تبليغاتX
اول شخص مفرد - مصائب تشكيل مركزي براي ساماندهي ترجمه*
هنر نسخه دوم جهان واقعی نیست از آن نکبت همان یک نسخه کافی است!

آنكه گفت آري و آنكه گفت نه!

 

 

خبر تاسيس مركزي براي ساماندهي ترجمه  اين روزها حرف و حديث‌هاي بسياري به دنبال داشته است. طرح اين موضوع از سويي موجبات نگراني مترجمان به ويژه مترجمين نوقلم را به همراه داشته و از سويي ديگر احتمال تشديد مميزي در امر ترجمه را در حوزه چاپ و نشر كتاب قوت بخشيده است. ارائه اين طرح كه به فاصله كمي پس از مطرح شدن طرح ساماندهي ترجمه معارف‌ اسلامي در خارج از كشور توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي صورت گرفت، سوالات و ابهامات زيادي را براي مترجمين و اهل قلم به همراه داشت و موافقين و مخالفين بسياري را به خود مشغول كرد.

 

مترجماني كه از اين طرح استقبال كرده‌اند، راه‌اندازي اين مركز را براي بهبود وضعيت ترجمه و برطرف شدن مشكلات موجود در اين حوزه مفيد مي‌دانند و معتقدند اين مركز با ارائه خدمات مناسب و لازم مي‌تواند خدمت بزرگي را براي تسهيل امر ترجمه و بهبود وضعيت مترجمين در كشور ايجاد كند. البته اين گروه محقق شدن اين امر را مشروط به اين شرط دانستند كه ايجاد اين مركز خود اسباب مانع‌تراشي در حوزه ترجمه را فراهم نسازد!

 موافقان اين طرح، تاسيس مركز ساماندهي ترجمه را در شناساندن ادبيات معاصر و كلاسيك كشورمان به جهانيان موثر و راهگشا مي‌دانند و مي گويند اين مركز مي‌تواند همانند مرجعي قدرتمند با هماهنگ كردن برنامه‌ها و تنظيم پروژه‌ها مانعي براي روبه‌رويي مترجمان با ترجمه‌هاي مكرر از يك اثر باشد.

اسدالله امرايي ايجاد مركز ساماندهي ترجمه را براي بسامان شدن ترجمه آثار ايراني به ساير زبان‌هاي خارجي، طرحي جالب و موفق مي‌داند اما، اجراي اين طرح را براي ساماندهي ترجمه آثار خارجي به زبان فارسي غيركاربردي و ناكارآمد مي‌خواند. وي معتقد است: "در اين زمينه سرمايه‌گذاري براي معرفي آثار ايراني به كشورهاي ديگر كار بسيار ارزشمندي است. از طرفي مركز ساماندهي ترجمه مي‌تواند همانند "خانه ترجمه" كه توسط مرحوم ابراهيمي الوندي اداره مي‌شد، مشغول فعاليت و اطلاع‌رساني شود، به اين ترتيب كه  معرفي آثار خارجي به مترجمان، تهيه فهرست و خلاصه‌ كتاب‌ها، بازاريابي و ... را در دستور كار خود قرار دهد. هر چند كه حوزه فعاليت "خانه ترجمه" محدودتر و كوچك‌تر از حوزه كاري مركز سازماندهي ترجمه است، اما رسيدگي به اين امور اگر در برنامه‌هاي اين مركز باشد به حق قدم موثري در امر ساماندهي ترجمه برداشته شده است."

امرايي معتقد است اگر سروسامان دادن به ترجمه را به معناي اعمال سليقه در نظر بگيريم اين طرح نه تنها كاري را پيش نخواهد برد بلكه خود مشكلي بر مشكلات قبلي خواهد افزود. اين مترجم در ادامه صحبت‌هايش مي‌گويد: "قطعا هر دو بخش خصوصي و دولتي در اجراي اين پروژه با مشكلات و موانعي روبرو خواهند بود. بخش خصوصي در اين حوزه حتما  مشكلات مالي خواهد داشت و دولت نيز به دليل الزامات سياسي كه پيش‌رو دارد، قطعا در اجراي اين پروژه به موفقيتي نخواهد رسيد."

و اما مخالفان اين طرح  ضرورتي براي تشكيل اين مركز احساس نمي‌كنند. اين گروه معتقدند كه اجراي قانون كپي‌رايت در ايران خود به تنهايي مشكلات موجود در زمينه ترجمه را مرتفع خواهد كرد و ايجاد اين مركز براي مترجمان تنها به مانع‌تراشي‌ها در اين زمينه خواهد انجاميد. اين گروه  ترجمه آثار فارسي به زبان‌هاي ديگر را از قدرت مترجمان داخلي خارج مي‌دانند و معتقدند كه در اين حوزه لازم است مترجميني كه زبان بيگانه به عنوان زبان اول آنها مطرح است و با زبان فارسي نيز به عنوان زبان دوم آشنايي دارند اين كار را بدست بگيرند.

مخالفان تاسيس مركز ساماندهي ترجمه بر اين باورند كه در هيچ‌ كشوري چنين مركزي براي ساماندهي ترجمه وجود ندارد و آثار ادبي، فرهنگي و ... در كشورهاي ديگر خود راه را براي ترجمه شدن به ديگر زبان‌ها باز مي‌كنند.

مژده دقيقي در اين خصوص سوالي را مطرح مي‌كند، تاسيس چنين مركزي چه نفعي براي مترجم خواهد داشت؟ تنها كساني كه مي‌توانند در اين حوزه براي مترجمين كاري انجام دهند، ناشرين هستند. متاسفانه امروز هر نهادي كه در كشور تشكيل مي‌شود به جاي رفع مشكلات خود مانع‌تراشي مي‌كند و به  مشكلات قبلي مترجمين باري اضافه مي‌كند.

 

ادامه گزارش

* اين گزارش در روزنامه همشهري22‌آذر منتشرشده‌است.

 

در همین رابطه مصاحبه اول شخص مفرد با "پیروز قاسمی" درباره فعالیت های "خانه ترجمه" را بخوانید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 9:52  به قلم آمنه فرخی  |