تبليغاتX
اول شخص مفرد
شنبه بیست و پنجم آبان 1387
چوبک؛ امپرالیست یا ضدامپرالیست!

  

 ناتوراليسم از جمله مكاتبي است كه نسبت به ساير مكاتب ادبي چهارچوب‌ها ومرزبندي‌هاي مشخص‌تري دارد. از اين رو با توجه به قطعيت و اصول حاكم بر اين مكتب از جمله مكاتبي ناميده مي‌شود كه كمتر پيش آمده نامش به اشتباه بر اثري ادبي-هنري قرار گرفته باشد. ناتوراليسم در حقيقت همان  رئاليسم افراطي است. اين واژه از فلسفه گرفته شده و پس از عبور از هنر نقاشي وارد ادبيات شده  و به نوعي مفاهيم ماده‌گرايي را در بر مي‌گيرد.

ناتوراليسم در آلمان، آمريكا، فرانسه در حوزه‌هاي مختلف ادبي- هنري ديده مي‌شود، در انگليس به دلايل مختلف كه يكي از مهمترين آنها مسائل مذهبي است اين مكتب پيش از آن كه مجال شكوفايي داشته باشد توسط روحانيون و كشيشان سركوب مي‌شود. در ايران نيز اين مكتب  به صورت ناتوراليسم ايراني مطرح مي‌شود.علم‌گرايي كه از ويژگي‌ اصلي ناتوراليست‌ها بود در آن سالها به اين دليل كه هنور در ايران مطرح نبود و به نوعي دغدغه نويسندگان ايراني نيز محسوب نمي‌شد، موجب شد تا اين مكتب در ايران با تغييراتي همراه شود و ويژگي‌هاي ديگر ناتوراليسم چون جبر، پستي و پلشتي و ... قوت بيشتري در آثار نويسندگان پيرو اين مكتب داشته باشد. نويسندگاني  كه قطعا يكي از موفق‌ترين‌شان در اين مكتب  صادق چوبك است.

از اين رو در نشستي كه به همت سراي اهل قلم و با حضور رضا نجفي و دكتر كامران پارسي‌نژاد در محل اين مركز برگزار شد، پيرامون اين مكتب و ويژگي آثار صادق چوبك مباحثي با حاضرين جلسه مطرح شد. خلاصه‌اي از اين نشست را بخوانيد.

 رضا نجفي منتقد و مدرس نقد ادبي با اشاره به دوره انقلاب صنعتي و پيشرفت‌هاي سريع علم و صنعت در اين دوره و تاثير آن بر جهان ادبيات گفت: پيدايش انقلاب صنعتي و بروز تغييرات سريع در اين دوره مردم را به شدت تحت تاثير خود قرار داد و آنها را شيفته خود كرد. در اين دوره مردم معتقد بودند كه صنعت و تكنولوژي تمامي مشكلات آنها را حل خواهد كرد و خوشبختي به آنها روي مي‌آورد. اين علم باوري چنان گسترش پيدا كرد كه در ادبيات هم گروهي سعي كردند به همين سبك و سياق علمي بنويسند. در اين زمان يافته‌هاي داروين درباره ژنتيك به روي اين مكتب تاثير بسياري داشت، مباحثي كه امروز جزؤ موضوعات دقيق مطرح نيست. از اين رو مسئله جبر به شكل سه‌گانه‌اش جبر پدر و مادر، جبر محيط و جبر لحظه بر اين نويسند‌گان حاكم شد. بنابراين ناتوراليست‌ها آمدند همان اصول رئاليسم را پيش گرفتند و علاوه بر آن پيش‌فرض‌هايي علمي را نيز ملاك عمل خود قرار دادند.

نويسنده كتاب «درآمدي بر رمان معاصر غرب»، گرايشات غيرديني، انحطاط جنسي و الكليسم را از مضامين مورد توجه در اين مكتب دانست و گفت: اين مكتب در فرانسه خيلي زود مورد مخالفت كليسا و كشيش‌‌ها قرار گرفت چون ناتوراليست‌ها مي‌خواستند علمي بنويسند و از اين رو اشاراتي به يافته‌هاي داروين داشتند و از طرفي كليساها مدام در مقابل اين مسئله جبهه مي‌گرفتند و مانع از انجام كارشان مي‌شدند. در جامعه انگليس نيز به دليل محافظه‌كاري و سنتي بودن جامعه اصلا ناتوراليست اجازه ورود و عرض اندام پيدا نكرد و در آلمان نيز اين مكتب تنها در حوزه نمايشنامه‌نويسي موفق شد نمونه‌هايي را از خود  چون هاپتمن برجاي بگذارد.  در ايران نيز به جهت دغدغه‌هاي حاكم بر فضاي جامعه كه جداي از مسائل علم‌مداري و علم گرايي بود ناتوراليسم شكلي ديگر پيدا كرد. در اين حالت نگاه منفي به ذات بشر، غيرمذهبي بودن، پستي و فرومايگي انسان مورد توجه نويسندگان قرار گرفت. كه در اين ميان صادق چوبك يكي از قوي ترين و ماندگار ترين نويسندگان اين مكتب در ايران محسوب مي‌شود كه به جز رمان «تنگسير»ش تمامي آثارش جزو اين مكتب قابل بررسي اند.

 دكتر كامران پارسي نژاد دومين سخنران  اين نشست نيز بعد از ارائه سرگذشتي كوتاه از زندگي و آثار صادق چوبك و تاثيرات مكتب ناتوراليست بر او، درباره داستان «انتري كه لوطيش مرده بود» يادآور شد: اين داستان از نقطه اوج شروع مي‌شود و محور آن  انتري است كه شاهد مرگ لوطيش است. توجه به حيوانات در كارهاي چوبك چه در اين داستان و چه آثار ديگرش چون «عدل» و «قفس» از اين روست كه او تحت تاثير ناتوراليست‌ها مي‌خواهد اين ديدگاه را مطرح كند كه انسان‌ها بعضي‌مواقع جايگاهي پست‌تر از حيوانات دارند و هيچ روزنه‌اميدي پيش رويشان در زندگي وجود ندارد تا رنگ خوشبختي را ببينند.

وي با اشاره به مضمون سياسي داستان « انتري كه لوطيش مرده بود» ادامه داد: اين داستان كاملا تحت تاثير ديكتاتوري پهلوي و استعمارگري انگليس نوشته شده است. در حقيقت در اين داستان بعد از مرگ لوطي، انتر با زنجيري به گردن تنها مي‌ماند و پس از اينكه خودش را از زنجير رها مي‌كند و آزادي را تجربه مي‌كند به اين نتيجه مي‌رسد كه بدون لوطي سرانجامي خوشي در انتظارش نخواهد بود. پس او از لوطي متنفر است. مثل تنفري كه از ديكتاتوري و استعمارگري در چوبك و مردم وجود داشت.

اما چوبك در اين داستان با توجه به بازگشت انتر و اين تصوير كه نشان مي‌دهد او بدون لوطي نمي‌تواند زندگي كند به شكلي كاملا سياه و تاريك به اين نتيجه مي‌رسد كه مردمي كه دوره‌اي تحت سلطه ديكتاتوري پهلوي و يا استعمار انگليس زندگي كرده‌اند نمي‌توانند آزاد زندگي كنند.

نويسنده كتاب «ساختار و عناصر داستان» ادامه مي‌دهد: نگاه  سياه و منفور چوبك و زبان و لحن گزنده او در آثارش و همينطور نااميدي كه در غالب داستان‌هايش موج مي‌زند به هيچ وجه مورد توجه مخاطب قرار نمي‌گيرد. مخاطب به نوعي پس از خواندن يكي دو مورد از داستان‌هايي از اين دست آنها را پس مي زند. مقصود از مخاطب فردي است كه عادي باشد و دچار بيماري روحي نباشد. البته در اين باره نمي‌خواهيم جبهه‌بندي كنيم اما بايد بپذيريم كه فردي كه انقدر وقايع را سياه و تلخ مي‌بيند و هيچ روزنه‌اي از اميد در آثارش وجود ندارد، چه نويسنده باشد چه خواننده، حتما مشكلاتي دارد. از اين روست كه مخاطب در خوانش آثار او او احساس خستگي مي‌كند.

وي در ادامه صحبت‌هايش با اشاره به اين مطلب كه داستان‌هاي ناتوراليستي در مجموع چندان جذابيتي براي جذب مخاطب ندارند گفت: اين گونه داستان‌ها با رويكردي كه چوبك داشته عموما به نوعي ادبيات استعمار ناميده مي‌شود كه محل توجه كشورهاي استعمارگر است. و آنها از اين نوع كارها به نفع فعاليت‌هايشان ا ستفاده مي‌كنند. البته مقصودم اين نيست كه  چوبك آگاهانه در اين مسير قدم برداشته او هرگز نمي‌خواسته در راستاي امپراليست پيش رود او در حقيقت ضد امپراليست بوده است.

بخش‌هایی از این گزارش در همشهری مورخ ۲۵آبان منتشر شده است.

 

+ آمنه فرخی