|
هنر نسخه دوم جهان واقعی نیست از آن نکبت همان یک نسخه کافی است!
|
من فكر ميكنم كه هيچ چيز پيش پا افتاده تر، عاميانهتر و كراهتآورتر از عقيده نيست.
همه بيخواب شدند، كم خواب شدند، كم خوابي ظاهرا اساس كار روشنفكران است. از آن لذت می برند.
گاهي فكر ميكنم بيشك ميل به درمان دارند، اما نميخواهند به كلي از شرش خلاص شوند. گويا باور دارند كه بيخوابي مختصر يا كمخوابي اساس و بنیاد کارشان است.
بيوقفه همگي در حال نشخوارند. واژهها و تركيبات را كش ميروند، نشخوار ميكنند، ميبلعند، دوباره نشخوار ميكنند.
از كمخوابي مينالند، قرص خواب ميخورند، دو تا و سه تا و چهار تا. بيخوابي امانشان نميدهند. سركار ژست ميگيرند: " با سه تا ديازپام هم پلكهايم بسته نمی شود"
بي شك ميل به درمان دارند. اما نميخواهند به كلي از شرش خلاص شوند. ابدا فكر نكنيد بي خوابي براي آنها ادا، ادعا يا چيزي بياهميت است، به هيچ وجه. روشنفكر اينگونه ساخته شده است.