تبليغاتX
اول شخص مفرد - گونترگراس، پرنده‌اي كه لانه‌اش را به گند مي‌كشد.
هنر نسخه دوم جهان واقعی نیست از آن نکبت همان یک نسخه کافی است!

 نويسنده آثار سه‌گانه "طبل حلبي"، " موش و گربه" و "سال‌هاي سگي"  هشتاد ساله شد. بي‌ترديد گونترگراس را مي‌توان تاثيرگذارترين و جريان‌سازترين نويسنده معاصر  در ادبيات آلمان دانست، موضع سرسختانه او در برابر پورنوگرافي نه تنها تصوير ادبيات را در محافل و نشست‌هاي ادبي آلمان متحول كرده بلكه زاويه ديد جهانيان را به ادبيات آلمان جهتي تازه بخشيده است.

 

 

                                                                

 

گونترگراس برنده نوبل 1999 در مراسم اعطاي اين جايزه مي‌گويد: " از همان زماني كه نسبتا جوان بودم، ياد گرفتم كه كتاب مي‌تواند تاثيرگذار باشد، شجاعت و يا تنفر به وجود بياورد، بعد از چاپ "طبل حلبي" و "سالهاي سگي" اما، به ياد مي‌اورم كه مي‌گفتند: "كار گونترگراس شبيه پرنده‌اي است كه لانه‌اش را به گند مي‌كشد."

 

درست از همين زمان است كه گونترگراس به عنوان شخصيتي كه مورد بحث است، در جوامع ادبي مطرح مي‌شود. وي در جايي ديگر مي‌گويد: " با همه اين حرف‌ها زندگي مي‌كنم. اين وضعيت "هميشه مورد بحث بودن" را به عنوان چيزي زندگي‌بخش و البته به عنوان خطرات انتخاب شغلي‌ام پذيرفته‌ام و آن را درك مي‌كنم."

 

و اما گونترگراس علاوه بر نويسندگي، به عنوان شاعر، طراح و نقاش و مجسمه ساز، آثار بسيار ويژه‌اي را به جامعه هنري ارائه كرده است. به نظر مي‌رسد فعاليت‌هاي هنري او نوعي گذر سيال از شعر به رمان، از رمان به طرح و از طرح به مجسمه است.

در خصوص انديشه‌ها و آرمان‌هايش در دنياي نوشتن كه هيچ در آثار هنري ديگر او نيز، نمي‌توان اثري را يافت كه در آن امري غير سياسي مطرح باشد. در اين خصوص _ در مصاحبه با ميشاييل نويمان از روزنامه تسايت* _ مي‌گويد: " پرهيز از مسايل سياسي، يعني همان واقعيت‌هاي اجتماعي، خودش نوعي تصميم سياسي است. حتي اين دوري ممكن است باعث جمود سياسي شود. به نظر من سياست همانند ساير واقعيت‌ها ناشي از اين شناخت است كه ما حتي در عشق و خصوصي‌ترين مسايل خود نيز تحت تاثير شديد غول سياست هستيم. هر كسي كه چنين جنبه‌اي را ناديده انگارد، به نظر من واقعيت را مخدوش كرده است. همه جا مي‌توان سياست را حس كرد، حتي سياست بر روياهاي ما تحميل مي‌شود."

 

به هر حال گونترگراس به گفته‌ خودش نويسنده‌اي است كه بر ضد زمان سپري‌شونده قلم مي‌زند و شرط اين گونه نگارش را حاصل "انسان معاصر" بودن و نه حاصل بي‌زماني و غرق شدن در فرادستي‌ها مي‌داند. "طبل‌حلبي"** گونترگراس با وجود اينكه در زمان چاپ موجب شد تا گراس را به دين‌ستيزي و انحرافات اخلاقي متهم كنند، اما امروز به قول اكثر منتقدان ادبي يكي از شاهكارهاي مسلم گراس و شايد يگانه اثر ستايش‌انگيز او به شمار رود. فصل آغازين اين اثر يكي از زيباترين سرآغازها در تاريخ ادبيات جهان به شمار مي‌رود.

 

و اما شعرهاي گونترگراس هر چند تعدادشان زياد نيست اما همين تعداد كم، معاني و بيان فوق‌العاده دل‌انگيزي دارند. به بهانه سالروز تولدش (16 اكتبر 1927) قطعات "بدون چتر"، " احساس مسخره در تخت دو نفره" و "روزهاي تعطيل" او را به ترجمه محمود حسيني زاد بخوانيد.

 

 

بدون چتر

 

باران كه شدت‌ گرفت،

پيرزن زد زير گريه.

از اتومبيل گشت پليس كه رد مي‌شد

پليسي داد زد و به زن گفت: خودتان را كنترل كنيد.

به خاطر شما كه نمي‌بارد.

 

احساس مسخره در تخت دو نفره

 

تنهايي رفتار غريبي دارد،

نمي‌خواهد تنها باشد.

تنهايي از جا مي‌پرد

براي پرشش انتظار تشويق دارد.

تنهايي تحمل خودش را ندارد،

صداي خاراندن خودش را گوش مي‌كند.

تنهايي خريد مي‌كند: زنگوله، بوق،

چيزهايي كه سر و صدا مي‌كنند.

تنهايي بيرون مي‌رود، به خودش بر مي‌خورد،

براي خودش دوبل سفارش مي‌دهد.

تنهايي مي‌خوابد

و هيچي مزاحم نيست.

 

 

روزهاي تعطيل

 

هر بار كه كسي اسمي از مسيح مي‌برد،

بايد سيگاري روشن كنم.

منجي اين عالم

سلامتم را ويران مي‌كند .

 

 

 

* اين مصاحبه به ترجمه سعيد فيروزآبادي در شماره 48 نشريه بخارا منتشر شده است.

** "طبل حلبي" ترجمه سروش حبيبي در سال 80 توسط انتشارات نيلوفر منتشر شده است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 19:42  به قلم آمنه فرخی  |