|
هنر نسخه دوم جهان واقعي نيست. از آن نكبت همان يك نسخه كافي است!
|
به من چه مربوط كه ماياكوفسكي تاب خيابان را ندارد، كه ماريا الكساندرونا به خانه راهش نميدهد، كه شانههايش تحمل ميليونها عشق بزرگ و كوچك، حتي عشقي پاك را ندارد!
به من چه مربوط كه ماريا الكساندرونا در اودسا به او گفت: " خواهم آمد، ساعت چهار".
و ساعت پنج شد.
هفت شد.
هشت شد.
و خبري در خيابان نبود جز قارقار كلاغهاي وحشي.
به من چه مربوط كه ماياكوفسكي از پاي درآمد، از پاي افتاد. اي خداي بزرگ به من چه مربوط!!!
براي اعصابم خوب نيست. براي قلبم همينطور. حتي براي سر و گوش و چشم و زبان و كبد و كليه ام خوب نيست، دردناكشان ميكند.
آقا جان دست از سرم بردار. به من چه مربوط؟