تبليغاتX
اول شخص مفرد - یادداشتهای طنازانه یک بچه فیلسوف
هنر نسخه دوم جهان واقعی نیست از آن نکبت همان یک نسخه کافی است!
اندر مباحث مطرح شده در آخرين حلقه رندانه‌مان پيرامون زمان و مكان تشكيل  حلقه‌هاي رندانه بعدي.

 

پيرما هفته‌اي خواب و خوراك نداشتن و انديشيدن و ستون‌هاي جدول برنامه بالا و پايين كردن و شنبه و دوشنبه را سه‌شنبه و چهارشنبه كردن و بقيه قضايا.

 

پيرما در جمع ياران كاردان بود و اعتبار خويش نيكو مي‌دانست. پس چنان اتفاق افتاد كه شبي مريدان يك يك او را سلام و درود گفتند و گرد او حلقه زدند. او را گفتند: اي پير! چاره‌اي بينديش كه حلقه رندان را شنبه و چهارشنبه گرد كردن نتوانيم، كه اگر چاره‌اي نيانديشي دستت ببوسيم و پي‌كار خويش رويم و سال ديگر به خدمتت درآييم.

پير ما سر در گريبان تفكر فرود آورد و لختي بينديشيد. آنگاه سر برآورد و گفت: از پس سالها تجربت حلقه رندان گذاشتن و كار خود برداشتن جايز نبود. لاجرم دست به كار شويم و چاره‌اي انديشيم. 

پس پير ما جدول برنامه‌ها به دست گرفت. روزها و ساعت‌ها بالا و پايين فرمود، آن گونه كه مريدان طلب كرده بودند.

پس مريدان را طلبيد. خبر رسيد  طلبه جوان مجلس رندانه راه واتيكان پيش‌گرفته، ديگري به سواحل جنوب عازم شده و يكي پي حكمت در بابل عزيمت يافته و ديگري حلقه رندان بي مريدان تاب نداشته.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 20:59  به قلم آمنه فرخی  |