژه اعلام كرد و گفت: با ساخته شدن اين فيلم مطمئنا "كيمياگر" در همان مسيري كه ميبايست، قرار گرفته است.

گاوالدا كه سومين دهه زندگي خود را ميگذراند در پاريس متولد شده و در حال حاضر بهعنوان معلم ادبيات فرانسه در دبيرستاني مشغول تدريس است. اولين فعاليتهاي ادبي او در سال 1999 با انتشار مجموعه داستانهاي كوتاهش با عنوان «كسي را ميخواهم كه همواره منتظرم باشد» آغاز شد و پس از آن مجموعهها و رمانهاي متعددي از وي در بازار ادبي فرانسه به عموم علاقهمندان به ادبيات داستاني معرفي و ارائه شده است.
مجموعه داستاني «كسي را ميخواهم كه همواره منتظرم باشد» در فرانسه با استقبال خوبي روبهرو بود و پس از ترجمه به زبانهاي مختلف در 27 كشور ديگر با استقبالي كمنظير و فروشي بهيادماندني مواجهه شد.
اولين رمان وي با عنوان «دوستش داشتم» در سال 2002 منتشر شد و سال بعد از نشر، به زبان انگليسي نيز ترجمه شده است. اين رمان در حال حاضر توسط مينوخاني به فارسي برگردانده شده است. اين رمان داستان خانوادهاي است كه پدر خانواده بهطور ناگهاني همسر و دو دخترش را ترك ميكند و ماجراهايي را رقم ميزند كه موجب واكاوي و شناسايي شخصيت واقعي پدر، مادر و روابط آنها در طول زندگي مشتركشان ميشود.
دومين اثر گاوالدا نيز داستاني كوتاه و 90 صفحهاي با عنوان «35 كيلو اميد» است كه در سال 2003 در فرانسه منتشر و توسط آتوسا صالحي و انتشارات افق به فارسي ترجمه و منتشر شده است. «با هم بودن» سومين رمان اين نويسنده جوان فرانسوي نيز كه در سال 2004 در فرانسه منتشر شده با استقبال بينظيري مواجه شد.