
اندرو كوآن از جمله نويسندگاني است كه با جسارت و شجاعتي زياد اولين اثر داستانياش را با ناباوري تمام به دست ناشر سپرد و خود را در معرض نقد منتقدان ادبي قرار داد و اسباب شهرت را براي خود محيا كرد. «خوك» اولين تجربه داستان نويسي اين نويسنده كه صفحات آن به 100 نميرسد موجب شد تا سه سال پس از انتشارش بالغ بر 5 جايزه ادبي داخلي و خارجي به اندرو كوآن اين نويسنده جوان و نوقلم انگليسي تعلق بگيرد.
اندرو كوآن در سال 1960 در كورباي متولد شده و تحصيلاتش را در دانشگاه آنجليكاي شرقي به پايان رسانده است. نخستين رمان وي با عنوان «خوك» در سال 1994 منتشر شد. او اين رمان را در نااميدي محض به دست ناشر سپرد. اما پس از انتشار رمان، با ناباوري تمام اين كتاب مورد توجه منتقدان و مخاطبان ادبي قرار گرفت تا حدي كه جايزه ادبي « بتي تراسك» را از آن خود كرد و موجب شد تا اين نويسنده توسط روزنامه «ساندي تايمز» به عنوان يكي از نويسندگان جوان انگليس معرفي شود و جايزه جوان ترين نويسنده ادبي را از آن خود كند.
شايد بتوان اندرو كوآن را نويسندهاي خوشبخت خواند چرا كه وي با اولين رمانش كه كه تعداد صفحات آن به صد نميرسيد توانست منتقدان و مخاطبان بسياري را با خود همراه كند و علاوه بر جوايز ذكر شده جايزه كتاب سال «كنسول هنري اسكاتلند» و لوح ارزشمند انجمن « راث هادن» انگليس را به خاطر اين اثر از آن خود كند.

«زمين اشتراكي» دومين رمان اين نويسنده در سال 1996 منتشر شد. دو سال بعد 2000 وي سومين رمانش را با عنوان « سخت پوست» منتشر كرد و در آن داستان زندگي مردي مبارز را به تصوير كشيد كه براي شناسايي و پيدا كردن علت مرگ دو پسر و همسرش در تقلا و كشمكش است.
وي آخرين رمانش را با عنوان « آنچه من مي دانم» در سال 2005 منتشر كرده و تا به امروز اثر ديگري از وي منتشر نشده است.
اين نويسنده كه بواسطه اولين اثرش در ميان منتقدان ادبي خوش درخشيده است، در اثارش به لحاظ زبانشناسي و زبان شناختي و همينطور بازيهاي زباني ردپايي ديده نميشود. داستانهاي او به لحاظ تصوير سازي و پرداخت نيز عاري از خطرجوييها و جذابيتهاي تصويري است. و هيچ گونه صحنه فانتزي، تخيلي و سورئالي در آنها به چشم نميخورد. شخصيتهاي آثار او عموما قهرمان و اسطوره يا شخصيتهاي ماورايي نيستند. در حقيقت اين خاصيت لحن و نوشته اوست كه با سادگي و صميميت زيادي كه در خود دارد مخاطب را به راحتي با خود همراه ميكند و اين سوال را مطرح ميكند كه با توجه به جلوهها و تكنيكهاي بسيار زيادي كه براي نوشتن آثار ادبي در دنيا وجود دارد، چطور چنين روايت سادهاي از موضوعات توانسته تا اين حد مورد پسند عموم مردم و منتقدان ادبي قرار بگيرد.
شيوه نوشتن كوآن بسيار ساده است. عموما روايتها در اثارش توسط اول شخص مفرد صورت ميگيرد و ويژگيهاي آثار ناتوراليستي بر داستانهاي وي حاكم است. تعادل و نابساماني به نوعي نقطه اوج و فرود داستاني و همينطور دقت در جزئيات داستان و ايجاد هماهنگي مناسب ميان عناصر داستاني از جمله مهمترين اركاني است كه اين نويسنده در ارائه آثارش به آنها بسيار اهميت ميدهد و با وسواسي خاص آنها را اجرا ميكند.
او در آخرين رمانش با عنوان « آنچه من ميدانم» كه در سال 2005 به رشته تحرير در آورده است، داستان زندگي شخصيتي را با نام « ويل بروان» به تصوير ميكشد. «بروان» نويسنده است و بارها به دليل داستانها و رمانهايش مورد ستايش و تقدير جامعه ادبي كشورش قرار گرفته است در حاليكه او سادهترين شيوه را براي ارائه آثارش در نظر گرفته و آثار او خالي از هرگونه تكنيك است.
آندره كوآن به نوعي با ارائه اين رمان كاملا زيركانه و هوشيارانه به كندو كاو و بررسي وضعيت ادبيات داستاني، نقد و جامعه ادبي پرداخته و به نوعي داستاني از زندگي خودش را در معرض ديد همگان قرار داده است.
چشمان تو صدف است... بر آن گوش می خوابانم وقتی که خوابیده ای .... ( سجاد گودرزی)